بهزيستي نوشته بود شير مادر ، مهر مادر

بهزيستي نوشته بود
شير مادر ، مهر مادر ، جانشين ندارد
شير مادر نخورده، مهر مادر پرداخت شد
پدر يک گاو خريد
و من بزرگ شدم
اما هيچ کس حقيقت مرا نشناخت
جز معلم عزيز رياضي ام
که هميشه ميگفت
گوساله ، بتمرگ
اکــــبر اکسيـــــر

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

پدر كه رفت حياط خانه ورم كرد

پدر كه رفت حياط خانه ورم كرد

پدر كه رفت حياط خانه ورم كرد درخت توت پريد حوض، عكس يادگاري شد و …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × دو =