خانه / جملات مشاهیر و بزرگان / زیباترین جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

زیباترین جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

جملات کتاب بینوایان

زیباترین جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

یکی از شاهکار های ادبی جهان. اثر ویکتور هوگو. نویسنده بزرگ فرانسوی

زیباترین جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

آزادی ما از نقطه ای شروع می شود که آزادی دیگران پایان می یابد.

جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

بدبختی. مربی استعداد است.

جملات زیبای کتاب بینوایان

به مرگ راضی شدن. به فتح نائل شدن است.

زیباترین جملات کتاب بینوایان

تعارف و خوشامدگویی. چیزی مانند بوسیدن از روی چادر است.

جملات کتاب بینوایان

در بینوائی همچنان که در سرما نیز دیده می شود. آحاد به یکدیگر فشرده می گردند.

جملات کتاب بینوایان

فقر و مسکنت. مردان را به جنایت و زنان را به فحشاء سوق می دهد.

جملات زیبای کتاب بینوایان

فکر کردن. شغل ذهن است. خواب دیدن. تفریح آن.

زیباترین جملات کتاب بینوایان

فلسفه. میکروسکوپ افکار است.

جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

گاهی کار فقر و بیچارگی به جائی می رسد که رشته ها و پیوندها را می گسلد. این مرحله ای است که تیره بختان و سیاه کاران چون بدانجا رسند درهم آمیخته و در یک کلمه که “شومی” است شریک میشوند. این کلمه بینوایان است.

زیباترین جملات کتاب بینوایان

وقتی نتیجه انتخابات اعلام شد. یعنی رای بالاترین مرجع اعلام شده است.

جملات زیبای کتاب بینوایان

همه جا “شادمانی” قشر نازکی است که روی رنج و بیچارگی کشیده اند.

جملات کتاب بینوایان

هیچ چیز مثل بدبختی. کودکان را ساکت نمی کند.

زیباترین جملات کتاب بینوایان

هرگز بین حیوانات. مخلوقی که برای کبوتربودن ساخته شده است. کرکس نمی شود ؛ این. در هیچ یک از موجودات دیده نمیشود مگر در آدمیان.

زیباترین جملات کتاب بینوایان

حقیقتا کسی که فقط بینوایی مرد را دیده است. هیچ ندیده است. باید بینوایی زن را ببیند ؛ کسی که فقط بینوایی زن را دیده است او هم هیچ ندیده است. باید بینوایی کودک را مشاهده کند.

جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

هرگز بین حیوانات. مخلوقی که برای کبوتربودن ساخته شده است. کرکس نمی شود ؛ این. در هیچ یک از موجودات دیده نمیشود مگر در آدمیان.

جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

از طرف دیگر یک مرحله هست که تیره بختان و رسوایان چون به آن رسند در یک کلمه. در کلمه ای شوم با هم مخلوط می شوند. این کلمه بینوایان است.

جملات زیبای کتاب بینوایان

جوانی بسیار فقیر را در کوچه دیدم که دوست می داشت. کلاهش کهنه بود. لباسش فرسوده بود ؛ آرنج هایش سوراخ بود ؛ آب در کفش هایش نفوذ میکرد و ستارگان در جانش.

جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

آه! پهلو به پهلو. در یک گور. دست در دست هم. خفتن . و گاه به گاه. در تاریکی ها. سر انگشت یکدیگر را به نرمی نوازش دادن. برای ابدیت من کافی است.

زیباترین جملات کتاب بینوایان

نومیدی را نیز برای خود. نشاه یی خاص است.

زیباترین جملات کتاب بینوایان

با اندکی زحمت میتوان خواننده را به یک حجله ی زفاف داخل کرد. اما بردنش درون اتاف یک دختر امکان پذیر نیست. شعر ممکن است به دشواری چنین جراتی کند. اما نثر اصلا نباید جرئت ورزد.

جملات کتاب بینوایان

چشم مرد مقابل بیدار شدن یک دختر جوان باید منزه تر باشد تا مقابل طلوع یک ستاره.

جملات زیبای کتاب بینوایان

چیزهایی در این جهان هست که نباید برای ترسیمشان کوشید ؛ خورشید از این شمار است.

جملات زیبای کتاب بینوایان

“فرشته” یگانه کلمه ی زبان است که ممکن نیست فرسوده شود. هیچ کلمه ی دیگر با استعمال بی رحمانه یی که عاشقان میکنند نمیتواند اینقدر مقاومت ورزد.

جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

شما که رنج میبرید برای آنکه دوست می دارید. باز هم بیشتر دوست بدارید ؛ مردن از عشق. زندگی واقعی است.

جملات کتاب بینوایان نوشته ویکتور هوگو

همچنین بخوانید : جملات زیبای ویکتور هوگو
همچنین بخوانید : زندگینامه ویکتور هوگو

منبع : fa.wikiquote.org

برچسب ها :

همچنین ببینید

زیباترین جملات کتاب بوف کور نوشته صادق هدایت

زیباترین جملات کتاب بوف کور نوشته صادق هدایت

جملات کتاب بوف کور زیباترین جملات کتاب بوف کور نوشته صادق هدایت بوف کور شناخته …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هجده − 1 =