بخواب ای نو گل پژمان و پرپر – محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

بخواب ای نو گل پژمان و پرپر

بخواب ای غنچــه اقسرده اصغر

بخواب آسوده اندر دامن خاک

ندیده دامن پرمــهر مادر

بخواب آسوده اندر دامن خاک

ندیده دامن پرمــهر مادر

بخواب و خواب راحت کن شب و روز

کــه خاموش است صحرا بار دیگر

نمی آید صدای تیر و شمشیر

نــه دیگر نعره اللــه اکبر

همــه افتاده در خوابندو خاموش

توئی صحراو چندین نعش بی سر

نترس ای کودک شش ماهــه من

کــه اینجا خفتــه هم قاسم هم اکبر

مگر باز از اتش می سوزی ای گل

کــه از خون گلویت میکنی تر

کــه با تیر ســه شعبــه کرده صیدت

بسوزد جان آن صیاد کافر

خدایا بشکند آن دست گلچین

کــه کرد این غنچــه را نشکفتــه پرپر

قیامت می شود آن دم خدایا

کــه اصغر روز حشر آید بــه محشر

قیامت می شود آن دم خدایا

کــه اصغر روز حشر آید بــه محشر

برچسب ها :

همچنین ببینید

سردم در جان از تو – محمد اصفهانی

سردم در جان از تو – محمد اصفهانی

سردم در جان از تو جانم ویران است تو پنــهام شد شب هایم روزم پنــهان …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.