خانه / جملات فلسفی قصار و زیبای ژان ژاک روسو

جملات فلسفی قصار و زیبای ژان ژاک روسو

ژان ژاک روسو

جملات و سخنان زیبا قصار و فلسفی و آموزنده و جملات زیبای ژان ژاک روسو

سخنان و جملات زیبای ژان ژاک روسو

جملات و سخنان فلسفی آموزنده قصار حکیمانه و زیبای ژان ژاک روسو

افراد سست اراده همیشه منتظر معجزه ها و رویدادهای شگفت انگیزند اما افراد قوی خود آفریننده معجزه ها و رویدادهای شگفت انگیزند

سخنان و جملات زیبای ژان ژاک روسو

آدمی را . به تمام فصول اندیشیدن . ضرورت است.

سخنان و جملات زیبای ژان ژاک روسو

آن که اندک رنجی را تحمل نتواند . محتمل است که به رنجی کلان گرفتار آید.

سخنان و جملات زیبای ژان ژاک روسو

سعی کنید همانگونه باشید که می خواهید دیگران شما را ببینند

سخنان و جملات ژان ژاک روسو

آن که به گردنکشی بیان کند که:برون از خانه خدا . سلامتِ کردار وجود ندارد . باید به ترک بلدش مجبور سازند.

سخنان و جملات ژان ژاک روسو

اعتماد . معراج روح است.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

اگر دروغ تنها ناجی ما است . دیگر همه چیز نابود و ما فنا شده ایم.

سخنان و جملات ژان ژاک روسو

انسان . آزاد زاده شده اما در همه جا به بند است.

سخنان و جملات ژان ژاک روسو

اولین قطرات اشک کودکان خواهش است . اگر به آن توجه نشود به زودی تبدیل به فرمان خواهد شد.

سخنان و جملات ژان ژاک روسو

ساده ترین درس زندگی این است هرگز کسی را آزار نده

جملات زیبای ژان ژاک روسو

آسایش زمان نمیشناسد هرگاه خسته شدی بیاسای

جملات زیبای ژان ژاک روسو

نخستین کسی که با کشیدن حصار به دور قطعه زمینی ادعای مالکیت نمود و انسان های ساده دل نیز به اراده او تمکین نمودند . بنیان گذار جامعه بورژوازی بود. از چه جنگ های خانمان سوز . و چه جنایت ها و کشتارهای بی رحمانه . و از چه رنج ها و شوربختی ها جلوگیری می شد اگر . یک نفر آن حصار را می کوبید و فریاد سرمیداد:مردم!هشیار باشید و به این شیاد اعتماد نکنید که فنا خواهید شد!ثمره این خاک متعلقِ به همه گان است و زمین به هیچ کس تعلق ندارد!

جملات زیبای ژان ژاک روسو

بالاترین لذت . رضایت از خویشتن است.

جملات زیبای ژان ژاک روسو

به مجرد زاده شدن . پا به صحنه جنگ می گذاریم و با مرگِ خود . آن را ترک می کنیم.

جملات زیبای ژان ژاک روسو

بی سوادی . نه تنها فاقد هرگونه تأثیر سوء بر پاکدامنی و آداب و سنن است . بل که در تقویت آن نیز مؤثر واقع می شود.

جملات زیبای ژان ژاک روسو

پاکدامنی . متکی به نیرو است.

جملات زیبای ژان ژاک روسو

تا زمانی که کشت و زرع به دیده احترام نگریسته می شد . از کاهلی و فقر آثاری نبود و عادات زشت در میان مردم نیز به مراتب کمتر دیده می شد.

جملات زیبای ژان ژاک روسو

هر پدیده ای زمانی که از دست آفریدگارش بیرون می آید خوب است و همین که بدست انسانها می افتد به تباهی میگراید

جملات زیبای ژان ژاک روسو

تکامل گیاهان . به روش اصلاحِ انواع . و کمال آدمی از راه تربیت ممکن است.

