خانه / مشاهیر و بزرگان / سخنان و جملات زیبای سال بلو

سخنان و جملات زیبای سال بلو

سخنان و جملات سال بلو

سخنان و جملات زیبای سال بلو – سائول بلو. نویسنده آمریکایی کانادایی تبار

وی به خاطر دستاوردها و آثار ادبی خویش. برنده جایزه نوبل ادبیات. جایزه پولیتزر و نشان ملی هنر آمریکا شد

سخنان و جملات زیبای سال بلو

سخنان و جملات زیبای سال بلو

هر آدمی به خوبی چیزی است که دوست می دارد.

جملات زیبای سال بلو

گهگاه از بازگو کردن این مسئله لذت می برم که تقریبا ده لطیفه زندگی هر انسانی را دربرمی گیرد

یکی از لطیفه های محبوب من درباره خواننده آمریکایی است که برای نخستین بار در ساختمان اپرای لا اسکالا به عالم هنر پای گذاشت

او اولین تک خوانی خود را اجرا کرد که مورد تشویق گسترده تماشاچیان قرار گرفت. جمعیت یکپارچه فریاد می زدند

دوباره. زنده باد. زنده باد! او برای بار دوم همان تک خوانی را اجرا کرد و باز هم صدا زدند

دوباره! و بعد تا سومین و چهارمین بار و . ادامه یافت. در نهایت نفس نفس زنان و با خستگی پرسید: چند بار دیگر باید این آواز را تکرار کنم ؟

ناگهان شخصی از میان جمعیت پاسخ داد: تا زمانی که درست خواندن را یاد بگیری. این حالت برای من نیز صدق می کند

همیشه احساس می کنم. آنچنان هم که باید. به درستی اجرای خوبی نداشته ام. در نتیجه به خواندنم ادامه میدهم.

جملات زیبای سال بلو

… نویسندگی درباره مسائل عمومی به اندازه نوشتن درباره مسائل خصوصی آسان است

بی باکی و اعتماد به نفس تمام آن چیزی است که در این میان لازم می شود.

جملات زیبای سال بلو

با وجود اینکه تمام زندگی ام دانش آموزی آماتور در راه آموختن تاریخ و سیاست بوده ام

ولی تاکنون چیزی از این دست را امتحان نکرده ام

این مهم برایم واضح شد که هیچ نوع تخیلی در جهت مشکلات شهرهای غیراخلاقی پیاده سازی نشده است

تمام شیوه های استفاده شده در بررسی این موضوعات حول و حواشی مسائل فنی. اقتصادی

و اداری بوده و هیچ کس توانایی ارائه مفهومی از چنین زندگی هایی را نداشته است.

سخنان سال بلو

ظاهرا تعداد زیادی از هم دوره ای هایم اهل خطرپذیری های شخصی نیستند

آنها درباره نوجوانان آسیب دیده یا ماجراجویی های احساسی می نویسند و هیچ مشکل خاصی را به میان نمی آورند

اما آسیب های قومیتی کمتر مورد توجه قرار می گیرند و حتی کمتر قدرت های حاکمه را که در جایگاه امنی قرار دارند به چالش می کشند

اما من درباره زوال زندگی در شهرهای آمریکا کاملا بی رودربایستی حرف می زنم و اصلا برایم جای تعجب ندارد اگر مورد انتقاد قرار گیرم

ولی اگر کسی تمام طول عمر به خود گفته باشد که یار و دوستدار حقیقت است

زمانی فرا خواهد رسید که یا باید زبان به سخن بگشاید یا سکوت اختیار کند

به رغم وجود تمام بی توجهی ها. آنها نمی توانند با بی اعتنایی این مسئله را نادیده بگیرند.

