خانه / متن اهنگ خواننده ها / زینگونه ام که در غم غربت شکیب نیست – محمد اصفهانی

زینگونه ام که در غم غربت شکیب نیست – محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

زینگونــه ام کــه در غم غربت شکیب نیست

گر سر کنم شکایت هجران غریب نیست

جانم بگیر و صحبت جانانــه ام ببخش

کز جان شکیب هست وز جانان شکیب نیست

گمگشتــه ی دیار محبت کجا رود

نام حبیب هست و نشان حبیب نیست

عاشق منم کــه یار بــه حالم نظر نکرد

ای خواجــه درد هست و لیکن طبیب نیست

آسیمــه سر رسیدی

از غربت بیابان

دلخستــه دیدمت در

آوار خیس باران

وا مانده در تبی گنگ

ناگــه بــه من رسیدی

من خود شکستــه از خود

در فصل نا امیدی

در برکــهء دو چشمت

نــه گریه و نــه خنده

گم کرده راه شب را

سرگشتــه چون پرنده

من ره بــه خلوت عشق

هر گز نبرده بودم

پیدا نمیشدی تو

شاید کــه مرده بودم

پیدا نمیشدی تو

شاید کــه مرده بودم

من با تو خو گرفتم

از خنده ات شکفتم

چشم تو شاعرم بود

تا این ترانــه گفتم

در خلوت سرایم

یک باره پر کشیدی

آن گاه ای پرنده

بار دگر پریدی

در خلوت سرایم

یک باره پر کشیدی

آن گاه ای پرنده

بار دگر پریدی

برچسب ها :

همچنین ببینید

نـوایی نـوایی نـوایی نـوایی – محمد اصفهانی

نـوایی نـوایی نـوایی نـوایی – محمد اصفهانی

نـوایی نـوایی نـوایی نـوایی الــهـی نمانـد نشان از جـدایی غمت در نــهان خـانــه دل نشیند …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × سه =