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

تناسب روابط غریزی . در هر سده ای که قرار داشته باشیم . غیرقابل تغییر است.

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

ثروتمندان . طلا را بر شایستگی ترجیح می دهند.

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

ثروتمندان . فقر را به دو روش ایجاد می کنند . اول فقرِ مطلق:به این طریق که کارگران را به تولید کالاهای تجملی مجبور نموده که این خود به کمبود کالاهای اساسی و افزایش قیمت منجر و در نتیجه به قشرها ضعیف تر تحمیل می گردد. دوم فقرِ نسبی:قشرها ضعیف جامعه با مشاهده اشیاء جدیدِ تجملی و محرومیت از لذایذ آن . خود را ناکام و نگون بخت فرض می کنند.

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

جسم هم مانند روح . نیازهای مخصوص به خود را دارد.

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

چه باسعادت سرزمینی که مردمانش در جستجوی صلح و آرامش . سر به کوه و دشت نمی گذارند . اما کجاست آن سرزمین ؟

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

خانواده . قدیمی ترین اجتماع بشری و طبیعی ترین آنها است.

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

در زیر فشار تمایلات نفس . بَرده ام . و به ندای وجدان . آزادم.

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

در هیچ قصری مایل به زیستن نیستم چون تنها به یک اتاق بسنده می کنم.

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

عذابِ بزرگ بر آن کس که . واعظ غیر متعظ است.

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

فرزندم!راستی بگو ببینم . آیا روح دارای جنسیت است ؟

سخنان زیبای ژان ژاک روسو

کسی را که بتوان با شدتِ عمل و سخت گیری وادار به اطاعت نمود . تبدیل به موجود ذلیلی خواهد شد.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

مردِ شرافتمند این کوی . کلاهبردارِ کوی دیگر است.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

منشأ تمام بدطینتی ها . ضعف و پریشانی است.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

نوعی سازگاری و گرایش عاطفی بین انسان ها موجود است که در نگاه اول . خود را به نمایش می گذارد.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

وجدان . ندای روح . و اشتیاق . تمنای نفس است.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

هجوم مهمانان . باعث خدشه دار شدن مهمان نوازی است.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

هر مجازاتی که برایم در نظر بگیرند . از یادآوری خاطره جنایتم وحشت انگیزتر نخواهد بود.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

هیچ سرسپردگیی کامل تر از این نیست که به ظاهرِ آزادگی آراسته باشد . آنجاست که اراده نیز تن به اسارت می دهد.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

یک بدن ضعیف . روان را ضعیف می سازد.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

تمام تعلیم و تربیت زنان باید در خدمت و مربوط به مرد باشد. وظایف زنان در تمام دوران ها و چیزی که باید از آغاز کودکی به آنان آموخته شود عبارت است از:لذت بخشی و خدمت به مردان . جلب محبت و احترام آنان . بزرگ کردن آنان در کودکی و نوجوانی و مراقبت از ایشان در بزرگ سالی . مشورت و تسلی دادن به مردان . شیرین و جذاب ساختن زندگی برای آنان.

جملات فلسفی ژان ژاک روسو

شرافت زن در آن است که ناشناخته بماند. یگانه افتخار او در قدردانی شوهرش و خدمت به خانواده نهفته است. خداوند زن را برای تحمل بی عدالتی های مرد و خدمت به او آفریده است

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

آزادی را فقط در مجسمه آن یافتم.

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

آنچه بار زندگی را بر دوش ما سنگین تر می سازد . عمومأ زیاده روی در خودِ زندگی است.

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

برای آنکه بتوانیم کسی رادوست داشته باشیم به زمان و آگاهی نیاز داریم برای دوست داشتن ابتدا باید داوری کرد و برای برتری دادن . باید نخست سنجید

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

به طور کلی اشخاصی که زیاد میدانند کم حرف میزنند و کسانی که کم میدانند پرحرف هستند

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

احساس دل . بالاتر از منطق است.

