خانه / جملات مشاهیر و بزرگان / سخنان و جملات زیبای ایوان کلیما

سخنان و جملات زیبای ایوان کلیما

سخنان و جملات ایوان کلیما

سخنان و جملات زیبای ایوان کلیما نویسنده. مقاله نویس. نمایش نامه نویس و روزنامه نگار اهل جمهوری چک

سخنان و جملات زیبای ایوان کلیما

سخنان و جملات زیبای ایوان کلیما

در اغلب کارهایم تقریبا همیشه درباره عشقهای تراژیک نوشته ام.

دلایل زیادی هست که چرا عشق بیشتر وقت ها تراژیک است.

اما چیزی که می توان به صورت نظری گفت این است که همه چیز در زندگی انسان پایان می پذیرد.

ما احتیاج شدیدی به جاودانگی داریم ؛ ولی به یک دوره زودگذر و ناپایدار محکوم شده ایم.

سخنان و جملات زیبای ایوان کلیما

در یکی از رمان هایم نوشته ام که زندگی ما به اندازه پلک زدن یکی از چشم های خداوند طول می کشد.

عشق بعضی وقت ها کمک می کند ما این دوره زودگذر را فراموش کنیم ؛

ولی همین عشق به هر حال مثل هر چیز دیگری باید به آخر برسد.

با این حال من سپاسگزار همه عشق هایی هستم که در زندگی ام به آنها برخورد کرده ام

و این حرفم تقریبا درباره قهرمان هایم هم صدق می کند.

سخنان و جملات زیبای ایوان کلیما

همیشه برای من خود نوشتن مهم بوده. خیلی مهم تر از انتشار آن.

سخنان و جملات زیبای ایوان کلیما

من فکر می کنم نسل جوان امروز در سراسر دنیا تمایلی به گذشته ندارد.

به خصوص در جاهایی که دنیای آزاد نامیده می شود.

این جوان ها در صلحی زندگی می کنند که خیلی وقت است وجود دارد.

آنها تقریبا عمل گرا و حال گرا هستند.

اکنون و آینده از گذشته و تاریخ برای آنها جذابیت بیشتری دارد.

سخنان و جملات زیبای ایوان کلیما

به نظر من دموکراسی بین شکل های مختلف حکومت داری هنوز هم بهترین شکلی است که وجود دارد ؛

ولی در هر صورت جامعه مدرن پدیده های بسیار جدید و زیادی دارد که شرکت های چندملیتی.

بانک ها و تاثیرات شگفت انگیز رسانه ها جزو آنها هستند

این به این معناست که دموکراسی باید وضعیت موجود را به چالش بکشد

اما فراموش نکنیم که این وضعیت در همه جای دنیا هست

من معتقدم باز هم دموکراسی بهتر از هر رژیم توتالیتری می تواند مشکلات جاری را حل کند.

جملات زیبای کتاب روح پراگ نوشته ایوان کلیما

اگر ما حافظه مان را از دست بدهیم. خودمان را از دست داده ایم

فراموشی یکی از نشانه های مرگ است. وقتی حافظه نداری. دیگر اصلا انسان نیستی.

جملات زیبای کتاب روح پراگ

در این کشور همه احساس می کنند که کلاه سرشان رفته است

و بنابراین فکر می کنند که حق دارند سر دیگران کلاه بگذارند.

جملات زیبای کتاب روح پراگ

در میان ضعفا. آن هایی که رؤیای نجات دادن جهان و رهانیدن آن ( و خودشان ) از ترس را از طریق حکومت خود در سرمی پرورانند

خودشان را گول می زنند. نوع بشر توسط قدرتی که ضعفای پیشین در اختیار قرار گرفته اند آزاد نخواهد شد

زیرا ضعفا در همان روزی که به قدرت می رسند بی گناهی خود را از دست خواهند داد.

جملات زیبای کتاب روح پراگ

آدم می نویسد تا مرگ را انکار کند. مرگی که این همه چهره های مختلف به خودش می گیرد

و هرکدام از این چهره ها واقعیت سرنوشت بشری. رنج. تمرد و صداقت را از معنا تهی می کند.

