خانه / جملات مشاهیر و بزرگان / سخنان و جملات زیبای نیل گیمن

سخنان و جملات زیبای نیل گیمن

سخنان و جملات نیل گیمن

سخنان و جملات زیبای نیل گیمن – نیل ریچارد مک کینون گی من نویسنده داستان کوتاه. فیلم نامه نویس. رمان نویس. خالق کتاب کمیک

تئاتر صوتی و فیلم انگلیسی یهودی سبک های علمی تخیلی و خیال پردازی

از آثار او میتوان به کتاب های کمیک سندمن. و رمان های گرد ستاره. خدایان آمریکایی. کورالاین و کتاب گورستان اشاره کرد

سخنان و جملات زیبای نیل گیمن

سخنان و جملات زیبای نیل گیمن

آدم بزرگها از درون شبیه آدم بزرگها نیستند از بیرون بزرگ دیده می شوند بی توجه نسبت به دیگران

گویی که دقیقا می دانند چه می کنند و چرا آن کار را میکنند

انگار همیشه می دانسته اند که چه میکنند

حتی وقتی همسن شما بودند

اما واقعیت این است که آدم بزرگ واقعی وجود ندارد

هیچ جا هیچ جای این دنیای بزرگ

سخنان و جملات زیبای نیل گیمن

من فهرستی از آنچه در مدرسه به ما یاد نمیدهند را تهیه کرده ام

آنها به ما یاد نمیدهند که چگونه کسی را دوست بداریم

که چگونه در شهرت به درستی زندگی کنیم

که چگونه در گمنامی. از زندگی لذت ببریم

که چگونه از کسی که دیگر دوستش نداریم جدا شویم

که به آنچه در ذهن دیگری میگذرد فکر کنیم

که به کسی که در حال مرگ است چه بگوییم

آنها به ما هیچ چیزی را که ارزش یاد گرفتن داشته باشد یاد نمیدهند.

**********

دستی در تاریکی خنجری را گرفته بود. خنجر دسته ای از استخوان سیاه صیقلی داشت

و تیغه ای بهتر و برنده تر از هر تیغی.

اگر به بدن کسی فرو می رفت شخص تا مدتی حس نمی کرد جایی از بدن اش بریده شده است.

خنجر هر آنچه را که برای انجام اش به آن خانه آورده شده بود انجام داده و حالا دسته و تیغه اش خیس بود

لای در خیابان هنوز باز بود. و خنجر و مردی که آن را در اختیار داشت

از همان جا به داخل خانه آمده بودند و باریکه هایی از مه شبانه پیچ و تاب می خورد و از لای در باز به داخل می خزید.

جملات زیبای نیل گیمن

مردک همه کاره در پاگرد مکثی کرد.

با دست چپ دستمال سفید بزرگی را از جیب کت سیاه اش بیرون آورد

و با آن خنجر و دست راست پوشیده در دستکش اش که خنجر را گرفته بود پاک کرد ؛

بعد دستمال را به کناری گذاشت. شکار تقریبا تمام شده بود.

زن را در بسترش. مرد را کف اتاق خواب و بچه بزرگتر را در اتاق خوش آب و رنگ اش

و در میان اسباب بازی ها و ماکت های نیمه کاره اش رها کرده بود.

فقط بچه کوچولو و نوپای خانواده باقی مانده بود.

با کشتن او ماموریت اش به پایان می رسید .

سخنان و جملات زیبای نیل گیمن

از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۸ آنقدر مشهور نبودم که یک صندلی آن چنانی در رستوران به من اختصاص بدهند.

اما اگر نیاز بود با کسی حرف بزنم. برایم تماس می گرفتند.

حالا آدمی هستم که در خیابان من را می شناسند.

حس نمی کنم آدم مهربان نامرئی هستم که در حال مشاهده زندگی است.

بخشی از زندگی بودن. همان است که به عنوان یک نویسنده می پسندم.

سخنان و جملات زیبای نیل گیمن

هیچ چیز بیشتر از مطالعه فهرست پرفروش ترین های سال های گذشته.

به یک نویسنده فروتنی یاد نمی دهد.

به طور معمول خبر فیلم شدن بعضی از آنها به گوشت می خورد.

اکثر اوقات متوجه می شوی که کتاب های پرفروش امروز. فراموش شده های فردا هستند.

سخنان زیبای نیل گیمن

برای تولدم یک لباس کابویی هدیه گرفتم. اما هرگز آن را نپوشیدم.

یک بار بچه های محله مان داشتند کابوی و سرخپوست بازی می کردند. فکر کردم: بالاخره وقتش شد!

دویدم داخل خانه و لباس های کابویی ام را پوشیدم.

اما وقتی من رسیدم. بازی شان تمام شده بود و همه رفته بودند.

