خانه / جملات زیبا فلسفی و آموزنده ساموئل بکت

جملات زیبا فلسفی و آموزنده ساموئل بکت

جملات و سخنان آموزنده و فلسفی ساموئل بکت

سخنان و جملات زیبای ساموئل بکت – ساموئل بارگلی بِکت نمایشنامه نویس ، داستان نویس و شاعر ایرلندی تبار و برنده جایزه نوبل ادبیات

سخنان و جملات زیبای ساموئل بکت

جملات و سخنان کوتاه فلسفی آموزنده و زیبای ساموئل بکت

مراقب مردنم نخواهم بود . این کار همه چیز را ضایع می کند

جملات فلسفی ساموئل بکت

دیگر به سوالی جواب نمی دهم.حتی سعی می کنم دیگر از خودم هم سوال نکنم

مدتی را که انتظار می کشم برای خودم داستان خواهم گفت . اگر بتوانم

نه از آن جور داستان هایی که تا به حال بوده . والسلام.نه زیبا خواهد بود نه زشت . آرام خواهد بود

دیگر در آن ها زشتی یا زیبایی یا هیجان نخواهد بود . تقریبا فاقد حیات خواهد بود . مثل گویند ی آن ها

جملات قصار ساموئل بکت

طولی نکشید که دیدم توی تاریکی تنها هستم

برای همین است که شوق بازی را کنار گذشتم و برای همیشه خودم را سپردم به بی شکلی و بی حرفی

به حیرت بدون کنجکاوی . به تاریکی . به سکندری خوردن های طولانی

با دست های گشوده . و پنهان شدن.این است شوقی که تقریبا یک قرن است که هرگز نتوانستم از آن جدا شوم

جملات آموزنده ساموئل بکت

معمولا نمی دانستم کجا میروم . ولی می دانستم که می رسم . می دانستم که این جاده ی بن بست دراز به آخر می رسد

جملات ارزنده ساموئل بکت

روشنائی درخشان لازم نیست . برای اینکه آدم در بیگانگی زندگی کند فقط یک فتیله کافی است . به شرط اینکه صادقانه بسوزد

جملات حکیمانه ساموئل بکت

پس من راه خودم را خوب نمی شناخته ام

در نوعی اغما زندگی کرده ام

برای من فقدان هوشیاری هیچ وقت فقدان مهمی نبوده است

جملات کوتاه ساموئل بکت

من ادعای هشتاد سالگی دارم

اما نمی توانم این را ثابت کنم. شاید فقط پنجاه ساله یا چهل ساله باشم

از وقتی که حساب آنها را داشته ام قرن ها می گذرد

سال های عمرم را میگویم

جملات ارزشمند ساموئل بکت

به پشت دراز می کشم . گونه ام روی بالش است

فقط کافی است چشم هایم را باز کنم تا دوباره آغاز شود

آسمان و دود بشریت

سخنان حکیمانه و زیبای ساموئل بکت

همه ی حواسم بر ضّد من برخاسته اند

همه ی حواسم. من . تاریک و خاموش و پوسیده

برای آنها طعمه ی به درد خوری نیستم

جملات زیبای ساموئل بکت

من از صدای خون و نفس فاصله زیادی دارم . محصورم

از رنج هایم حرف نخواهم زد

میان آنها سخت قوز کرده ام و چیزی حس نمی کنم

همانجا ست که می میرم . در حالی که برای جسم ابلهم ناشناخته می مانم

سخنان زیبای ساموئل بکت

حس می کنم تاریکی قدیم انبوه می شود . و انزوا پیش می آید

انزوایی که به یاری آن خودم را می شناسم و بانگ آن نادانی را می شنوم که شاید عالی باشد

