خانه / جملات مشاهیر و بزرگان / زیباترین جملات کتاب فارنهایت 451

زیباترین جملات کتاب فارنهایت 451

جملات کتاب فارنهایت ۴۵۱

زیباترین جملات کتاب فارنهایت ۴۵۱ یکی از مشهورترین آثار ری بردبری نویسنده آمریکایی است که در سال ۱۹۳۵ میلادی در نیویورک منتشر شد

زیباترین جملات کتاب فارنهایت 451

زیباترین جملات کتاب فارنهایت ۴۵۱

از شعله افکن ستبر برنجی که در دست داشت

و سرش مثل کله افعی می نمود مایع محترقه و زهرآگینی در فضا پخش می شد

خون در رگ هایش به سرعت می دوید

کوبش نبض هایش از زیر پوست طنین می افکند

دستانش به مهارت سرپنجه استادی سرگشته که سمفونی آتش و داغ سوزنده را می نوازد

به حرکت درآمد تا آخرین شکوفه های فرهنگ و ادب را به غارت ستاند.

جملات زیبای کتاب فارنهایت ۴۵۱

این بود نتیجه کار. رفیق مونتاگ می خواست به سوی خورشید پرواز کند. حالا که بال هایش آتش گرفته اند تعجب می کند.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

حتی بعد از آن. هنگام خواب. در پناه سایه سیاه شب ریشخند سوخته شدگان را می دید

این ریشخندها هرگز او را تنها نگذاشته بودند

او به خاطرش خطور نمی کرد که حتی یکبار هم او را راحت گذاشته باشند.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

در پشت هر کتاب انسانی نهفته که آنرا رقم زده است.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

دوشنبه نوبت میله ی . سه شنبه ویتمن . جمعه فالکنر

آنها را به خاکستر تبدیل کنید و خاکسترشان را هم بسوزانید. این است شعار همیشگی ما.

جملات زیبای کتاب فارنهایت ۴۵۱

شما مثل دیگران نیستید. دیگران را من خوب میشناسم

از حالشان باخبرم. وقتی حرف می زنم شما برخلاف دیگران به من نگاه می کنید

دیشب وقتی که از ماه سخن گفتم شما سرتان را بالا کردید

و به ماه چشم دوختید. دیگران هرگز چنین کاری را نخواهند کرد.

زیباترین جملات کتاب فارنهایت ۴۵۱

کتاب برای اینست که خریت و نادانی ما را جلوی چشم هایمان قرار دهد.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

ما هرچیزی را که برای نیک بختی لازم است در اختیار داریم. اما خوشبخت نیستیم.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

مثل مرد باشید. استاد ریدلی ؛ امروز به لطف خدا در انگلستان چنان شمعی برافروزیم که شعله اش هرگز به خاموشی نگراید.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

معلومه که من خوشبختم. این دختره چی فکر می کنه ؟ منظورش اینه که من بدبختم ؟

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

من هفده سال دارم و دیوانه ام. عمویم می گوید

هفده سالگی و دیوانگی دست در دست هم دارند

اگر سن و سالت را پرسیدند اینطور جواب بده من هفده سال دارم و مجنونم .

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

مونتاگ دیوارهای تلویزیونی اتاق خوابش را به آتش کشید

و میز توالت زنش را همراه با مبل و میز و صندلی اتاق نهارخوری با تمام لوازم آشپزخانه

سرویس غذاخوری نقره و ظروف پلاستیکی. همه را طعمه آتش ساخت

میخواست هر چیزی را که گواه زندگی او در این خانه است از میان بردارد

میخواست نشان همسرش. همسر بیگانه اش که فردا خاطره ای از او به یاد نخواهد داشت. به یادگار نماند.

جملات زیبای کتاب فارنهایت ۴۵۱

وجود یک کتاب در همسایگی. مانند یک تفنگ پر است. باید خزانه اش را خالی کرد. باید او را خنثی نمود. جانش را باید گرفت.

زیباترین جملات کتاب فارنهایت ۴۵۱

پدربزرگم می گفت: هر کسی باید وقت مردن یه چیزی پشت سرش باقی بذاره

یه بچه یا یه کتاب یا یه نقاشی یا یه خونه یا یه دیوار یا یه جفت کفش

یا یه باغ سرسبز. یه چیزی که دستات یه جوری لمسش کرده باشه

اینجوری وقتی مردی روحت یه جایی برای رفتن داره و وقتی مردم به اون درخت یا گلی که کاشتی نگاه می کنن

تورو میبینه. می گفت. مهم نیست که چیکار کردی

تا وقتی که یه چیزی رو نسبت به قبلش تغییر بدی و به شکلی که خودت دوست داری

دربیاری. می گفت. فرق بین مردی که فقط چمنا رو کوتاه میکنه

و یه باغبون واقعی تو شیوه لمس کردن درختا و گلاس

کسی که چمنا رو کوتاه میکنه احتمالا قبل از کارش هیچ وقت کنار چمنا نبوده

و اما باغبون عمری رو پای درختان و گلها گذاشته.

زیباترین جملات کتاب فارنهایت ۴۵۱

چشماتو با چیزای عجیب پر کن. طوری زندگی کن که انگار ده ثانیه دیگه قراره بمیری

دنیا رو ببین. جالب تر از هر رویاییه که تو کارخونه ها ساخته می شه

دنبال ضمانت نباش. دنبال وثیقه نباش. هیچ وقت همچین حیوانی نبوده

و اگر هم بوده از اونایی بوده که تمام روز رو بالای یه درخت لم میده و تمام زندگیشو می خوابه

لعنتی. درختو تکون بده و این نماد تنبلی رو با سر بنداز زمین.

زیباترین جملات کتاب فارنهایت 451

همچنین بخوانید : جملات زیبای ری بردبری

منبع : fa.wikiquote.org

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × پنج =