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

از بدترین آلام معنوی . حسد است. کسی که حسد می ورزد . نه تنها رنگ سعادت . بل که رنگ آرامش را هم نخواهد دید . وضع او شبیه به کسی است که او را روی آتش گذاشته باشند و آتش را باد بزنند.

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

اعتدال و عمل . دو طبیب واقعی انسانند . کارکردن اشتها را تحریک می نماید و اعتدال . از افراط در ارضاء اشتها جلوگیری می کند.

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

اگر آزادی اراده از مرد سلب شود . همه اعمال او ارزش اخلاقی خود را گم می کند.

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

امید و آرزو آخرین چیزی است که دست از گریبان بشر برمی دارد.

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

بدترین حالت برای انسان موقعی است که تنگ دست و زیردست باشد.

جملات ارزشمند ژان ژاک روسو

برای کسی که هیچ ندارد . قرض هم یک نوع دزدی است.

جملات ژان ژاک روسو

بزرگ ترین فرق بین انسان و حیوان . فهم و فکر نیست . بل که اراده و اختیار است.

جملات ژان ژاک روسو

بهترین وسیله برای جلب محبت دیگران . نیکی کردن در حق آن ها است.

جملات ژان ژاک روسو درباره کامیابی

به توانایی خویش ایمان داشتن . نیمی از کامیابی است.

جملات ژان ژاک روسو

پول . زاده پول است . گاهی به دست آوردن اولین لیره . مشکل تر از دومین میلیون لیره است.

جملات ژان ژاک روسو

هر کس لطف بهار میخواهد باید دشواری زمستان را تحمل کند

حرفهای ژان ژاک روسو

پیش از آن که لب به سخن بگشایی . حرفت را بسنج . آن چنان که پیش از کاشتن . شخم می زنی.

جملات ژان ژاک روسو

چه بسا که در جستجوی سعادت موهوم . هزار نکبت و شوربختی را تحمل کنیم.

جملات ژان ژاک روسو

حس وجدان . بزرگترین فیلسوف است.

جملات ژان ژاک روسو درباره حقیقت

حقیقت را بیان کن و کار نیک را انجام بده و فراموش کن که به خاطر خودت کار می کنی. آنچه در جهان برای انسان مهم است انجام وظیفه می باشد.

جملات ژان ژاک روسو

میتوان حقیقتی را دوست نداشت اما نمیتوان منکر آن شد

جملات ژان ژاک روسو درباره زنان و مردان

در زنان . هوش و در مردان . قریحه و استعداد بیشتر است. آنچه را زن با چشم دقت و بررسی می بیند . مرد با دیده اندیشه و تعقل می نگرد.

جملات ژان ژاک روسو

در مقابل همه چیز می توان مقاومت کرد جز نیکی.

سخنان ژان ژاک روسو

زندگی . عبارت از تنفس نیست . داشتن اقتدار در اجرای آمال و نظریات است.

سخنان ژان ژاک روسو

طبیعت درباره همه حیوانات که به دست پرورش او سپرده شده اند . با یک امتیاز و بدون رجحان رفتار می کند که گویی می خواهد نشان بدهد چه گونه او غیرت این حق را در خود دارد.

سخنان ژان ژاک روسو

عشق آتش سوزانی است که شعله خود را به سایر احساسات نیز می افکند و آن ها را با نیرویی جدید . حیات می بخشد و از این رو است که گفته اند . عشق منشأ قهرمانی ها است.

سخنان ژان ژاک روسو

عمومأ افرادی که زیاد می دانند کم حرف می زنند و کسانی که کم می دانند . پرحرف هستند.

سخنان ژان ژاک روسو

مردم بدون عشق کورانی هستند که به هیچ وجه به منزل نخواهند رسید

سخنان ژان ژاک روسو

فحش . استدلال کسانی است که محق نیستند.

سخنان ژان ژاک روسو

فقط سستی اراده است که سبب ضعف ما می شود . وگرنه انسان همیشه برای اجرای چیزی که به شدت آرزو می کند . قدرت کافی را دارا می باشد.

