یه لحظه ز هم جدا نبودیم – امید

امیــــد

یــه لحظــه ز هــم جدا نبودیــم

یــه لحظــه ز هــم جدا نبودیــم

با درد و غــم آشنا نــبودیــم

قســمــت رو بــبین جدایــمون کــرد

با درد و غــم آشنایــمون کــرد

قســمــت رو بــبین جدایــمون کــرد

با درد و غــم آشنایــمون کــرد

قســمــت رو بــبین قســمــت رو بــبین

قســمــت رو بــبین قســمــت رو بــبین

یکی بازیچــه مثل من تو دســت ســرنوشــتــه

یکی بــراش هــمیشــه زندگی مثل بــهشــتــه

یکی پشــت در خونــه اش خوشی در انــتظاره

یکی بــراش شــب و روز خدا فــرقی نداره

تو خونــه بی تو موندن کار من نیســت

آخــه پاره ی تن نیســت

جای خالیــت رو دیدم توی خونــه چــه کنــم کار من نیســت

تو خونــه بی تو موندن کار من نیســت

آخــه پاره ی تن نیســت

جای خالیــت رو دیدم توی خونــه چــه کنــم کار من نیســت

یــه لحظــه ز هــم جدا نبودیم

یــه لحظــه ز هــم جدا نبودیــم

با درد و غــم آشنا نــبودم

قســمــت رو بــبین جدایــمون کــرد

با درد و غــم آشنایــمون کــرد

قســمــت رو بــبین جدایــمون کــرد

با درد و غــم آشنایــمون کــرد

قســمــت رو بــبین قســمــت رو بــبین

قســمــت رو بــبین قســمــت رو بــبین

امیــــد سلطـــانـــی

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

زائران دست خدا همراهشان – امید

زائران دست خدا همراهشان – امید

زائــران دســت خدا هــمــراهشان من هــمین اینجا عــبادت می کنــم من هــمین اینجا توی چشــمان …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

16 + دوازده =