خانه / جملات فلسفی قصار و زیبای برتولت برشت

جملات فلسفی قصار و زیبای برتولت برشت

جملات و سخنان برتولت برشت

جملات زیبای برتولت برشت اویگن برتولت فریدریش برشت نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی

جملات زیبای برتولت برشت

ریسمان پاره را می توان دوباره گره زد . دوباره دوام می آورد.

اما هر چه باشد ریسمان پاره ای است. شاید ما دوباره همدیگر را دیدار کنیم .

اما در آنجا که ترکم کردی هرگز دوباره مرا نخواهی یافت!

سخنان و جملات زیبای برتولت برشت

جایی که بی عدالتی جایگزین قانون شود . مبارزه به وظیفه ای مبرم تبدیل می گردد

جملات فلسفی برتولت برشت

افسوس ما که می خواستیم زمین را آماده ی مهربانی کنیم خود نتوانستیم با هم مهربان باشیم

اما شما که پس از ما می آیید اگر بدان جا رسیدید که انسان . یاور انسان باشد . . . از ما به بزرگواری یاد کنید

سخنان زیبای برتولت برشت

می گویند : زمانی که داری . بخور . بنوش و شادباش. اما چگونه می توانم بخورم و بیاشامم هنگامی که

می دانم آن چه را که خوردنی است از دست گرسنه ای ربوده ام و تشنه ای به لیوان آب من محتاج است

جملات قصار برتولت برشت

تو هیچ نقطه ضعفی نداشتی من داشتم من عاشق بودم

جملات آموزنده برتولت برشت

پسرم می پرسد : چرا باید ریاضی بخوانم ؟

دلم می خواهد بگویم لازم نیست بی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نان بیش از یک تکه است..

جملات ناب برتولت برشت

کسی که مبارزه کند . ممکن است شکست بخورد . ولی آنکه مبارزه نکند . شکست خورده هست.

جملات کوتاه و زیبای برتولت برشت

ما نیازی به گرد باد نداریم ما نیازی به طوفان نداریم

کارهای وحشتباری که تندبادها و طوفانها می توانند. ما خود نیز می توانیم .

گردباد سهمگین است و طوفان سهمگین تر اما هیچ چیزی سهمگین تر از انسان نیست

سخنان زیبای برتولت برشت

آقای نخست وزیر مشروب نمی خورد آقای نخست وزیر دود نمی کشد

آقای نخست وزیر در خانه ای حقیر اقامت دارد ولی بیچارگان حتی خانه ی حقیری هم ندارند .

کاش گفته می شد : آقای نخست وزیر مست است آقای نخست وزیر دودی است

اما حتی یک فقیر میان مردم نیست.

سخنان فلسفی و زیبای برتولت برشت

هنر آینه ای نیست که با آن واقعیت ها را منعکس ساخت بلکه پتکی است که با آن باید واقعیت را شکل داد

سخنان زیبا و اموزنده برتولت برشت

تو میگویی : مدت دراز امیدوار بودم.دیگر نمی توانم امیدوار باشم به چه دل بسته ای ؟

به اینکه جنگ . آسان است ؟ این سخن مقبول نیست روزگار ما از آنچه می انگاشتی بدتر است

روزگار ما چنین است : اگر ما کاری را مردانه انجام ندهیم معدومیم.

اگر نتوانیم کاری کنیم که هیچ کس از ما انتظار ندارد از دست رفته ایم

دشمنان منتظرند تا خسته شویم هنگامی که نبرد در شدیدترین مرحله است و جنگجویان در خسته ترین حال

جنگجویانی که خسته ترند شکست خوردگان صحنه ی نبردند

جملات کوتاه برتولت برشت

من در روزگاری تیره زندگی می کنم. در روزگاری که سخن گفتن ساده . نشان بی خردی است

و پیشانی بی چین . نشان بی تفاوتی… آری . آن که می خندد خبر فاجعه را دریافت نکرده است.

