مادربزرگ هر جمعه مويش را دم اسبي مي کند

مادربزرگ هر جمعه مويش را دم اسبي مي کند
دندان مصنوعي اش را در مي آورد ، کفش اسکيت
مي پوشد
و به ياد خيانت هاي کوچک پدر بزرگ
در پارک دانشجو تک چرخ مي زند
پدر بزرگ مدام ترانه ي ابروکمون را مي خواند
و نمي داند مادربزرگ هم تاتو کرده ست
او قول شرف داده
سکه هاي قديمي ، شمشير قجري و افتخارات پدري
را بفروشد
تا دماغ دلمه اي مادر بزرگ فندقي شود
پدر بزرگ تازگي ها بلا شده زير ابرويش را
بر مي دارد
پينک فلويد گوش مي دهد
پيراهن چسبان love مي پوشد
ژل مي زند
کافي نت مي رود و ساعت ها چت مي کند
اين بچه هاي پير واقعا خوشمزه اند
وقت خواب ، هر دو عينک جوشکاري مي زنند
اکــــبر اکسيـــــر

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

جهان در اول دايره بود بعد از تصادف

جهان در اول دايره بود بعد از تصادف

جهان در اول دايره بود بعد از تصادف با يک کفشدوزک ذوزنقه شد تا در …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × 1 =