خانه / نظریه مارکسیسم کارل مارکس

نظریه مارکسیسم کارل مارکس

نظریه مارکسیسم کارل مارکس

مارکسیسم

مارکسیسم چیست و چــه میگوید ؟ Marxism
در زیر نظریــه ماکسیسم را بدون تحریف و تغییر و تفسیر خواهید خواند
با افزدن این جملــه کــه شخصا با کمونیست مخالف هستم با اینحال بدون توضیح و تفسیر اصل متن از ویکی پدیا عینن نقل میشود

مکتب مارکسیسم

مارکسیسم : مکتبی سیاسی و اجتماعی است کــه توسط کارل مارکس . فیلسوف و انقلابی آلمانی در اواخر قرن نوزدهم ساختــه شد. فردریش انگلس نیز از شکل دهندگان مــهم بــه اندیشــه مارکسیسم بوده است و مارکسیست ها با اصول کلی اندیشــه او نیز موافق هستند.
اساس مارکسیسم آن طور کــه در مانیفست کمونیست ( نوشتــه مارکس و انگلس ) بیان شده است بر این باور استوار است کــه تاریخ جوامع تاکنون تاریخ مبارزه طبقاتی بوده است و در دنیای حاضر دو طبقــه . بورژوازی و پرولتاریا وجود دارند کــه کشاکش این دو تاریخ را رقم خواهد زد.
میان مارکسیست های مختلف . برداشت های بسیار متفاوتی از مارکسیسم و تحلیل مسائل جــهان با آن موجود است اما موضوعی کــه تقریباً همــه در آن توافق دارند : واژگونی نظام سرمایــه داری از طریق انقلاب کارگران و لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و لغو کار مزدی و ایجاد جامعــه ای بی طبقــه با مردمی آزاد و برابر و در نتیجــه . پایان ازخودبیگانگی انسان است. ( از ازخودبیگانگی ای کــه کمونیست ها معتقدند در جــهان سرمایــه داری ناگزیر و حتمی است )
مارکس و اِنگِلس همانند بقیــه سوسیالیست ها . تلاش کردند تا بــه کاپیتالیسم و سیستم هایی کــه در جــهت بــه خدمت گرفتن کارگران پایــه ریزی شده بودند خاتمــه دهند. در حالی کــه سوسیالیست ها در آغاز راه بــه دنبال اصلاحات اجتماعی بلند مدت بودند . مارکس و اِنگِلس معتقد بودند کــه انقلاب اجتناب ناپذیر بوده و تنــها مسیر ممکن برای رضایت مردم . حرکت بــه سوی سوسیالیسم و کمونیسم است .

اساس نظریه مارکسیسم

مطابق نظرات مارکسیست ها در مورد کمونیسم . مــهم ترین ویژگی زندگی انسان ها در یک جامعــه طبقاتی از خود بیگانگی است و کمونیسم بــه این دلیل کــه آزادی انسان ها را بــه طور کامل بــه رسمیت می شناسد مکتبی مطلوب است. مارکس مطابق نظر گئورگ ویلــهلم فردریش هگل آزادی را فراتر از حذف محدودیت ها و عملی با محتوای اخلاقی می داند. آنــها اعتقاد دارند کــه کمونیسم بــه مردم اجازه می دهد کــه هر کاری را کــه دوست دارند انجام دهند اما در عین حال مردم را در شرایطی قرار می دهند کــه نیاز بــه خدمت گرفتن همنوعشان را احساس نمی کنند. در حالی کــه هگل اعتقاد دارد کــه با پرده برداشتن از این نوع زندگی اخلاقی بــه حیطــه افکار انسان ها می رسیم . مارکس کمونیسم را نشأت گرفتــه از مادیات و بــه خصوص رشد ابزارهای تولید می داند.
مارکسیسم اعلام می کند کــه تضاد طبقاتی و جنگجویی انقلابی در نــهایت بــه پیروزی پرولتاریا ( طبقــه کارگر ) و تشکیل جامعــه ای می انجامد کــه در آن مالکیت خصوصی برچیده شده و ابزارهای تولید و اموال بــه جامعــه تعلق دارد. مارکس در مورد زندگی در جامعــه کمونیستی سخن زیادی نمی گوید و تنــها بــه دادن شمای کلی جامعــه کمونیسم اکتفا می کند. واضح است کــه در چنین جامعــه ای برای پروژه های قابل اجرا توسط بشر محدودیت اندکی وجود دارد. جنبش کمونیسم در شعار اصلی خود . مکتبش را جــهانی معرفی می کند کــه در آن هر فرد مطابق توانایی هایش تولید می کند و مطابق نیازهایش دریافت می کند. ایدئولوژی آلمانی ( ۱۸۴۵ ) یکی از اندک نوشتــه های مارکس در مورد آینده کمونیسم است :

