خانه / جملات زیبا فلسفی و قصار گئورگ ویلهلم فریدریش هگل

جملات زیبا فلسفی و قصار گئورگ ویلهلم فریدریش هگل

جملات و سخنان آموزنده و فلسفی هگل

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل

جملات و سخنان زیبا آموزنده و فلسفی هگل

آموزش و پرورش یعنی هنر ساخت انسان اخلاق گرا.

جملات زیبای گئورگ ویلهلم فریدریش هگل

حقیقت در فلسفه بدان معنی است که مفهوم و واقعیت خارجی مطابقت دارد.

جملات فلسفی هگل

هیچ چیز بزرگ در جهان تا به حال بدون شور و شوق انجام نشده است.

جملات کوتاه هگل

ما از تاریخ یاد میگیریم که انسان هرگز نمی تواند چیزی از تاریخ یاد بگیرد

جملات ناب هگل

آزاد بودن چیزی نیست . آزاد شدن همه چیز است

جملات آموزنده هگل

اندیشه شاعرانه تنها خواب و خیال نیست . بلکه نتیجه مطالعه . تجربه . حافظه و شناخت جهان است

سخنان زیبای هگل

حقیقت در فلسفه به معنای سازگاری بین واقعیت مفهومی و بیرونی است.

سخنان آموزنده هگل

تاریخ جهان . دادگاهی برای قضاوت است.

سخنان ناب هگل

تعلیم و تربیت به معنای هنر اخلاقی سازی انسان هاست

سخنان فلسفی هگل

تراژدی های واقعی در دنیا مبارزه بین دو گروه خیر و شر نیست . بلکه مبارزه بین دو گروه خیر است.

جملات جالب هگل

ذهن و واقعیت یک چیز هستند و دیالکتیک یعنی قانون سیر تحولات که در ذهن صورت می گیرد.

سخنان ارزنده هگل

ازطریق حس نمی توان به حقیقت اشیاء پی برد و دیالکتیک یعنی اصالت دادن به ورای محسوسات.

جملات هگل

حقیقت و هستی چیزی نیستند جز عقل و علم. به همین دلیل . به مذهب هگل . مذهب اصالت علم مطلق یا اصالت عقل گفته می شود.

جملات و سخنان زیبای هگل

اجزاء وجودی مستقل ندارند . بلکه مرتبه ای از مراتب روان هستند. بدین ترتیب . طبیعت هم مجموعه کثرات نیست و درحقیقت صورتی از روان است. فلسفه بالاترین مرتبه روان محسوب می گردد.

جملاتی زیبا از هگل

مراتب روان از هنگامی که سر از طبیعت بیرون می آورد شامل مراحل زیر است

مقولات منطقی و فعل که در روانشناسی مورد مطالعه قرار می گیرد

اخلاق . حقوق و سیاست . دیانت . هنر و فلسفه

جملات زیبای هگل

مردانگی تنها به مرد بودن نیست ؛ به همت و گذشت است.

جملات زیبای هگل

همه این است که واقعی معقول است . و تمام است که معقول واقعی است.

جملات زیبای هگل

به قاطعیت می توانم اعلام کنم که هیچ کار بزرگی در دنیا بدون اشتیاق صورت نپذیرفته است.

جملات زیبای هگل

جملات و سخنان زیبا آموزنده و فلسفی هگل

برچسب ها : , ,

یک دیدگاه

  1. گئورگ ویلهلم فریدریش هگل

    هگل بر خلاف کانت که معتقد بود شیئ فی نفسه هیچ گاه برای انسان قابل درک نیست ، چیستی خدا را برای انسان قابل درک می دانست. از دیدگاه او خدا از جهان جدا نیست. در واقع خدا یک تجریدواره یا مفهوم انتزاعی و بدون محتوا نیست. انسان ، خدا را که موضوع آفرینش جهان می باشد ؛ فقط در پیوند با آگاهی می شناسد. به گفته خود هگل ضرورت درونی این آگاهی ، آشکارگی و بیرون ساختن خود در دیگری است. در مرحله بالاتر این آشکارگی می توان گفت که آنچه خدا می آفریند ، خود خداست. در واقع آفرینش جهان در حکم خودآشکارگی خداوند است. روح آشکارگی مطلق است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

3 × سه =