جملات زیبای کتاب روح پراگ

هر شهری مثل یک آدم است. اگر رابطه اصیلی با آن برقرار نکنیم

فقط نامی برجای می ماند. یک شکل و صورت بیرونی که خیلی زود از حافظه و خاطره مان می رود و رنگ می بازد

برای برقرار کردن چنین رابطه ای. باید بتوانیم شهر را با دقت ببینیم و شخصیت خاص و استثنایی آن را در یابیم

آن من شهر. روح شهر. هویت آن. و شرایط زندگی آن که در طول زمان و عرض مکان آن پدید آمده است

پراگ شهری رازآلود و پرهیجان است که با حال و هوایش. با مخلوط غریب سه فرهنگش الهامبخش خلاقیت افراد بسیاری شده است

سه فرهنگی که چندین دهه. یا حتی قرن ها در این شهر در کنار هم می زیسته اند.

جملات زیبای کتاب روح پراگ

این شناخت یا آگاهی که شخصی که هم اکنون با او صحبت می کنی. ممکن است همین فردا کشته شود

آدمی که بسیار دوستش می داری. باعث می شود که همیشه از دوست شدن با آدم ها هراس داشته باشی

آدم در این شرایط. در درون خودش نوعی دیوار درست می کند تا پشت آن

هرآنچه را شکننده است پنهان کند: عمیق ترین احساساتش

عمیق ترین روابطش با دیگران…. خصوصا با آن کسانی که بیش از همه به آدم نزدیکند

این تنها راه برای تحمل کردن جدایی های مکرر. ناگزیر و از پا درآورنده است.

جملات زیبای کتاب روح پراگ

توتالیتاریسم با سپردن حاکمیتی نامحدود و بی تزلزل به شخصی واحد مصیبتی می شود

نه فقط برای آنهایی که تحت حکومتش هستند. بلکه برای کل بشریت.

جملات زیبای کتاب روح پراگ نوشته ایوان کلیما

… دولت های توتالیتری نمی توانند بی وجود پلیس سیاسی. دادگاه های فرمایشی.

حکم های غیرقانونی. اردوگاه های کار اجباری. و اعدام هایی که غالبا نوعی آدم کشی در جامه مبدل است سر کند

اگرچه در آغاز عده زیادی از این اعمال به وحشت می افتند

اما سرانجام به این نتیجه می رسند که چنین شیوه هایی عملا نمی تواند درباره عموم اجرا شود.

جملات زیبای کتاب در میانه امنیت و ناامنی نوشته ایوان کلیما

تمدن ما خودخواه و اسراف کار است و در نتیجه غیراخلاقی است

داریم به لحظه ای نزدیک می شویم که در آن. نه فقط موضوع بقای تمدنمان.

بلکه مسئله خود حیات. برای کل بشریت زیر سؤال می رود

ما یگانه موجودات زنده ای هستیم که از قدرت تفکر انتزاعی برخورداریم

و بی تردید در لحظات بحرانی. قدرت اندیشه بشر. توان یافتن راه حل های مثبت و ارزشمند را دارد

متاسفانه. در لحظات سرنوشت سازی از این دست. همیشه صدای تفکر پیروز نمی شود.

جملات زیبای کتاب در میانه امنیت و ناامنی نوشته ایوان کلیما

باز در آستانه یک دگرگونی بینادی دیگر قرار گفته ایم

یک قرن رشد و توسعه لجام گسیخته و تحولات انقلابی. باورها و ارزش های سنتی را متزلزل کرده

و این ایده را که هدف تلاش های بشر باید اهمیت دادن به روح و بقای خویش باشد. تضعیف کرده است.

جملات زیبای کتاب در میانه امنیت و ناامنی

مفاهیم جدید فضا و زمان. انسان ها را از شر قطعیت های سنتی خلاص کرده اند

و باورمندی به جاودانگی روح نیز دستخوش تزلزل شده است.

