مواظب وسايلتون باشين من بودم و جمشيد

مواظب وسايلتون باشين
من بودم و جمشيد و يک پادگان چشم قربان
از سلماني که برگشتيم سرباز شديم
در تخت هاي دوطبقه
خوابهاي مشترک ديديم
يک روز که من نبودم
تخت جمشيد را غارت کرده بودند
اکــــبر اکسيـــــر

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

ون گوگ گوش را بريد گذاشت روي چشم

ون گوگ گوش را بريد گذاشت روي چشم

ون گوگ ، گوش را بريد گذاشت روي چشم نقاشي ديدني شد نيما ، زبان …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 − 2 =