اگر فقط تو باشی. پوشیدن لباس کابویی هیچ معنایی ندارد.

**********

دلم برای سرعت دسترسی به حافظه ام تنگ شده.

قبلا اگر دنبال یک کلمه می گشتم. نوک زبانم بود اما الان مثل این است که یک پیرمرد آرتروزی متشخص باید بلند شود.

چندین و چند پله را به آرامی پایین برود و در کمد پر از گرد و غبارش.

دنبال آن بگردد. سرانجام بعد از چهار روز.

معمولا ساعت ۱:۳۰ شب می نشینم و می گویم:

اوه آره! گرگ و میش. این کلمه ای بود که دنبالش می گشتم.

**********

از وقتی با لو رید ( خواننده. نوازنده و ترانه سرای آمریکایی ) شام خوردم.

سعی می کنم از دیدار با افرادی که چهره های مورد علاقه ام هستند. دوری کنم.

شام عالی بود اما در پایان. لو رید دیگر قهرمان من نبود.

من قهرمان های زیادی ندارم. مسلما از دیدار با دیوید لویی حذر کرده ام و وقتی با پسرش دانکن جونز دوست شدم.

این کار خیلی سخت شد. وقتی سخت تر شد که خانه ام را به وودستاک بردم و او هم در همان محل زندگی می کرد.

اما عاشق این هستم که بویی من همان بویی درون ذهنم است: یک بویی عجیب. پویا و داستان مانند که وقتی ۱۱ ساله بودم قهرمانم شد.

جملات قصار نیل گیمن

معتقدم اگر به کارم ادامه دهم. یک روز کار خوبی می نویسم.

در روزهای خیلی بد. فکر می کنم در گذشته باید چیزهای خوبی می نوشتم.

این یعنی من آن را از دست داده ام. اما معمولا تصور می کنم توانایی اش را ندارم.

شکاف بین آن چیزی که در ذهنم می سازم و مطلب غم انگیز و ناهنجاری که در واقعیت به وجود می آید.

عمیق و زیاد است و آرزو می کنم می توانستم آن ها را به هم نزدیک تر کنم.

سخنان و جملات زیبای نیل گیمن

از این که اتفاق بدی برای بچه هایم بیفتد. می ترسم.

می ترسم اتفاقات وحشتناکی برای عزیزانم رخ دهد و یک شب ویدیویی از من در یوتیوب باشد

که من را با چشمانی غم زده و اشک هایی که مثل مرواریدهای درشت روی گونه ام پایین می غلتد.

نشان دهد. و من نابینا و تنها در ” زیر زمین ” رها شده باشم.

سخنان و جملات زیبای نیل گیمن

وقتی ۱۳ ساله بودم. معلم انگلیسی مان من را کنار کشید و گفت:

سرت به کار خودت باشد. تو زیادی می دانی. سوال ها را جواب می دهی.

به آدم منفوری تبدیل می شوی. فقط سعی کن همرنگ جماعت باشی.

پنج سال بعدی را به تلاش برای همرنگ شدن با جمع و خوب نبودن در کارهایی که مهارت داشتم. سپری کردم.

توصیه وحشتناکی بود. درگیر کمرنگ بودن نباشید.

سرتان را بالا بگیرید. شاید به شما شلیک کنند. اما شاید هم نکنند.

جملاتی از کتاب کرولاین نوشته نیل گیمن

کورالاین قلک پولش را باز کرد و به سوپرمارکت رفت. دوتا بطری بزرگ.

شربت آبلیمو خرید. یک کیک شکلات و یک بسته جدید سیب و به خانه برگشت

و آن ها را برای شام خورد. مسواک زد و به اتاق مطالعه پدرش رفت. کامپیوترش را روشن کرد و یک داستان نوشت.

داستان کورلاین . یک دختر بود به اسم سیب.

او خیلی می رقصید. آنقدر برقصید و برقصید که پاهایش تبدیل به سوسیس شد. پایان.

جملاتی از کتاب کرولاین نوشته نیل گیمن

کورالاین از پله های بیرون ساختمان بالا رفت تا به بالاترین آپارتمان برود.

جایی که در دنیای خودش پیرمرد خل وضع زندگی می کرد. قبلا یک بار با مادر واقعی اش به آنجا رفته بود ؛

وقتی مادرش داشت برای خیریه کمک جمع می کرد

جلوی در ایستاده بودند تا پیرمرد خل وضع با آن سبیل کلفتش پاکتی را که مادر کورالاین به او داده بود. پیدا کند

خانه بوی غذاهای عجیب و غریب. توتون پیپ و بوی تند و پنیر مانند و عجیبی می داد

که کورالاین نمی توانست تشخیص بدهد بوی چیست. اصلا دوست نداشت جلوتر برود.

نیل گیمن

همچنین بخوانید : جملات زیبای فرانسیس بیکن

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − یک =