گر نمیدانی بدان اندر دل تنگم خانه کرده

متن آهنگ گر نمیدانی بدان

گر نمیدانی بدان اندر دل تنگم خانه کرده

متن آهنگ گر نمیدانی بدان اندر دل تنگم خانه کرده از بانو هایده

گر نمیدانی بدان اندر دل تنگم خانه کرده

کس نکرده با دلم کاری که غم جانانه کرده

خود تو دانی و دل من کز تو غم شد حاصل من

گرچه در هر محفلی این فتنه مرا دیوانه خواندی

گر نمیدانی بدان عشق تو مرا دیوانه کرده

عشق ترا در سینه ام با خون دل پرورده ام

از بی وفاییهای تو در کوی جنون ره برده ام

عشق ترا در سینه ام با خون دل پرورده ام

از بی وفاییهای تو در کوی جنون ره برده ام

اکنون که بی جرم و گنه سوزانده ما را

ای دل مکن بهر خدا با او مدارا

کنون که امیدی به سینه ندارم بگو چه کنم

بگو چه کنم

اگر دل خود را به او نسپارم بگو چه کنم

بگو چه کنم بگو چه کنم

متن آهنگ گر نمیدانی بدان اندر دل تنگم خانه کرده

برچسب ها :

همچنین ببینید

بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست – هایده

بیدل و خسته در این شهرم و دلداری نیست – هایده

متن آهنگ بیدل و خسته از بانو هایده بیدل و خسته در این شهرم و …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.