جملات زیبای برتولت برشت

در کتابهای کهن آمده است که فرزانه کیست آنکه خود را از کشمکشهای جهان دور نگاه می دارد

عمر کوتاه را بدون بیم به سر می آورد از زور بهره نمی جوید بدی را با نیکی پاسخ می دهد

و آرزوهایش را فراموش می کند اما اینهمه را من نمی توانم به راستی که در روزگاری تیره زندگی می کنم.

جملات و سخنان آموزنده و فلسفی برتولت برشت

هر کس حقیقیت را نمی داند . جاهل است و کسی که می داند و به زبان نمی آورد جنایتکار است

جملات فلسفی قصار و زیبای برتولت برشت

زور . می گوید:آنچه هست این گونه خواهد ماند هر صدائی جز صدای حاکمان خاموش!.

لیک بسیاری به خیل بردگان . نومید . می گویند : آنچه می خواهیم ما هرگز نمی آید.

هان و هان تا زندگی باقی است واژۀ هرگز نباید گفت آنچه محکم بود دیگر نیست آنچه هست اکنون .

این چنین دیگر نخواهد ماند. حاکمان آنگه که حرف خویش بس کردند حرف ِ محکومان شود آغاز.

پس . که را یارای آن باشد که « هرگز » بر زبان آرد ؟ دیرپائی ستمکاران . متکی بر کیست ؟

بی گمان بر ما. محو استیلای جباران . متکی بر کیست ؟ همچنان برما.

ای فرو افتاده . برپا خیز!ای سپر انداخته . بستیز!

کیست بتواند ببندد راه بر آن کس که از وضع خود آگاه است ؟ پس . تودۀ مغلوب امروزین . فاتح فردا ست

وان زمان . « هرگز » . بی گمان « امروز » خواهد شد.

جملات زیبای برتولت برشت

هنر را نمی توان با سفارش پدید آورد . تنها چکمه را می توان سفارش داد

جملات زیبای برتولت برشت

ای دوست . از پرسیدن شرم مکن!مگذار که با زور . مجبور به پذیرفتن شوی. خود به دنبال اش بگرد!آن چه را که خود نیاموخته یی . انگار کن که نمی دانی.

جملات فلسفی برتولت برشت

تردید چیزی بدی نیست . به شرط آن که بعدش به راهت ادامه بدهی.

جملات زیبای برتولت برشت

با مردم . مهربانم به سنت ایشان . کلاهی اطو شده بر سر می گذارم می گویم:آنها جانوران بسیار گندی هستند و می گویم:مهم نیست. من خود نیز چنینم.

سخنان فلسفی قصار و زیبای برتولت برشت

تک تک انسان ها به کمک تک تک انسان ها نیازمندند.

جملات زیبای برتولت برشت

تنگ غروب . مردان را گرد خود می آورم ما یکدیگر را نجیب زاده می نامیم آنها پاهایشان را روی میز من دراز می کنند و می گویند : وضع ما بهتر خواهد شد. و من نمی پرسم:کی ؟

جملات فلسفی برتولت برشت

اگر خوبی طالب نداشته باشد . هیچ کس نمی تواند برای مدت طولانی خوب بماند.

جملات زیبای برتولت برشت

صورت حسابت را خودت جمع بزن این تویی که باید بپردازی اش روی هر رقمی انگشت بگذار و بپرس:این برای چیست ؟

جملات کوتاه برتولت برشت

زندگی یعنی ماهرانه انجام دادن آنچه که از انجام آن گریزی نیست

جملات زیبای برتولت برشت درباره اهمیت ندادن

به همه آن چیزها که حس می کنی به همه آن چیزها که احساسشان می کنی کمترین اهمیتی نده

گفته است بدون تو نمی تواند زندگی کند تو اما بیاندیش که در دیدار دوباره تو را به جا خواهد آورد ؟!