هرگاه مردم دیگر دل مشغول روح خود نباشند.

یکی از ابعاد مهم انسانیت خویش را در معرض خطر قرار می دهند.

جملات زیبای کتاب در میانه امنیت و ناامنی

آگاه شدن از موقعیت جدید انسان در زمان و فضا مایه هول و تکان است

اما وقتی این همه را بپذیریم. می توانیم برای زندگی. فلسفه نوینی پدید بیاوریم که شایسته دانش جدید

و اهمیت مان در رویدادهای جهانی باشد

فلسفه ای که به خودآگاهی تازه ای منجر شود که حاصلش در پیش گرفتن طرز رفتاری متناسب با واقعیت های این زمانه باشد.

جملات زیبای کتاب در میانه امنیت و ناامنی

این آرمان گرایی به خصوص. در مقایسه با آرمان گرایی های سابق. یک برتری آشکار دارد

قول بهشت را نمی دهد ؛ فقط قول تداوم یک زندگی معقول را می دهد.

جملات زیبای کتاب نه فرشته نه قدیس نوشته ایوان کلیما

جملات زیبای کتاب نه فرشته نه قدیس نوشته ایوان کلیما

جملات زیبای کتاب نه فرشته نه قدیس

همه چیزهایی که ارزش پیروی کردن. اعتقادداشتن و احساس کردن داشتند در آن جنگ وحشتناک نابود شد

چیزی را که هرگز نداشته ای نمی توانی به کسی انتقال بدهی.

جملات زیبای کتاب نه فرشته نه قدیس

اینجا هیچ فرشته یا قدیسی وجود ندارد . مهم نیست آدم ها دور و اطرافشان چه می سازند

این باخود آدم هاست که نحوه گوش دادن به هر چیزی را که با آنها حرف می زنند

یاد بگیرند و از آن مهم تر این است که یاد بگیرند به صدای خودشان گوش بدهند.

جملات زیبای کتاب در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی نوشته ایوان کلیما

جملات زیبای کتاب در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی نوشته ایوان کلیما

جملات زیبای کتاب در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

تلویزیون مثل تار عنکبوتی بود با عنکبوت های بسیار. و نه فقط یک عنکبوت

آنها هر گوشه ایی منتظرت بودند. وقتی به دام می افتادی. دیگر نمی توانستی خودت را آزاد کنی

و خونت را بلافاصله نمی مکیدند. فقط خیلی آهسته در درون تارشان می چرخاندنت.

جملات زیبای کتاب در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

خانه چیزی است که آن را در درونمان حمل می کنیم

آن هایی که خانه ایی در درونشان ندارند. نمی توانند بسازندش. نه با بی اعتنایی و نه با سنگ.

جملات زیبای کتاب در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

اگر به زن جماعت حرفی بزنید مثل این است که در روزنامه چاپش کرده باشی.

جملات زیبای کتاب در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

آن هایی که نه از قدرت تزلزل ناپذیری برخوردارند و نه شهامت توافق عمومی را دارند

به این عقیده پناه می برند که می توانند جایی بینابین این دو باقی بمانند. اما این توهم است.

جملات زیبای کتاب در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

هندی ها می گویند روح از خودآگاهی و روان تنیده شده. از زندگی و بصیرت

از خاک و آب. از روشنایی و تاریکی آنچه در انسان الهی است همین است.

جملات زیبای کتاب در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

دیدن کناه دیگران راحت تر است.

جملات زیبای کتاب در انتظار تاریکی در انتظار روشنایی

منظور پیتر این بود که تو داری خودت را نابود می کنی. آنچه در وجود آدم نابود می شود

دیگر درست نمی شود. و این فقط در مورد کبد و معتاد به الکل و یا ریه پر از سیگار صدق نمی کند.

جملات زیبای ایوان کلیما

آره دنیا مثل یک ترازوی عظیم است. وقتی پلیدی به خوبی غلبه می کند

فرشته ها به کفه ایی که سبک تر است جمع می شوند

نمی توانی بینی شان. اما حضور دارند. و تعادل را بازمی گردانند.

