عاشق عشق بــه هوای تو شد – محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

وَ قَدرٌ بِالطوُسٌ یا اِلــه ها

مِن مُصیبَتٍ اَللَهتُ عَنَ الاَحشاء ِ بِالصَّفَراتٍ

اِلَی الحَشرِ حَتّی یَبعَثُ اللــهُ القائِمً

یٌفَرِجُ عَنَّ الغَمِّه وَ بِالکُرُباتٍ

عاشق عشق بــه هوای تو شد

کشتــه رضا بــه رضای تو شد

حنجره ها خون آلود است

قصــه همین است تا بوده است

زهری چالاک در اقیانوس

ماه را کشتند در یک کابوس

نیلوفر در خواب مرداب

شمع کشتــه شود در مرگ آفتاب

تیغ هراسی بر رگ عشق

رود مصیبت در رگ عشق

برج کبوتر خالی نیست

منظره جز ویرانی نیست

خانــه خراب است شیون او

شب زده ها و فصل خسوف

مزرعــه هاشان تشنــه ی رود

ظلم وستم با ابر کبود

بیداری سنگین است

زخم عشق . با یادش شیرین است

در مسلخ می کوشم عریانی

تیغش از خون دل رنگین است

وای …وای …وای …

عاشق عشق بــه هوای تو شد

کشتــه رضا بــه رضای تو شد

حنجره ها خون آلود است

قصــه همین است تا بوده است

برچسب ها :

همچنین ببینید

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند – محمد اصفهانی

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند – محمد اصفهانی

در کوی نیک نامان ما را گذر ندادند گر تو نمی پسندی تغییر ده فضا …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.