خانه / جملات مشاهیر و بزرگان / سخنان و جملات زیبای میخائیل بولگاکف

سخنان و جملات زیبای میخائیل بولگاکف

سخنان و جملات میخائیل بولگاکف

سخنان و جملات زیبای میخائیل بولگاکف – میخائیل آفاناس یویچ بولگاکف نویسنده و نمایشنامه نویس مشهور روس

مشهورترین اثر او رمان مرشد و مارگاریتا است

سخنان و جملات زیبای میخائیل بولگاکف

سخنان و جملات زیبای میخائیل بولگاکف

نوشتن من به آرامی در حال پیشرفت است . اما حداقل به سمت جلو حرکت می کند

مطمئنم که این طور است . تنها مشکل این است که من هیچ وقت مطمئن نیستم که آنچه نوشته ام خوب است

**********

ادبیات زندگی من شده است

**********

بله انسان فانی است اما این فقط نصف دردسر است

بدتر از همه این است که او بعضی وقت ها غیر منتظره مرگبار است

سخنان و جملات زیبای میخائیل بولگاکف

در واقع . کم کم می ترسم که این سردرگمی برای مدت طولانی ادامه پیدا کند . و همه اینا چون اون چیزی که من اشتباه گفتم رو نوشته

**********

برایش روشن بود که در آن روز چیزی را از دست داده بود . و حالا می خواست از دست دادن جزئی . بی اهمیت . و مهم تر از همه . اقدامات دیر گذر را جبران کند

سخنان و جملات زیبای میخائیل بولگاکف

همان طور که همه می دانند . وقتی جادوگری آغاز می شود . هیچ توقف نمی کند .

**********

زبان می تواند حقیقت را پنهان کند . اما چشم ها هرگز !

شما از یک سوال غیر منتظره سوال می کنید .

حتی یک ثانیه طول می کشد تا خودتان را تحت کنترل خودتان قرار دهید .

خودتان می دانید که برای پنهان کردن حقیقت باید چه چیزی را پنهان کنید

و هیچ چیز در چهره شما پیچ و تاب نمی خورد که شما را لو بدهد

اما افسوس که از این سوال آشفته شده است و از اعماق روحت بالا می آید تا در چشم شما روشن شود و همه چیز از دست رفته است .

**********

باید اعتراف کنم که حتی در میان روشنفکران هم افراد باهوشی هستند .

سخنان و جملات زیبای میخائیل بولگاکف

خدایان. خدایان من! زمین شب هنگام چه غمگین است! مه روی مردابها چه رازآلود هستند.

کسی که در این مه سرگردان شده ؛ کسی که قبل از مرگ رنج بسیار کشیده ؛

یا بر فراز زمین پرواز کرده. یا باری بیش از توانش را تحمل کرده است این مطلب را می فهمد.

کسی که از پای درآمده این را می فهمد ؛ و بدون افسوس خوردن مه ها. مرداب ها و رودخانه های زمین را فراموش کرده.

و در بازوان مرگ با قلبی روشن که فقط مرگ را می شناسد. فرومی رود.

جملات زیبای میخائیل بولگاکف

زبان می تواند حقیقت را پنهان کند ولی چشم هرگز

**********

یک بار در ۱۹۱۹ . هنگامی که با قطار به مسافرت می رفتم . یک داستان کوتاه نوشتم .

در شهری که قطار توقف کرد . داستان را به ناشر روزنامه ای که داستان را منتشر کرد دادم .

جملات زیبای کتاب مرشد و مارگاریتا

پروفسور ولند: این شخص را دیروز. برای یکی دو دقیقه. در دفتر کارتان دیدم ؛

با همان نگاه اول متقاعد شدم توطئه گر جنجالی و متملق پست فطرتی است.

جملات زیبای کتاب مرشد و مارگاریتا

مرد موسرخ با تعجب صحبت می کرد:

چرا با هر که صحبت می کنیم فکر می کنند آمده ایم بازداشتش کنیم ؟ .

جملات زیبای کتاب مرشد و مارگاریتا

بر تخت. مردی نشسته بود که چندی پیش در پاتریارک پاندز. ایوان بیچاره می خواست عدم وجودش را به خود او بقبولاند.

جملات زیبای کتاب مرشد و مارگاریتا

زن باز هم گفت : همشهری. کارت عضویت تان را نشان دهید!

کرودیف که دست بردار نبود گفت: این دیگر واقعا مضحک است!

نویسنده نویسنده است به خاطر اینکه می نویسد نه به خاطر اینکه کارت عضویت دارد.

از کجا می دانید الان ذهن من از افکار درخشان پر نیست ؟

سخنان و جملات زیبای میخائیل بولگاکف

همچنین بخوانید : جملات زیبای لئو تولستوی

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه + 9 =