در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست – امید

امیــــد

در کشور عشق هیچ کس رهــبــر نیســت

هیچ شاهی بــه گدا ســرور نیســت

باورم کــم کــرده اند این بــهــتــرین

اما تو باور کن مــرا

اما تو باور کن مــرا

زورقی در موج دریا باش و ناگــه یار و یاور کن مــرا

یار و یاور کن مــرا

یار و یاور کن مــرا

ســربلند کن ماه من شو غــرق حیــرت کن مــرا

عاشقــم من پیش مــردم درس عــبــرت کن مــرا

ســربلند کن ماه من شو غــرق حیــرت کن مــرا

عاشقــم من پیش مــردم درس عــبــرت کن مــرا

دو چشــم عاشقــت دردیســت کــه بــر جان من افــتاده اســت

بنازم این قلندر را هنوز از پا نیافــتاده اســت

هنوز از پا نیافــتاده اســت

اگــر عاشق کشی رســم و مــرامــه خوب رویان اســت

بکش مارا بکش مارا کــه دایــم عید قــربان اســت

کــه دایــم عید قــربان اســت

پــریشان خاطــرآن آواره در صحــرای گیسویــت

هزاران شــب خــراب افــتاده در کنج ســر مویــت

من از ســمــت سپاه عشق بازان آمدم سویــت

کــه بنویســم خجالــت می کشد ماه از گل رویــت

ماه از گل رویــت

امیــــد سلطـــانـــی

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

عاشقی آوارگی بی چارگی داره به پیش – امید

عاشقی آوارگی بی چارگی داره به پیش – امید

عاشقی آوارگی بی چارگی داره بــه پیش مــرد باید بود و رفــت باید گذشــت از …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

19 − 14 =