خانه / ماوراء الطبیعه / ماره – مارا در دین بودا

ماره – مارا در دین بودا

درباره ماره – مارا در دین بودا

معرفی شیاطین جهنم – ماره در دین بودا

ماره دیوی است که به هنگام رسیدن گوتاما بودا به مرحله بیداری و فلسفه اشراق کوشید تا بودا را بفریبد

ماره دیوی در آیین بودا

ماره دیوی در آیین بودا

ماره به شکل زنی زیبا ظاهر شد که در برخی متون بودایی او را در شکل دختر بودا ذکر کرده اند.
در کیهان شناسی بودایی. او نماد بی مهارتی و مرگ ازیست روحانی است
ماره اغواگر است و اندیشه انسان ها را از روحانی بودن جدا می کند
وی این کار را از طریق فریبنده نشان دادن جهان خاکی و مثبت نمایاندن منفی ها انجام می دهد.

داستان های بسیاری نقل شده است درباره ترفندهای او در جهت ایجاد خلل در روح ریاضت جوی گئوتمه از لحظه ترک خانه
و آغاز راه یا هنگامی که. زیر درخت بیداری. بی حرکت و مصمم و پایدار و ثابت نشسته بود
و توجهی به رگبار سنگ و تیر ماره و یارانش. که به محض نزدیک شدن به او به گل بدل می شد. نداشت
( این حمله با لمس کردن زمین از جانب گئوتمه پاسخ گفته شد

یعنی بودای آینده. با لمس کردن زمین به انگشتش. آن را احضار کرده و برای برتری خویش به شهادت گرفت )
یا زمانی که بودا بر همه موانع دنیوی غلبه یافت و ماره. برای جلوگیری از اشاعه دین وی. تلاش می کرد که وی را وا دارد که هر چه زودتر به نیروانه نایل شود.
واژه سانسکریت ماره در بن و ریشه خود با واژه های مردن و مرگ فارسی هم ریشه است.

این دیو در آیین بودا

ماره فریبکار و مرگ آفرین خدایی است که. در افسانه و کیهان شناسی بودایی. سرور بوم احساس
آرزو و دشمن اصلی بودا و پیروان وی است.
لقب اصلی ماره بدکار. اغواگر و دشمن. در ادبیات بودایی. شیطان است.

او را ناموچی به معنای نبخشیدنی. رها و رستگارنشدنی نیز نامیده اند.
مرکب وی فیلی است و او اسیرانش را در دام اندیشه ها و لذات مادی و این جهانی گرفتار و به تحمل رنج و مرگ های مکرر دچار می سازد
در کتاب های مقدس بودایی. او خدای مرگ و نیز خدای زندگی یعنی خدای باززایی است.

وی همان ریژ و کام ( شهوت و خواست ) است چرا که آرزو و خواست دلیل وجودی زایش و مرگ است
و. از آن جا که بودا رهاننده آدمیان از تولد و مرگ دوباره است.
ماره شیطان صفت دشمن خصوصی بودا و آیین اوست و به وسوسه و اغوای بودا و پیروان وی می پردازد

و همواره می کوشد تا سدی بر سر راه بوداسف ها. بودا یا پیروانش ایجاد کند.

ماره اهریمن و شیطانی در آیین بودا

در بوداگرایی سنتی چهار ماره تعریف می شو
ماره احساسات نابجا = کلسا ماره
ماره مرگ = مرتیه ماره
ماره به عنوان استعاره ای برای تمامی وجود مشروط = اسکنده مار
ماره به عنوان پسر خدا = دواپوتره ماره
در فلسفه مدرسی. سه ماره : و در متون پالی. سه. چهار یا شش ماره قابل تشخیص است.
اما. در نظریه های متاخر بودایی. میلیون ها ماره به رهبری سر ماره وجود دارد.
ماره صاحب سه دختر به نام های ترسنا عطش و تشنگی حیات . رتی آرزو و خواست و رگه لذت و شادی است.

ماره. هرچند در بیشتر افسانه ها به صورت شخصیتی ملموس و عینی ظاهر می شود.
در حقیقت. نمود تمایلات و شهوات و ترس ها و تردیدها و پندارهایی است
که سد راه بودا شدن است.
از این رو. خشم و بینش های نادرست دام های اویند و قید و بند و آلودگی و فساد و ویرانی لشکریان او.
فرزندانش تمنا و خواست. شهوات. سردرگمی. سرآسیمگی. لذت و غرورند.
ماره خود. به اشکال گوناگون. با تاریکی. نادانی. بی خبری. ناپاکی. فساد و انحطاط.
که پایه کام جویی است و. از این رو. زادمرد ( تولد و مرگ مکرر ) را تسریع می کند. یکی دانسته شده است.

ماره میراننده بازنمای نیروی شری معنوی است که شاکیه مونی بودا به خوبی از رویارویی و غلبه بر آن آگاه بود.
ماره فریبکار. به دو صورت شهوت و مرگ. دشمن همزاد همه کسانی است
که می کوشند به وضع ساکن و بی مرگ نیروانه نایل شوند.
باید توجه داشت که چیرگی قطعی بر ماره. در هر سطح معنوی یا عامه پسند. عنصر جدایی ناپذیر این اسطوره است.

مار

همچنین بخوانید : در باره بعلزبوب

منبع : fa.wikipedia.org

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × دو =