جهان در اول دايره بود بعد از تصادف

جهان در اول دايره بود
بعد از تصادف با يک کفشدوزک
ذوزنقه شد
تا در چهار گوشه ناهمگون آن بنشينيم
و براي هم پاپوش بدوزيم
و شانه تخم مرغ ، بوي كتاب ندهد
اکــــبر اکسيـــــر

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

شعر خواستگاری خر

شعر خواستگاری خر

خواستگاری خر خری آمد بسوی مادر خویش بگفت مادر چرا رنجم دهی بیش برو امشب …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.