جملات زیبای ایوان کلیما

بعضی وقتها معلوم می شود که بازنده ها همان هایی اند که فکر می کردند برنده اند. و بالعکس.

جملات زیبای ایوان کلیما

عکس ثبت بی حرکت یک حرکت است. بازنمایی متوقف شده زندگی است

عکس بوسه مرک است بر تظاهر به تغییرناپذیر بودن می کند.

جملات زیبای ایوان کلیما

نزدیکی لحظه ایی است که عشق به اوج می رسد.

جملات زیبای ایوان کلیما

… صرفا لحظه ایی است که طی آن مردم باورشان می شود که توانسته اند جریان تاریخ را قطع کنند

و در نتیجه فضایی برای مانور دادن بگشایند

این که آیا واقعا به این کار دست یازیده اند یا در واقع به چیزی خاتمه داده اند

موضوعی است که فقط خود تاریخ می تواند درباره اش قضاوت کند.

جملات زیبای ایوان کلیما

ایمان آرزویی است که تظاهر به باور بودن می کند.

سخنان زیبای ایوان کلیما

او توضیح داد که اگر زیادی عجله داشته باشید. روحتان نخواهد توانست پا به پاتان بیاید

اگر منتظرش نمانید. هیچ وقت به شما نخواهد رسید.

سخنان زیبای ایوان کلیم

عدالت انتقام جویی ای ست که خودش را در حجاب اصول عالی پنهان کرده.

سخنان زیبای ایوان کلیم

مرگ لحظه ای است که در آن آدمی. چون بیگانه ای. در میان بیگانگان فرو می افتد

و آنها چون لایه نمناک خاک چسبناک گرداگردش را می گیرند.

سخنان زیبای ایوان کلیم

مادام که هنوز در زنده بودن معنا و مفهمومی می بینی زندگی می کنی

می توانی کمتر از عمر مقدرت زندگی کنی

اما نه بیشتر از آن. مهم نیست که هنوز نفس می کشی یا نه.

سخنان زیبای ایوان کلیم

وقتی در مکزیک بودم. از سرخپوستی پرسیدم چند سالش است و او گفت

کوتاه زمانی دیگر شصت و پنج سال می شود که شروع به مردن کرده ام. منظورش را نفهمیدم

و گفت در آنجا همه همینطوری سن شان را می گویند

آدم از لحظه ایی که به دنیا می آید شروع به مردن می کند.

سخنان زیبای ایوان کلیم

به این نتیجه رسیده ام که هیچ اندیشه ای در این دنیا آنقدر خوب و خیر نیست

که بتواند تلاشی تعصب آمیز برای به کرسی نشاندن آن اندیشه را توجیه کند

تنها امید نجات در جهان این دوران. تساهل و تسامح است.

تساهل و تسامح هرگز نباید به معنای تساهل و تسامح در برابر عدم تساهل و تسامح باشد

تحمل کردن آنهایی که آماده شده اند آزادی را محدود کنند یا حق زندگی کسان دیگر را بگیرند

حتی اگر توجیه اش شریف ترین اهداف باشد. روا و جایز نیست.

سخنان زیبای ایوان کلیم

این واقعیت جای بحث و فحص ندارد که هیتلر و همپالکی هایش درست مثل لنین و دار و دسته انقلابی اش

هیچ این نیات ویرانگرشان را پنهان نمی داشتند که می خواهند گروه های بزرگی از مردم را محدود کنند

و هیچ پنهان نمی داشتند که برای رسیدن به اهدافشان جزم تعصب آلودی دارند و هیچ در قید هزینه آن هم نیستند

اگر بی اعتنایی. بی عملی و ضعف توجیه ناشدنی طرفهای مقابل نبود. حتما می شد آنها را مهار کرد.

ایوان کلیما

همچنین بخوانید : جملات زیبای گوستاو فلوبر

منبع : fa.wikiquote.org

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × سه =