تیر است در قفایم عشق است روبرویم – محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

تیر است در قفایم . عشق است روبرویم

بگذار تا بریزد

خون جای آبرویم

در دستــهای گرمت

بی نام و بی نشانم

من آسمان ندارم

بیرون از این جــهانم

من آسمان ندارم

بی نام و بی نشانم

صدها سخن بــه دل بود

صد راز در صدایم

یارا چــه می توان گفت

در بند تو رهایم

برچسب ها :

همچنین ببینید

چه آرام در خود شکستم – محمد اصفهانی

چه آرام در خود شکستم – محمد اصفهانی

چــه آرام در خود شکستم . چــه دل تنگ تنــها نشستم نشستم بــه هوای تو …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.