بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند – هایده

متن آهنگ آیینه صبح از بانو هایده

بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند آیینه صبحیم و غباری نپذیریم

متن آهنگ بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند آیینه صبحیم و غباری نپذیریم هایده

بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند آیینه صبحیم و غباری نپذیریم

ما چشمه نوریم بتابیم و بخندیم ما زنده عشقیم نمردیم و نمیریم

از بس كه من تنها نشستم تا نیمه شبها نشستم

دیگر میان آشنایان هم غریبم گویا كه تنهایی بود تنها نصیبم

فریاد از این دوری و داد از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

سوزم از این بیگانگی این عشق و این دیوانگی ها دارم شكایت ها به دل از رنج این بیگانگی ها

در سینه پنهان میكنم این آه سوزان ترسم كه این آتش سرآرد از گریبان

فریاد از این دوری و داد از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

ای دل بیا بگذر از این راهی كه رفتی و باكس نگفتی

ترسم از این راهی كه رفتی برنگردی و از پا درافتی

ای دل بیا بگذر از این راهی كه رفتی و باكس نگفتی

ترسم از این راهی كه رفتی برنگردی و از پا درافتی

دیدی كه درد عاشقی درمان ندارد این راه پر رنج و بلا پایان ندارد

فریاد از این دوری و داد از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

بر خاطر آزاده غباری ز كسم نیست سرو چمنم شكوه ای از خاروخسم نیست

از كوی تو بی ناله و فریاد گذشتم چون قافله عمر نوای جرسم نیست

روی ناشسته چو ماهش نگرید

روی ناشسته چو ماهش نگرید چشمم بی سرمه سیاهش نگرید

عذر خواهی كندم بعد از قتل عذر بدتر ز گناهش نگرید

با همه عاشقی و رندی و بی باكی ما

شبنم صبح شبنم صبح خجل میشود از پاكی ما

خاطرم گرد تعلق نپذیرد گویی

در دل آب نشسته است در دل آب نشسته است تن خاكی ما

در دل آب نشسته است تن خاكی ما

عاشق پاكیم ار فرض كند ور نكند

در بر اهل نظر در بر اهل نظر پاكی و ناپاكی من

بر دلت گرد غمی مانده ز صد راه بیا

بیا بر دلت گرد غمی مانده ز صد راه بیا

می بخور تا نخوری غم می بخور تا نخوری غم ز طربناكی ما

چه سود پیش تو فریاد بی قراری من نه آه در تو اثر میكند نه زاری من

امیدم از تو مبدل به ناامیدی شد نتیجه عجبی داد امیدواری من

از بس كه من تنها نشستم تا نیمه شبها نشستم

دیگر میان آشنایان هم غریبم گویا كه تنهایی بود تنها نصیبم

فریاد از این دوری و داد از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

سوزم از این بیگانگی این عشق و این دیوانگی ها دارم شكایت ها به دل از رنج این بیگانگی ها

در سینه پنهان میكنم این آه سوزان ترسم كه این آتش سرآرد از گریبان

فریاد از این دوری و داد از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

ای دل بیا بگذر از این راهی كه رفتی و باكس نگفتی

ترسم از این راهی كه رفتی برنگردی و از پا درافتی

ای دل بیا بگذر از این راهی كه رفتی و باكس نگفتی

ترسم از این راهی كه رفتی برنگردی و از پا درافتی

دیدی كه درد عاشقی درمان ندارد این راه پر رنج و بلا پایان ندارد

فریاد از این دوری و داد از این جدایی دشمن نبیند آنچه دیدم زآشنایی

بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند آیینه صبحیم و غباری نپذیریم – از بانو هایده

برچسب ها :

همچنین ببینید

اگر با غم ولی همسایه ی مرگ

اگر با غم ولی همسایه ی مرگ

متن آهنگ همسایه ی مرگ اگر با غم ولی همسایه ی مرگ اگر با غم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.