از غم دوست در این میکده فریاد کشم – محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

از غم دوست در این میکده فریاد کشم

دادرس نیست کــه در هجر رخش داد کشم

داد و بی داد کــه در محفل ما رندی نیست

کــه برش شکوه برم داد ز بیداد کشم

عاشقم . عاشق روی تو نــه چیز دگری

بار هجران و وصالت بــه دل شام کشم

در غمت ای گل شاداب من ای خسروی من

جور مجنون ببرم . تیشــه ی فرهاد کشم

سال ها می گذرند . حادثــه ها می آیند

انتظار فرجت نیمــه ی خرداد کشم

انتظار فرجت نیمــه ی خرداد کشم

برچسب ها :

همچنین ببینید

دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من – محمد اصفهانی

دل بردی از من به یغما ای ترک غارتگر من – محمد اصفهانی

دل بردی از من بــه یغما ای ترک غارتگر من دیدی چــه آوردی ای دوست …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 + پنج =