سخنان ژان ژاک روسو

انسان از مادر . آزاده آفریده شد

سخنان ژان ژاک روسو

قلب . بزرگترین فیلسوف و دانشمندترین دانشمندان است. کسی که دارای قلبی پاک باشد به نصیحت حکما احتیاجی ندارد.

سخنان ژان ژاک روسو

کسانی که دیر قول می دهند . خوش قول ترین مردمان دنیا هستند.

سخنان ژان ژاک روسو

مردِ دانا کسی است که همیشه در صدد یادگرفتن باشد.

جملات قصار ژان ژاک روسو

مفیدترین و توسعه نیافته ترین شناسایی بشری به نظر من همان شناسایی افراد بشری است.

جملات قصار ژان ژاک روسو

نخست . نیک باشیم . سپس نیک بخت می شویم. چشم به پاداش پیش از پیروزی . و دستمزد پیش از انجام کار . نداشته باشیم.

جملات قصار ژان ژاک روسو

هر بدبختی که به من رسیده . از اطمینان و اعتماد به دوستانم بوده است.

جملات قصار ژان ژاک روسو

همان طور که می خواهید دیگران در شما نظر کنند . بخواهید که همان طور باشید.

جملات قصار ژان ژاک روسو

هرگاه خشم . شما را از راه اعتدال بیرون برد . فورأ در آئینه بنگرید ؛ بی اختیار به خود خواهید خندید.

جملات قصار ژان ژاک روسو

هر عیش و لذتی را که در دنیا به نظر آورید دارای رنج و زحمت است و اگر فورأ برای ما تولید زحمت نکند . در آینده اسباب دردسر خواهد شد. فقط دونوع لذت است که هرگز موجب درد و رنج و پشیمانی نمی شود . اول نیکی کردن به مردم و دیگری انجام وظیفه است که سرور فراوانِ آن را بعدأ احساس می کنیم.

جملات قصار ژان ژاک روسو

هرگز سعادت شخصی . قلب مرا در خود نگرفته است . من خوشبختی خودرا جز در سعادت جامعه نمی بینم.

جملات قصار ژان ژاک روسو

همه انسان ها از لحاظ ظاهر و افعال به هم شبیه اند . ولی باطن آن هاست که با یک دیگر متفاوت است.

جملات قصار ژان ژاک روسو

بزرگترین تفاوت انسان و حیوان . فهم و اندیشه نیست بلکه اراده و اختیار اوست

گفتاوردهای ژان ژاک روسو

کودکان یا چیزی را که به دردشان نمی خورد می بخشند . یا آنچه را که یقین دارند پس خواهند گرفت . می دهند.

گفتاوردهای ژان ژاک روسو

نمی توانم به کسی که دائماً در فکرِ فرار از مرگ است هنر زندگی کردن را بیاموزم

گفتاوردهای ژان ژاک روسو

کدام خرد بالاتر از مهربانی است ؟

گفتاوردهای ژان ژاک روسو

اندیشه های صرفاً ذهنی و کلی . منشأ بزرگترین خطاهای بشرند.

گفتاوردهای ژان ژاک روسو

روح بشر . اشتباه کردن و فریب خوردن را به اعتقاد نداشتن به هیچ چیز ترجیح می دهد.

گفتاوردهای ژان ژاک روسو

انسانیت توبزرگترین شاخص وجود روح توست.