لطفی در حقم کن و خیلی زیاد دوستم نداشته باش

از آخرین باری که دوستم داشتند به بعد حتی کمترین محبتی ندیدم

جملات فلسفی برتولت برشت

گاهی انسان بودن از خوش ذوق بودن مهمتر است.

جملات کوتاه برتولت برشت

برایم بنویس . چه تنت هست ؟ لباست گرم است ؟ برایم بنویس . چطوری میخوابی ؟ جایت نرم است ؟

برایم بنویس . چه شکلی شده ای ؟ هنوز مثل آن وقت ها هستی ؟ برایم بنویس . چه کم داری ؟ بازوان مرا ؟

برایم بنویس . حالت چطور است ؟ خوش می گذرد ؟ برایم بنویس . آن ها چه می کنند ؟ دلیریت پا برجاست ؟

برایم بنویس . چه کار میکنی ؟ کارت خوب است ؟ برایم بنویس . به چه فکر می کنی ؟ به من ؟

مسلماً فقط من از تو می پرسم!و جواب ها را می شنوم که از دهان و دستت می افتند

اگر خسته باشی . نمی توانم باری از دوشت بردارم. اگر گرسنه باشی . چیزی ندارم که بخوری.

و بدین سان گویا از جهان دیگری هستم چنان که انگار فراموشت کرده ام.

جملات زیبای برتولت برشت

میان تمام چیزهای قطعی . قطعی ترین شان تردید است .

جملات زیبای برتولت برشت

در حالی که ما نیز آگاهیم حتی نفرت از فرودستان هم چهره را زشت میکند

حتی خشم از ستم نیز صدا را خشن می سازد نتوانستیم خود . انسان باشیم.

جملات قصار برتولت برشت

از مرگ آن چنان مترس که از زندگانی بیهوده.

جملات حکیمانه برتولت برشت

ریشه اعتقاد از آنجا خشک می شود . که بخواهند تحمیلش کنند

جملات زیبای برتولت برشت

سخن گوی کانون نویسندگان دستور داد در خیابان استالین اعلامیه هایی پخش کنند

که روی آن ها نوشته شده بود : ملت اعتماد دولت را از دست داده است .

و آن را تنها با کارِ مضاعف دوباره به دست خواهد آورد.

آیا ساده تر نبود که دولت ملت را منحل می کرد و ملت دیگری برای خود برمی گزید ؟

جملات ارزشمند برتولت برشت

من از ننگ خویش سخن می گویم. باشد که دیگران از ننگ هایشان بگویند

منم . منی که دیگر هیچ چیزی را دوست نمی دارم. به نشان نارضایتی از امر تغییر پذیر

نفرت هم نمی ورزم به هیچ چیز به نشان نارضایتی تمام عیار از امر . تغییر ناپذیر

سخنان زیبای برتولت برشت

خطای رایجی است که مردم عشق را بالاتر از دوستی می نشانند و آن را در حکم امری کاملا متفاوت می نگرند.

عشق تنها زمانی والا و ارزشمند است که دربر دارنده دوستی ای باشد که بتواند بازتولید شود.

با عشق به شیوه معمول . اگر به دوستی منجر نشود

فقط می توان لقمه بخور و نمیری به زندگی داد و دست به سرش کرد

جملات آموزنده برتولت برشت

هفت سالی می شد که راه نرفته بودم. پزشک پرسید : این چوب ها چیست ؟ گفتم : فلجم.

گفت : آنچه تو را فلج کرده . همین چوب هاست. سینه خیز . چهار دست و پا . قدم بردار و بیفت.

چوب های زیبایم را گرفت . پشتم شکست و در آتش سوزاند.

حالا من راه می روم … اما هنوز هم وقتی به چوبی نگاه می کنم . تا ساعت ها . بی رمقم

جملات زیبای برتولت برشت

برچسب ها : , ,

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 3 =