خانه / جملات مشاهیر و بزرگان / زیباترین جملات کتاب سقوط نوشته آلبر کامو

زیباترین جملات کتاب سقوط نوشته آلبر کامو

جملات کتاب سقوط

زیباترین جملات کتاب سقوط نوشته آلبر کامو نویسنده مشهور فرانسوی. این کتاب که نخست در سال ۱۹۵۶ منتشر شد

زیباترین جملات کتاب سقوط نوشته آلبر کامو

زیباترین جملات کتاب سقوط

چه بسیار جنایت ها فقط برای این روی داده که عامل آنها قادر به تحمل قصور خویش نبوده است.

بخش های زیبایی از کتاب سقوط

من هرگز شب از روی پل نمی گذرم. این نتیجه عهدی ست که با خود بسته ام

آخر فکرش را بکنید که کسی خودش را در آب بیندازد

آن وقت از دو حال خارج نیست: یا شما برای نجاتش خود را در آب می افکنید

و در فصل سرما به عواقب بسیار سختی دچار می شوید! یا او را به حال خود وا مگذارید

شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارد.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

جنایت همواره در قسمت جلوی صحنه جا دارد.

اما جنایتکار فقط چند لحظه ای خود را می نمایاند تا بی درنگ جایش را به دیگری واگذارد.

متن های زیبای کتاب سقوط

بالاتر از دیگران زیستن هنوز تنها راهی است برای اینکه اکثر مردم انسان را ببینند و به او احترام بگذارند.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

مشکل زندگی بعضی از مردم در این است که چطور از دیگران کناره بگیرند یا لااقل با آنان بسازند.

جملات زیبای کتاب سقوط

من جز در فاصله میان عیاشی هایم به مسائل بزرگ و با اهمیت زندگی فکر نکرده ام

و در غالب اوقات اهمیتی به این موضوعات نداده ام.

زیباترین جملات کتاب سقوط نوشته آلبر کامو ( جملات آلبر کامو )

دوستی با فراموشکاری یا لااقل ناتوانی توام است.

زیباترین جملات کتاب سقوط

مردم خوشبختی و موفقیت را تنها در صورتی به شما می بخشایند

که با کمال سخاوت رضا دهید که آنها را با دیگران قسمت کنید

اما برای اینکه خوشبخت شوید نباید زیاده از حد به دیگران بپردازید

بدین طریق راهی برای خلاصی نیست

خوشبخت بودن و محاکمه شدن یا بدبخت بودن و تبرئه شدن.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

عیاشی حقیقی آزادی بخش است. زیرا هیچ گونه الزامی نمی آورد

عیاش فقط وجود خود را تملک می کند

از این جهت عیاشی مشغولیت محبوب کسانی است که به خود عشق می ورزند.

بخش های زیبایی از کتاب سقوط

ادیان از لحظه ای که دم از اخلاق می زنند و با صدور فرمان تهدید می کنند. به خطا می روند.

جملات زیبای کتاب سقوط

برای خلق مجرمیت و مکافات احتیاجی به وجود خداوند نیست

همنوعان ما با کمک خود برای این کار کفایت می کنند. شما از روز داوری الهی سخن می گویید

اجازه بدهید با کمال احترام به این حرف بخندم. من بدون ترس و تزلزل در انتظار آن روزم

من چیزی را دیده ام که به مراتب از آن سخت تر است ؛ من داوری آدمیان را دیده ام.

متن های زیبای کتاب سقوط

جنایت تنها در این نیست که دیگری را بکشی بلکه بیشتر در این است که خود زنده بمانی.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

سانسور همان چیزی را که نهی می کند به فریاد بلند اعلام می دارد.

زیباترین جملات کتاب سقوط

بالاترین عذابهای بشر این است که بدون قانون محاکمه شود.

بخش های زیبایی از کتاب سقوط

حکمی که درباره دیگران داده اید سرانجام مستقیما باز می گردد

و بر چهره شما می خورد و در آنجا ضایعاتی به بار می آورد.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

هر افراطی. نیروی زندگی و در نتیجه درد و رنج را کاهش می دهد.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

شیرجه های نرفته گاهی کوفتگی های عجیبی به جا می گذارند.

¨‘°ºO✥✥✥Oº°‘¨

من از آن تافته های جدابافته نبودم که هر توهینی را ببخشایم

اما همیشه در آخر کار آن را از یاد می بردم

آن کس که تصور می کرد که من از او نفرت دارم

چون می دید که با لبخندی صمیمی به او سلام می گویم غرق در شگفتی می شد و نمی توانست باور کند

در این حال. بر حسب خلق و خوی خودش

یا بزرگواریم را تحسین یا بی غیرتی ام را تحقیر می کرد

بی آنکه فکر کند که انگیزه من ساده تر از این ها بوده است. من همه چیز حتی نام او را از یاد برده بودم.

زیباترین جملات کتاب سقوط نوشته آلبر کامو

منبع : fa.wikiquote.org

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 + 4 =