خانه / جملات مشاهیر و بزرگان / جملات زیبای کتاب خرمگس نوشته اتل لیلیان وینیچ

جملات زیبای کتاب خرمگس نوشته اتل لیلیان وینیچ

جملات زیبای کتاب خرمگس

جملات زیبای کتاب خرمگس نوشته اتل لیلیان وینیچ – نویسنده و موسیقیدان ایرلندی

جملات زیبای کتاب خرمگس نوشته اتل لیلیان وینیچ

جملات زیبای کتاب خرمگس نوشته اتل لیلیان وینیچ

-چه می بینم پدر ؟ موجودی عظیم و سفیدپوش.

در فضایی به رنگ آبی که نه آغازی دارد و نه پایانی.

میبینم که سالهاست در انتظار روح خداست.

همچون از ورای یک شیشه آن را تار می بینم.

مونتانلی آهی کشید و گفت: من نیز زمانی این چیزها را می دیدم.

بخشهای زیبایی از متن کتاب خرمگس

جای تاسف است که کلیسا کشیشان را از ازدواج منع می کند

پدر! من اطمینان دارم که اگر شما پیمان نبسته بودید اگر ازدواج می کردید فرزندانتان بسیار

هیس! این کلمه با چنان زمزمه سریعی ادا شد که به نظر می رسید سکوت بعدی را عمیق تر می سازد.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

با ادای کلمه عشق. سرخی شرم بر پیشانی اش نشست و باز فرومرد

جما آن را ندید چون با ابروهای گره خورده و دندان های به هم فشرده. یکراست به مقابلش چشم دوخته بود.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

هرچه زمان انجام کاری بیشتر باشد. دلایل شروع بی درنگ آن نیز بیشتر است

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

من خود را به گناهان رشک و خشم و اندیشه های پوچ علیه کسی که هیچ گونه بدی در حق من نکرده است. متهم میکنم

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

اگر در جهان راهی یافت می شد که آب رفته را به جوی بازگرداند. ارزش داشت که به خطاهای گذشته خود بیندیشیم

بخشهای زیبایی از متن کتاب خرمگس

گذشته از آن گذشتگان و آینده از آن توست

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

اگر من می گریم و یا می نالم. اگر من چهره غمگین می کنم. تنها برای خندیدن است.

جملات زیبای کتاب خرمگس نوشته اتل لیلیان وینیچ

آرتور به تنه درختی تکیه داد و از میان شاخ و برگ های تیره به اولین ستارگان کم نوری که در آسمان سوسو می زدند چشم دوخت

این چشمان رویایی آبی سیر و اسرارآمیز. که در پناه مژگانی سیاه قرار داشت

میراثی از مادر کرن والی اش بود. مونتانلی برای آن که آنها را نبیند. رویش را برگرداند.

جملات زیبای کتاب خرمگس

با خود اندیشید: این انتقام خداست که بر من نازل شده است

همان گونه که بر داوود ( پادشاه بنی اسرائیل ) نازل شد

با منی که آستان قدسش را ملوث ساخته و پیکر او را با دست های آلوده ام گرفته ام

شکیبا بوده است ولی اکنون شکیبایی اش به پایان رسیده است.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

ترجیح میدهم هر نوع آدمی باشم ولی احمق نباشم

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

فایده پیمانها چیست. این پیمانها نیستند که در میان مردم بستگی ایجاد می کنند

اگر انسان احساسی خاص نسبت به چیزی داشته باشد. این احساس او را بدان وابسته می سازد

ولی اگر چنان احساسی در او نباشد هیچ عاملی قادر به ایجاد چنان وابستگی ای نخواهد بود

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

این را نیز به خاطر داشته باشید که روح لال است

صدایی ندارد که فریاد برآورد – باید تحمل کند. تحمل کند و باز تحمل کند

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

اگر شما به فکر مردم پی می برید. از خواندن محتوای آن نیز نباید آزرده شوید

جملات زیبای کتاب خرمگس نوشته اتل لیلیان وینیچ

بدون تردید. هرآنچه را که یک انسان می توانست

متحمل شده بود ؛ قلبش به میان گل و لای کشیده و به زیر پای عابران لگدکوب شده بود

در روحش نقطه ای وجود نداشت که در آنجا نشانی از تحقیر کسی نباشد

که در آنجا استهزای کسی داغ خود را به جای ننهاده باشد

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

-فقط برای پنج دقیقه. جدی باش! وانگهی. موضوع مرگ و زندگی در پیش است

عزیزم! حتی برای دو دقیقه هم جدی نخواهم بود ؛ مرگ و زندگی هیچ کدام ارزش آن را ندارد.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

ما مرتدین بر این عقیده ایم که اگر مردی ناگزیر از تحمل چیزی است.

باید آن را به بهترین وجهی تحمل کند ؛ و اگر در زیر آن پشت دو تا نماید. وای بر احوال او

اما یک مرد مسیحی. مویه کنان. به خدا یا مقدسین خود روی می آورد

و اگر آنان یاری اش ندادند. متوجه دشمنان خود می شود

او همیشه قادر به یافتن پشتی است که بار خود را بر آن انتقال دهد

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

برای انسان. عشقی والاتر از آن نیست که به خاطر یارانش دست از زندگی خود بشوید

جملات زیبای کتاب خرمگس

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نه − 1 =