خانه / جملات فلسفی قصار و زیبای رابیندرانات تاگور

جملات فلسفی قصار و زیبای رابیندرانات تاگور

رابیندرانات تاگور

جملات زیبای رابیندرانات تاگور شاعر . فیلسوف . موسیقیدان و چهره پرداز اهل بنگال هند و برنده جایزه نوبل

سخنان فلسفی قصار و جملات زیبای رابیندرانات تاگور

جملات و سخنان آموزنده حکیمانه فلسفی قصار و زیبای رابیندرانات تاگور

آن که شغلش نیکوکاری است . وقتی برای نیک بودن ندارد

جملات و سخنان زیبای رابیندرانات تاگور

انسان ها ستم کارند . اما انسان نیک سرشت است

سخنان و جملات فلسفی رابیندرانات تاگور

بال های پرنده ای را زراندود کن . خواهی دید که هرگز دل به پرواز نخواهد سپرد

جملات زیبای رابیندرانات تاگور

دروغ هرگز به حقیقت راه نخواهدبرد . هرچند بر قدرت او افزوده گردد

جملات زیبای رابیندرانات تاگور

هرگاه اشتباهات را در پشت درهای بسته به اسارت گیرید . به حقیقت نیز راه نخواهید برد

بخشی از نامه رابیندرانات تاگور به همسرش

بیا . همان گونه که هستی بیا دیر مکن . گیسوان مواجت آشفته فرق مویت پاشیده

بیا دلگیر مشوبیا همان گونه که هستی بیا دیر مکن چمن ها را پایمال کرده به سرعت بیا

اگر چه مروارید های گردنبندت بیفتد و گم شود.باز بیا و دلگیر مشو

از کشتزارها بیا . تندتر بیا . ابرهایی که آسمان را پوشیده است می بینیدر طول رود که در آن دیده می شود

دسته پرندگان وحشی در پروازند

بادی که از روی چمن ها می گذرد و هر آن شدت می گیرد باد آن را خاموش خواهد کرد

چه کسی می تواند تردید داشته باشد که به ابروان و مژگانت سرمه نپاشیده ای

زیرا دیدگان طوفانیت از ابرهای بارانی هم سیاه ترند

اگر هنوز حلقه ی گل بافته نشده . چه مانعی دارد ؟

اگر زنجیر طلایت هم بسته نشده آن هم بماند

آسمان از ابر آکنده است دیر شده همان گونه که هستی بیا . بیا فقط بیا

جملات زیبای رابیندرانات تاگور

آن که از قضاوت می ترسد . از عدالت ترسیده است

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

آن که نهالی غرس کند . با این که می داند هرگز در پناه سایه آن نخواهد آرمید

دست کم به پویشی در فهم فلسفه حیات کوشیده است

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

این رقص موزون آب است که پیکر ریگ را به زیبایی می آراید ؛ نه ضربه سخت چکش

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

به سودای روزهای دل انگیز گذشته گریه مکن . به خاطر حضور کوتاه شان لبخند بزن

جملات زیبای رابیندرانات تاگور

سعادت حقیقی را در عشق جستجو کنید

جملات قصار رابیندرانات تاگور

مرگ . عشق را زایل نمی ساد . فقط چراغ را خاموش می کند تا آغاز روزی نو را نوید دهد

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که خداوند هنوز از انسان نا امید نیست

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

هر کودکی با این پیام به دنیا می آید که . خداوند هنوز از بشر نا امید نشده است

جملات قصار رابیندرانات تاگور

هنرمند عاشق طبعت است به همین دلیل هم برده و هم ارباب آن است

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

عشقت را بر پرتگاه منشان چرا که بلند است آن

رابیندرانات تاگور

من با عشق به تو تنها به میعادگاهم می آیم . اما این من . در ظلمت کیست کنار می آیم تا از او دوری کنم .

اما نمی توانم از او بگریزم . او وجود کوچک خود من است . آقا و سرور من .