جملات زیبای سال بلو

من به عنوان پسر کسی که وارد کننده پیاز و مهاجری از روسیه بوده. اصلا فکر نمی کنم که در دوران جوانی شخصی آگاه و فرهیخته بودم

شیکاگو شهری نیست که انسان های فرهیخته ای را پرورش دهد. اما در این شهر بود

که من به عنوان پسربچه ای یهودی و مهاجر. انگیزه راسخ تبدیل شدن به نویسنده ای آمریکایی را به دست آوردم

اما در این میان باید راه حلی پیدا می کردم که ثابت کند من دچار توهم نشده ام و اینکه می توانستم جملات انگلیسی بنویسم و توجه خوانندگان را به خود جلب کنم

در آن روزگار. تشکیلات سفید پوست پروتستان آنگلوساکسون گوش شنوایی نداشتند

مگر اینکه استوارنامه ای ارائه می دادم ؛ ولی امروز وضع فرق کرده است.

جملات زیبای سال بلو

وقتی آزادانه حرف زدم. دست خود را گرفتم و تازه متوجه جریان زندگی در نبض هایم شدم

هنوز اول راه بودم و چیزهای زیادی وجود داشت که باید تحت سلطه خود درمی آوردم.

جملات قصار سال بلو

من خودم را آمریکایی و میراث دار قوم یهود می دانستم. وقتی اکثر مردم کسی را نویسنده یهودی می نامند

این راهی است تا او را کنار بزنند. آنها درباره قدرت نویسنده های یهودی که انجیل عهد عتیق را نوشتند

حرفی به میان نمی آورند. آنها مقصود نوشتن رمان را در این می بینند که نیاز به دانستن رفتاری اجتماعی باشد

احساس می کنم بسیاری از نویسندگان ( در طی دهه ۵۰ و اوایل دهه۶۰ ) با همکاران یهودی خود با پستی و بی شرمی غیر قابل بخششی برخورد کرده و رفتاری ضدیهود دارند.

جملات زیبای سال بلو

سال های سال موتسارت برایم به نوعی بت شده بود

این سبک موسیقی دارای شور و شعفی بود که برایم همیشه در لبه اندوه. افسردگی. یاس و نومیدی حرکت می کرد

اما پیوسته انتظار شنیدن ناگهانی موسیقی دلپذیری را داشتم. با خلق و خوی موتسارت خود را سازگار می دیدم

نمی گویم که در حد و اندازه استعداد او قرار دارم. اما اغلب احساس می کنم شباهت هایی زیادی به او دارم.

جملات زیبای سال بلو

… نسل جدیدی پدیدار شد که از دانشگاه کلمبیا بیرون آمده و از شاگردان لیونل تریلینگ بودند

و ناگهان سرتاسر جو نیویورک را طاعون سیاست فراگرفت

بعد از وقوع جنگ ویتنام و بسیاری از مسائل دیگر. مردم در کمپ دور هم جمع شدند

و این در حالی بود که من با جنگ مخالفت می کردم و حاضر نبودم تا به گروه های جدید ملحق شوم

آنجا بود که دلایلی کافی برای ترک نیویورک پیدا کردم. چرا که علایق ادبی ام من را پایبند آنجا کرده بود

اما دیگر نیویورک برای نویسنده مستقلی چون من جای مناسبی نبود

سخت می شد هم صحبتی پیدا کرد و از آن دشوارتر. آلوده نشدن به آن جریان ها کار مشکلی بود.

جملات کوتاه و خواندنی سال بلو

به عقیده من هر نویسنده زمانی در مسیر اصلی قرار می گیرد که درهای ذاتی و شهود ژرف او باز شده باشد

جمله ای می نویسید که از آن منبع بیرون نیامده است و بنیادی مستحکم از آب درنمی آید

در نتیجه جلوه مصنوعی در آن صفحه ایجاد خواهد کرد. همیشه احساس می کردم که نویسنده.

ابزاری کارآمد به شمار می آید. وقتی کار خوب پیش می رود. نشانه این است که قدرت نهان بینی اش به خوبی عمل کرده است

هر وقت کتابی را منتشر می کنم که توجه زیادی دریافت می کند. از مردم اقصی نقاط جهان می شنوم که تفکری همسان من داشته اند.

