ون گوگ گوش را بريد گذاشت روي چشم

ون گوگ ، گوش را بريد گذاشت روي چشم
نقاشي ديدني شد
نيما ، زبان را برد گذاشت روي گوش
شعر شنيدني شد
تو کور و کري ، سردبير چه تقصيري دارد
اکــــبر اکسيـــــر

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

آدم بازنشسته نويسنده مي شود

آدم بازنشسته نويسنده مي شود

آدم بازنشسته ، نويسنده مي شود نويسنده ي بازنشسته ، منتقد منتقد بازنشسته ، فيلسوف …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده + 15 =