حیا و شرمندگی نمی شناسد و شرمنده ام که همراه با او به درگاه تو آمده ام

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

آسمان برای گرفتن ماه تله نمی گذارد . آزادی خود ماه است که او را پایبند می کند

جملات قصار رابیندرانات تاگور

اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند

جملات قصار رابیندرانات تاگور

امید . نان روزانه آدمی است

جملات زیبای رابیندرانات تاگور

رنج هست . مرگ هست . اندوه جدایی هست اما آرامش نیز هست .

شادی هست . رقص هست خدا هست

زندگی . همچون رودی بزرگ . جاودانه روان است زندگی همچون رودی بزرگ که به دریا می رود دامان خدا را می جوید

خورشید هنوز طلوع میکند فانوس ستارگان هنوز از سقف شب آویخته است

بهار مدام می خرامد و دامن سبزش را بر زمین می کشد امواج دریا . آواز می خوانند بر میخیزند و خود را در آغوش ساحل گم میکنند

گل ها باز می شوند و جلوه می کنند و می روند

نیستی نیست هستی هست پایان نیست راه هست

تولد هر کودک . نشان آن است که خدا هنوز از انسان ناامید نشده است

جملات فلسفی رابیندرانات تاگور

زرتشت به وسیله فلسفه خود بشر را از بار سنگین مراسم ظاهری آزاد ساخت

و اساس آئینش را بر آموزشهای اخلاقی نهاد

রবীন্দ্রনাথ ঠাকুর

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

رابیندرانات تاگور

برچسب ها : , , , ,

یک دیدگاه

  1. رابیندرانات تاگور اولین نویسنده آسیایی است که در سال ۱۹۱۳ موفق به دریافت جایزه نوبل ادبی شد و دو سال بعد نشان شوالیه به او اهدا شد. تاگور این نشان افتخاری را سال ۱۹۱۹ در اعتراض به کشتار وحشیانه مردم بی گناه « آمریتسار » که طی آن بیش از ۴۰۰ هندی معترض به دست ارتش بریتانیا به خاک و خون کشیده شدند ، به دولت انگلستان پس داد. اندیشه او بر « گاندی » و بسیاری از بنیانگزاران هندوستان مستقل تاثیر فراوان گذاشت و شخصا الهام بخش بسیاری از انقلابیون بود اما شهرت او در غرب به عنوان یک استقلال طلب مانع از آن شد تا رهبران غربی نقش او در جریان اصلاح طلبی و نقد استعماری را کمرنگ و گاها نادیده انگارند. « رابیندرانات تاگور » در پنجم ژوئن ۱۸۶۱ در کلکته در خانواده ای ثروتمند و اصیل دیده به جهان گشود. پدرش « ماهاریشی دبندرانات تاگور » از پیشوایان مذهبی بود و مادرش « سارادا دوی » نام داشت که در اوان کودکی او چشم از جهان فروبست. « تاگور » درباره مرگ مادرش می گوید: « اولین باری بود که با مفهوم نیستی و رفتن بی بازگشت آشنا شدم آن هنگام که پیکر مادرم را به معبدی بردند و سوزاندند. » پدربزرگ او نیز از بزرگان شهر بود و امپراتوری اقتصادی عظیمی را در تملک داشت و در کنار آن فعالیت های خیرخواهانه بسیاری را از جمله تاسیس دانشگاه پزشکی کلکته انجام می داد. خاندان « تاگور » به مسائل فرهنگی نیز توجه بسیاری داشتند و برای تلفیق فرهنگ بومی هندی و ایده های نوین غربی تلاش فراوانی به عمل آوردند. از این رو فرزندانشان را در کودکی به مطالعه عمیق فرهنگ در زبان رهنمون می شدند تا مبادا در این راه آسیبی به فرهنگ و سنت هندوستان برسد. « رابیندرانات تاگور » اولین اشعار خود را در ۸ سالگی سرود و اولین کتابش که مجموعه ای از اشعارش بود توسط یکی از دوستانش به عنوان هدیه تولد در سن ۱۷ سالگی به چاپ رسید. او تحصیلات مقدماتی خود را زیرنظر معلمان خانگی گذراند و سپس به آکادمی بنگال رفت و به تحصیل در زمینه های تاریخ و فرهنگ پرداخت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 + چهارده =