جملات زیبای سال بلو

دریافت جایزه نوبل همه چیز را تغییر داد. از جهتی احساس مسئولیت مضاعفی داشتم و اگر آکادمی در اعطای جایزه خطایی کرده باشد.

باید از این فرصت نهایت استفاده را ببرم و تعادل و متانت خود را حفظ کنم و از هر گونه احساس نگرانی که چنین افتخاری با خود به همراه دارد اجتناب بورزم.

اصلا قصد ندارم سنگینی حلقه این افتخار مرا با خود غرق کند.

جملات زیبای رمان هرتزوگ اثر سال بلو

زندگی اش. آن طور که در اصطلاح می گویند. تباه شده بود ؛

ولی چون زندگی اش از اول هم چیزی نبود. پس چندان هم جای تاسف نداشت.

جملات زیبای رمان هرتزوگ

هرتزوگ عاشق مادلین بود و تاب تحمل دوری دختر کوچکش را نداشت. اما مادلین نمی خواست زن او باشد

و می بایست به خواسته های مردم احترام گذاشت. عصر بردگی مرده است.

جملات زیبای رمان هرتزوگ

یا زندگی کن یا بمیر ؛ ولی همه چیز را آلوده نکن.

جملات زیبای رمان هرتزوگ

آدم نمی تواند این پدر سوخته را هیچ کاریش هم بکند. نمی شود که دورش انداخت. چیز دست و پاگیری است. این روح!

جملات زیبای رمان هرتزوگ

حقیقت گویی صاف و پوست کنده. بازی بچه گانه ای است.

جملات زیبای رمان هرتزوگ

شگفت آور است که نفرت به قدری شخصی است که تقریبا به عشق شباهت دارد.

جملات زیبای رمان هرتزوگ

آدم های با فرهنگ. بهترین چیزهایی را که در کتاب ها پیدا می شود . انتخاب می کنند و خودشان را در آن می پوشانند.

همان طور که بعضی از خرچنگ ها خودشان را با علف های دریایی زیبا می کنند.

جملات زیبای رمان هرتزوگ

کی می داند چرا! خدا عین خیالش هم نبود که به سر من و غرورم چه می آید.

جملات زیبای رمان دم را دریاب اثر سال بلو

واسه من اینجوریه که بیشترین کارایی رو وقتی دارم که محتاج پولش نیستم.

وقتی فقط عشق دارم. بدون اجرت مالی خودمو از عوامل تاثیرگذار اجتماعی دور نگه می دارم.

مخصوصا پول. چیزی که من دنبالشم پاداش معنوی. آوردن مردم به درون اینجا و اکنون. توی جهان واقعی.

یعنی در لحظه حال. گذشته به درد ما نمیخوره. آینده پر دلواپسیه. فقط حال واقعیه. همون اینجا و اکنون. دم را دریاب . !

جملات زیبای رمان دم را دریاب

خیلی از آدم ها می دانند چه باید بکنند. ولی چند نفرشان می توانند انجامش دهند ؟

جملات زیبای رمان دم را دریاب

ویلهلم به حقیقت احترام می گذاشت اما توان دروغ گفتن نیز داشت.

جملات زیبای رمان دم را دریاب

وقتی آدم به سن خاصی می رسه دیگه از نو شروع کردن همه چیز نمیتونه خوشایند باشه.

هر چند که یه آدم کاردان همیشه می تونه این کار رو بکنه.

جملات زیبای رمان دم را دریاب

من با حقایق سر و کار دارم. حقایق همیشه هیجان انگیزند.

جملات زیبای رمان دم را دریاب

گذشته به درد ما نمی خوره. آینده پر از دلواپسیه. فقط حال واقعیه. همون اینجا و اکنون. دم را دریاب.

