از تو و فاصله با تـو – محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

از تـو و فــاصلــه بـا تــــو

از تـو بـا حضـوری دلتنگ

تنــها مونده بغضی سنگیـن

کـه تو سینــه میـزنــه چنگ

ایــن غــم پنــهونــی مـن

تـو نـدونستی چــه تلـخـه

این تو خود شکستن مـن

تـو نـدونستی چـه سختــه

کاشکــی بـودی تـا ببینی

لحظــه هام بی تو میمیرن

واســه بـــا تــو نبــودن

انتقــام ازمـن میگیرن

حـالا همصـدا بـا یـــادت

شعــر مــونـدن میخونم

میــدونــم کــه نـاگزیــری

امـا منتظــر مـیمــونــم

مـونـدن مـن یـه گـریـزه

تــو هجــوم نـا امیــدی

تـو در ایـن هجـوم ساکن

یه حضـــور نــا پدیـدی

برچسب ها :

همچنین ببینید

دل از من برد و روی از من نهان كرد – محمد اصفهانی

دل از من برد و روی از من نهان كرد – محمد اصفهانی

دل از من برد و روی از من نــهان كرد خدا را با كه این …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.