گفتاوردهای ژان ژاک روسو

سخنان و جملات زیبای ژان ژاک روسو

برچسب ها : , ,

یک دیدگاه

  1. ژان ژاک روسو

    از مدرنیسم تا پست مدرنیسم اثر ژان ژاک روسو
    آیا احیای علوم و هنرها به تلطیف اخلاقیات کمک کرده است یا به انحطاط آن ها ؟ من با علم بدرفتاری نمی کنم ، من از فضیلت در پیشگاه صاحبان فضیلت دفاع می کنم. درستکاری برای نیک مردان عزیزتر است تا فضل برای فاضلان. پس از چه باید بترسم ؟ از روشن اندیشی مجمعی که به من گوش فرا می دهد ؟ حاکمان باانصاف هرگز در محکوم کردن خویش در مباحثات مشکوک درنگ نکرده اند ؛ و سودمندترین موضع برای آرمانی عادلانه همانا دفاع از خویشتن است در مقابل حریفی شایسته و روشن بین که داور آرمان خویش باشد. منظره زیبا و باشکوهی است مشاهده ی انسان که چگونه با تلاش های خود به نوعی از هیچ پدیدار می شود ؛ در پرتو خردش تیرگی ای را که طبیعت او را در آن پیچیده است می زداید ؛ از خود فراتر می رود ؛ به مدد ذهن اش در اقالیم آسمان اوج می گیرد ؛ همانند خورشید با گام های غول آسا گستره ی پهناور عالم را درمی نوردد ، و از همه عظیم تر و دشواتر ، به درون خود بازمی گردد تا انسان را مطالعه کند و طبیعت او را ، وظایف او را و غایت اش را بشناسد. همه این شگفتی ها فقط چند نسل است که احیا شده است. ذهن همانند بدن ، نیازهایی دارد. نیازهای بدن شالوه های جامعه اند ، نیازهای ذهن جامعه را خوشایند می کنند. در حالی که حکومت و قوانین مراقب امنیت و رفاه انسان های انجمن کرده اند ، علوم ، ادبیات و هنرها ، با خودکامگیِ کم تر و شاید با اقتدار بیش تر ، حلقه های گل بر زنجیرهای آهنینی که بر انسان ها سنگینی می کنند می گسترانند ، آن حس اصیل آزادی را که گویی به خاطر آن زاده شده اند در آنان خاموش می کنند ، وادارشان می کنند بردگی خود را دوست بدارند و از آن ها چیزی می سازند که مردمان متمدن نامیده می شود. نیاز ، تاج و تخت ها را برافراشته است ، علوم وهنرها آن ها را استوار کرده اند. پیش از آنکه هنر رفتار ما را شکل دهد و به عواطف ما سخن گفتن با زبانی تصنعی و متظاهرانه را بیاموزد عادات ما خام اما طبیعی بودند و تفاوت در رفتار ما در نخستین نگاه تفاوت در شخصیت را اعلام می کرد. طبیعت انسان در اصل نیکوتر نبود ، اما انسان ها امنیت خود را در سهولت راه یابی متقابل به یکدیگر می دیدند ، و این امتیاز که ما دیگر قدرش را احساس نمی کنیم آن ها را از رذایل بسیار محافظت می کرد. مردم دیگر بی وقفه از امور رایج متعارف و نه از نبوغ خود پیروی می کنند ؛ دیگر جرات نمی کنند همان بنمایند که هستند ؛ و در این اجبار دائمی ، انسان های تشکیل دهنده ی گله ای که جامعه نامیده می شود اگر در شرایط یکسانی قرار گیرند همگی عمل واحدی انجام می دهند مگر این که انگیزه های قوی تری مانع آن ها شود. پس هرگز نمی توانیم بدانیم با چه کسی سرو کار داریم ؛ بنابراین برای شناخت دوست باید منتظر تنگناها بمانیم ، یعنی منتظر وقتی که دیگر خیلی دیر است. زیرا برای همین شرایط است که شناختن او اساسی است. دیگر اثری از دوستی های صادقانه ، احترام های واقعی و اعتمادهای مستحکم نیست. سوءظن ها ، بدگمانی ها ، ترس ها ، سردی ها ، احتیاط ها ، نفرت ها و خیانت بی وقفه خود را زیر نقاب متحدالشکل