جملات زیبای رمان دم را دریاب

چه طور می تونی با کسی این رفتار رو بکنی که این همه باش زندگی کردی.

کسی که برات از جونش مایه میگذاشت ؛ که تلاش می کرد ؛ که عشقش بودی.

جملات زیبای رمان ” و این حقیقت ” اثر سال بلو

اگر حقایق روشن شوند. معلوم می شود که مردم پشت میله خطاکارتر از مردم بیرون نیستند.

جملات زیبای رمان و این حقیقت

عشق می تواند گویاترین واژه متداول باشد که نشان دهد امی برای من چه بود. اما آدم را به کجا می برد ؟

بر فرض جای عشق بگویی ” در “. چه نوع دری ؟ دری که دستگیره دارد.

قدیمی یا جدید است. سالم یا زهوار دررفته است و آیا آدم را به جایی هدایت می کند ؟

نیم قرن خیال پردازی. حدس و گمان. شیفتگی و گفتگوهای خیالی با او. سرمایه گذاری من است.

پس از چهل سال خیال پردازی مستمر احساس می کنم در هر روز و هر لحظه مشخص می توانم او را مجسم کنم.

مثلا وقتی در کیف اش را باز می کند تا کلید خانه اش را پیدا کند بوی آدامس نعنایی از آن بیرون می زند .

جملات زیبای رمان ” دسامبر رئیس دانشکده ” اثر سال بلو

اگر شب آنقدر سرد و سیاه نبود. هیچ یک از این حرف ها به زبان آورده نمی شد. شب باعث می شد آدم اغراق کند.

جملات زیبای رمان دسامبر رئیس دانشکده

یکی از مشکلات همیشگی انسان در زندگی و در هر سن و سالی. مشکل احمق نبودن بود.

جملات زیبای رمان دسامبر رئیس دانشکده

عجبا که مردم چه قدر تحریک پذیرن و آدم چه واکنش های جورواجوری می بینه. واقعا فکر و ذهن آدم را تحریک می کنن.

جملات زیبای رمان ” مرد معلق ” اثر سال بلو

یک ریز کتاب های جدید را سریع تر از آنکه بتوانم بخوانم می خریدم. چون تا زمانی که مرا احاطه کرده بودند وسعت زندگی ام را تضمین می کردند و بسیار با ارزش تر و ضروری تر از زندگی روزمره ای بود که مجبور به ادامه آن بودم.

جملات زیبای رمان مرد معلق

در هر کس نشانه ای خنده دار و غیرعادی وجود دارد. نمی توانی همه چیز را با هم تحت کنترل درآوری.

جملات زیبای رمان مرد معلق

آیا خداوند واقعا وجود دارد ؟ بله خداوند وجود دارد چه او را تصدیق کنیم چه نه.

جملات زیبای رمان مرد معلق

نمی خواهم آویزان زندگی شوم. من نه آن قدر فاسد شده ام و نه آن قدر سرسختم که بتوانم زمانی که زندگی ام در خطر نابودی است از آن لذت ببرم.

جملات زیبای رمان ” هدیه هومبولت ” اثر سال بلو

ای کاش می دانستم چرا تا این حد نسبت به درگذشتگان وفادارم. وقتی خبر مرگشان را می شنیدم اغلب اوقات با خودم می گفتم باید پی کارشان را بگیرم. کار ناتمام شان را به فرجام برسانم ؛ و البته نمی توانستم این کار را بکنم. در عوض متوجه شدم بعضی از خصلتهای آنها به تدریج به خصایل خودم من تبدیل می شوند.

جملات زیبای رمان ” سلطان باران ” اثر سال بلو

انسان بودن بدبختی بزرگی است.

سخنان و جملات زیبای سال بلو

همچنین بخوانید : جملات زیبای استیون کینگ

منبع : fa.wikiquote.org

برچسب ها : ,

دیدگاهتان را بنویسید

፨ لطفا نظر خود را درباره این صفحه بیان کنید ፨

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *