بس که جفا زخار و گل دید دل رمیده ام – محمدرضا شجریان

محمدرضا شجریان

تصنیف حاصل عمر

بس کــه جفا زخار و گل دید دل رمیده ام

همچو نسیم از این چمن پای برون کشیده ام

شمع طرب زبخت ما آتش خانــه سوز شد

گشت بلای جان من عشق بــه جان خریده ام

حاصل دور زندگی صحبت آشنا بود

تا تو زمن بریده ای من زجــهان بریده ام

تا بــه کنار من بودی . بود بــه جا قرار دل

رفتی و رفت راحت از خاطر آرمیده ام

چون بــه بــهار سر کند لالــه زخاک من برون

ای گل تازه یاد کن از دل داغ دیده ام

تا تو مراد من دهی . کشتــه مرا فراق تو

تا تو بــه داد من رسی . من بــه خدا رسیده ام

برچسب ها :

همچنین ببینید

ای سینه امشب از غمت فریاد کن  – محمدرضا شجریان

ای سینه امشب از غمت فریاد کن – محمدرضا شجریان

فریاد غم ای سینــه امشب از غمت . فریاد کن فریاد کن ای دیده اندر …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.