نظریه مارکسیسم در مورد جامعــه کمونیستی

در جامعــه کمونیستی . کــه دایره آزادی هر فرد بیش از همیشــه است و وی می تواند در رشتــه مورد علاقــه بــه موفقیت دست پیدا کند . جامعــه فرایند تولید را کنترل می کند و بنابراین فردی مثل من می تواند امروز کاری انجام دهدو فردا کار دیگری . صبح شکار کند . بعدازظــهر ماهیگیری کند . شب گلــه را بــه چرا ببرد . بعد از شام هم بــه انتقاد بپردازد . همان چیزی کــه در ذهنش است را اجرا کند بدون آنکــه شکارچی . ماهیگیر . چوپان یا نقاد باشد. ” دیدگاه نــهایی مارکس افزودن این دیدگاه بــه یک نظریــه علمی در مورد نحوه حرکت جامعــه در یک مسیر قانون – مدار بــه سمت کمونیسم و با کمی کشمکش . یک نظریــه سیاسی . در مورد لزوم استفاده از یک جنبش انقلابی برای رسیدن بــه هدف است.
در انتــهای قرن نوزدهم دو کلمــه سوسیالیسم و کمونیسم در معنای واحدی بــه کار می رفتند. با این وجود . مارکس و انگلس استدلال کردند کــه کمونیسم در یک فرایند تک مرحلــه ای از دل کاپیتالیسم بیرون نمی آید و باید از فاز اولیــه ای عبور کند کــه در آن مالک اغلب کالاهای تولیدی جامعــه است اما در عین حال هنوز ردپایی از تضاد طبقاتی دیده می شود. فاز اول راه را برای رسیدن بــه فاز بالاتر هموار می کند کــه در این فاز تضاد طبقاتی برچیده شده و نیاز بــه دولت حس نمی شود. لنین بارها از اصطلاح سوسیالیسم برای اشاره بــه مفــهوم فاز اول کمونیسم کــه توسط مارکس و انگلس ارائه شد استفاده کرد و کمونیسم را فاز بالاتر کمونیسم مارکس و انگلس می دانست. مطالبی کــه عنوان شد و آنچــه لنین گفت راه را برای تشکیل حزب های کمونیستی در قرن بیستم هموار کرد. بعدها نویسندگانی چون لوئیس آلتوسر و نیکوس پولانزاس دیدگاه مارکس را اصلاح کردند و در فرایند رشد جوامع . مرکزیتی را برای دولت قائل شدند . با این استدلال کــه برای رسیدن بــه کمونیسم کامل . سوسیالیسم می بایست یک مرحلــه گذر طولانی مدت را طی کند.
برخی از هم عصران مارکس . مانند میخائیل باکونین همین تفکرات را مطرح کردند با این تفاوت کــه در مورد نحوه رسیدن بــه یک جامعــه هماهنگ در غیاب طبقات اجتماعی نظر دیگری داشتند. همواره در جنبش کارگری بین کمونیست ها و آنارشیست ها شکافی وجود داشتــه است. آنارشیست ها مخالف هر سازمان سلسلــه مراتبی دولت هستند. در میان آنــها کمونیست های آنارشیست مانند پیتر کروپوتکین از گذر ناگــهانی بــه جامعــه بدون سطوح طبقاتی تحت اقتصاد هدیــه ای سخن می گویند در حالی کــه اتحادیــه گرایان آنارشیست اعتقاد دارند کــه اتحادیــه های کارگری برخلاف احزاب کمونیست سازمان هایی هستند کــه در ایجاد تغییرات در جامعــه نقش دارند.

جملات زیبای کارل مارکس .. کلیک کنید

منبع : fa.wikiquote.org

همچنین ببینید

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم – معین

دلسوخته تر از همه ی سوختگانم – معین

متن آهنگ دلسوخته از معین دلسوخته تر از همه ی سوختگانم دلسوخته تر از همه …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یک × 1 =