اشعار زیبای سعید فلاحی

اشعار سعید فلاحی

اشعار زیبای سعید فلاحی شاعر معاصر

اشعار زیبای سعید فلاحی

شعر زیبا

امید به بازگشت ات دارند.

این چشم ها.

سال هاست

پشت سرت آب می ریزند!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

اندیشه ام

پر است از روزنه هایی که

سهم اندک ام هستند.

از تمام روشنایی!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

آویخته ام به رخت آویز.

دلتنگی هایم را!

وقتی که “تو” هستی

در می آورم

این پیراهن گشاد را…

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

ماه را.

درون باغچه

چال کردم!

فردا بر درخت خرمالو

صدها فانوس گس.

آویزان بود!.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

پنجره ها را باز بگذار

تا عطر تو

خیابان را در بر بگیرد

عطر تن تو

سگرمه های

درهم شده ی جهان را

وا می کند .

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

ثانیه به ثانیه می گذرد

ساعت بر دیوار

اما خیالت

از من نمی گذرد

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

می میرند

در من

تمام بوالهوسی های جهان

من راهبه راه توام

راهی معبد آغوش تو

آنجا که آخرین عبادتگاه جهان است.

اشعار زیبای سعید فلاحی

کاش…

مترسکی بودم

پای جالیز خیالت

تا غروب گاهان نوک بزنند

کلاغ های سمج…

–تنهایی ام را!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

با تناسخی بی نقاب

–شاعرم آفریدی!

مگر آئینه ی خلقتم بودی ؟

که ابر شدی و.

باریدی…

که بجوشم و شعر بنویسم! ؟

باور کن…

تکلمی در کرت های تاکم نیست

مگر پلکی شراب فرو ریزی!

آنگاه…

با من شعری فاصله نمی گیرد!

به تقویم تازه ام…

— امتدادی فرما!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

. آرزو کرد.

به جای تفنگ

کتاب و.

قلم داشت تا

پرنده ای را نقش بزند

با شاخه ای زیتون ؛

–سرباز!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

لبخند که می زنی.

( فرقی نمی کند )

چارفصل. بهار می شود و.

شکوفه می دهد آنگاه

گلدان تبسم دهانت!

آکنده ست فضای خانه.

از عطر سیب و.

گلاب قمصر کاشان!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

مهتاب باشد.

— یا آفتاب ؛

فرقی نمی کند

من…

شعرهایم را

برای شمع هایی می نویسم که ؛

در نبرد با تاریکی.

— شهید شده اند!

اشعار کوتاه سعید فلاحی

آه!

ساعت مصلوب بر دیوار.

دقایق اش دق کرده است .

بیا و زمان را جلو ببر.

خورشیدت را بتابان!

حوض قندیل بسته.

و تن زمهریر شمعدانی پنجره

و من

طلوع آفتابت را منتظریم!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

به کوه طور. دوخته ام

چشم های بی رمقم را

ای خداوندگار غایب و حاضر!

موسی شده ام و

پیله کرده ام

به اریکه ی بلندت .

کی اجابت می کنی

وعده ی دیدار را ؟

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

آغوشت را دوست می دارم

که برای اندوه های کوچک و بزرگم.

سرزمین بی مرزی است!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

آی پرنده ی رها

سال هاست

بر ته مانده ی پوتین ات لانه دارند.

پرنده ها!.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

خیابانی دلتنگ

شهری غمگین!

آخر

آمدنت را

به کدام کوچه خواهی داد ؟

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

کویری ست

–در نبودنت!

شکل می گیرد

پیرامونم.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

گل های احساسم یخ زده اند!

اینجا…

“سومین قطب جهان” ست!

بر من بتاب!

اشعار زیبای کوتاه

تفنگ.

دروغ نمی گوید!

مرگ.

حرف های او را می فهمد!!!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

پاییز که می شود

دست بارانی

خیالم را می گیرد.

نگاهم را به تاراج می برد!

که بلرزم

برگ

برگ.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

پنهان کرده ام.

–جای خالی ات را..

لابه لای خاطراتمان!

مثل کودکی

که ترسش را

خواب می کند.

زیر پتو …

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

حکم می دهد اسفند:

–گیسوانت در بند بماند!

فروردین اما…

تردید می کند.

نومیدی ؛

چیز بدی ست…

می دانم.

می دانم

هیچ اردیبهشتی

عطر گیسوانت را

آزاد

نخواهد

کرد!

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

کشنده تر از گلوله ؛

نبودن توست …

— ( مرگ تدریجی! ) —

وقتی

روزهای سال تمام می شود و

هنوز

ندارمت!

اشعار زیبای اقای سعید فلاحی

ارسالی توسط شاعر

همچنین بخوانید : شاعران ایران زمین

برچسب ها :

همچنین ببینید

اشعار زیبای حسین پناهی

اشعار زیبای حسین پناهی

اشعار حسین پناهی اشعار زیبای حسین پناهی – حسین پناهی دژکوه شاعر. نویسنده. کارگردان و …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.