اما بزدلی محض است

جملات زیبای ساموئل بکت

مختصر تاریکی فعلا اهمیتی ندارد

آدم درباره اش فکر نمی کند و پیش می رود. اما من می دانم تاریکی یعنی چه

انبوه میشود غلیظ می شود . بعد یک دفعه منفجر میشود و همه چیز را غرق می کند

جملات زیبای ساموئل بکت

هیچ چیز واقعی تر از هیچ چیز نیست

جملات زیبای ساموئل بکت

مثل اینکه به محراب پناه ببرم به سوی تاریکی هایم می گریختم

به دامن او که نه میتواند زندگی کند . نه زندگی دیگران را تحمل کند پناه می برم

جملات زیبای ساموئل بکت

در راهرو های قطار زیر زمینی و تعفن آدم های ذله ی این راهرو ها که از گهواره تا گور می شتابند تا در وقت مناسب به جای مناسب برساند

جملات زیبای ساموئل بکت

حالا این من . منی که همیشه فکر می کردم چروک خواهم خورد

چروک خواهم خورد . بیشتر و بیشتر تا اینکه بالاخره بتوانم تقریبا در یک جعبه ی کوچک جواهر مدفون شوم

دارم اینطور آماس می کنم

جملات زیبای ساموئل بکت

آخرین سفرم به اعماق تالار های دراز مانوس

با خورشید ها و ماه های کوچکم که در بالا می آویزمشان . و جیب هایی پر از ریگ به منزله ی آدمیان و فصل هاشان

اگر بخت یاری کند . آخرین سفرم خواهد بود

آنوقت به اینجا بر خواهم گشت . به خودم بر خواهم گشت

به هر معنی که بگیریم . و دیگر خودم را ترک نخواهم کرد

دیگر از خودم چیزی را که ندارم نخواهم خواست. یا شاید همه ی ما برگردیم

با وحدتی مجدد برگردیم . بی جدایی . بی آنکه جاسوسی یکدیگر را بکنیم

به این آغل کوچک پلید برگردیم . آغلی سراسر کثیف

با طاقی گنبد مانند که انگار آن را توی عاج تراشیده اند

توی یک دندان کهنه ی پوسیده

جملات زیبای ساموئل بکت

شاید من از آسمان شبانه چیزی بهتر نیافته باشم که بتواند مرا از این مکان دور کند

آسمانی که در آن هیچ اتفاقی نمی افتد در صورتی که پر از هیاهو و خشونت است

سخنان زیبای ساموئل بکت

با ونگ ونگ به دنیا آمدن . اما در موقع مرگ حتی توانایی خر خر کردن هم نداشتن

راستی که زندگی چقدر قدرت اعتراض را ضعیف می کند

سخنان زیبای ساموئل بکت

ترس افتادن سرچشمه ی بسیاری از حماقت هست

سخنان زیبای ساموئل بکت

چشم های خسته از بیم در هنگام آخرین دعا . که سر انجام دعایی واقعی است

دعایی که خواهنده ی هیچ چیز نیست . با بیچارگی روی همه ی چیزهایی که زمانی دراز طلب می کرده اند

درنگ می کنند

و در این موقع است که اندک نفسی از فیض به آرزوهای مرده جان دوباره می دهد و در جهان خاموش زمزمه ای به وجود می آید

و انسان را برای این که خیلی دیر نومید شده است

با مهر سرزنش می کند

جملات زیبا فلسفی و آموزنده ساموئل بکت

گاهی فقط باید لبخند بزنی و رد شوی . بگذار فکر کنند نفهمیدی

آغوش

خودم را در آغوش گرفته ام . نه چندان با لطافت . نه چندان با محبت . اما وفادار

عاقلانه ترین کار

لحظه ای میرسد که آدم از همه چیز دست میکشد . چون عاقلانه ترین کار همین است

جملات ساموئل بکت درباره تنهایی

تنهایی از معدود لذت هایی است که نمیتوان با دیگری تقسیمش کرد

با من بمان

به من دست نزن . از من سوال نکن . با من حرف نزن . با من بمان

چین و چروک

فریادهای زده نشده یواش یواش چین و چروک روی صورت میشوند

ساموئل بکت

برچسب ها : , ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 15 =