مواظب وسايلتون باشين من بودم و جمشيد

مواظب وسايلتون باشين
من بودم و جمشيد و يک پادگان چشم قربان
از سلماني که برگشتيم سرباز شديم
در تخت هاي دوطبقه
خوابهاي مشترک ديديم
يک روز که من نبودم
تخت جمشيد را غارت کرده بودند
اکــــبر اکسيـــــر

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

گفتم مرگ ، حق است بنشينم شعري براي مرگ بنويسم

گفتم مرگ ، حق است بنشينم شعري براي مرگ بنويسم

گفتم مرگ ، حق است بنشينم شعري براي مرگ بنويسم نوشتم ، خط زدم نوشتم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.