و ریاییِ ادب ، زیر این مدنیت مورد ستایش ، که ما آن ها را مدیون روشنگری قرن خویشیم ، پنهان می کنند. دیگر با سوگندها به نام خدای عالم بی حرمتی نمی کنند ، بلکه با کفر به آن اهانت می کنند بی آن که گوش های حساس ما از آن آزرده شوند. هیچ کس از شایستگی های خود ستایش نمی کند بلکه شایستگی های دیگران را خوار می کند. کینه های ملی فرو می نشیند اما عشق به میهن نیز خاموش می شود. هرچه انوار علوم و هنرها در افق ما بیش تر طلوع کند فضیلت بیش تر می گریزد ، و همین پدیدi در همه ی عصرها و در همه ی زمان ها مشاهده می شود. مصر ، این اقلیم حاصل خیز زیر آسمانی فلزی ، این سرزمین مشهور به مادر فلسفه و هنرهای زیبا تبدیل شد ، و دیری نپایید که به دست کمبوجیه ، سپس به دست یونانیان ، رومی ها ، عرب ها و سرانجام ترک ها فتح شد. به یونان بنگرید که زمانی سرشار بود از قهرمانان بود ، پیشرفت هنرها ، از هم گسیختگی اخلاقیات و یوغ مقدونیان پی در پی فرا رسید. و دیگر در انقلاباتش چیزی جز تعویض اربابان را تجربه نکرد. روم که معبد فضیلت بود با خیل عظیم نویسندگان وقیح تماشاخانه ی جنایت ، ننگ ملت ها و بازیچه ی بربرها شد. قسطنطنیه که باید پایتخت کل جهان باشد ، رقابت هولنلک ترین جنایت ها تارو پود تاریخ آن را می سازد. در مقابل این تصاویر ، تصویر خلقیات شمار اندکی از مردمانی را قرار دهیم که مصون از این مسمومیت شناخت های بیهوده ، به لطف فضایل شان سعادت خویش و الگویی برای سایر ملل را تحقق بخشیدند. پارسیان نخستین چنین بودند ، ملتی یکتا که مردمان نزد آنان فضیلت را می آموختند آن گونه که نزد ما دانش را فرامی گیرند ؛ ملتی که آسیا را با چنان سهولتی مطیع ساخت ، و یگانه ملتی بود که این افتخار را یافت که تاریخ نهادهایش به داستانی فلسفی تبدیل شود. چنین بودند سکاها که آن ستایش های باشکوه از آنان برای ما باقی مانده است. چنین بودند ژرمن ها ، که خامه ای خسته از ترسیم جنایات و سفاکی های خلقی دانش آموخته ، ثروتمند و شهوت ران ، در توصیف سادگی ، معصومیت و فضایل آن ها تسلا می یافت. و چنین بوده است خود روم ، در زمان فقر و نادانی اش. ای مردم یک بار هم که شده بدانید طبیعت خواسته است شما را از گزند علم حفظ کند ، بدانید همه اسراری که از شما پنهان می دارد شروری هستند که شما را از آن ها حفظ می کند ، و رنجی که برای آموزش خود می کشید در زمره ی کم ترین مهربانی های او نیست. انسان ها فاسداند ؛ اما اگر از بخت بد دانشمند هم زاده شوند از این بدتر می شوند. این تاملات چه اندازه برای بشریت اهانت آمیزند! چقدر غرور ما باید از آن جریحه دار شود! درستکاری فرزند جهالت است ؟ علم و فضیلت ناسازگاراند ؟ چه نتایجی که نمی توان از این کج اندیشی ها بیرون کشید ؟ اما برای سازش این تعارضات آشکار فقط کافی است از نزدیک بطلان و پوچی این عناوین مغرورانه را که ما را خیره می کنند ، و ما آن ها را این چنین آسان به شناخت های بشری نسبت می دهیم ، بررسی کرد. پس علوم وهنرها را همان طور که هستند در نظر بگیریم. ببینیم چه چیزی باید از پیشرفت آن ها ناشی شود و در پذیرش همه ی نکاتی که در آن ها استدلالات ما با استقراهای تاریخی موافق اند تردید نکنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + 11 =