علی را وصف در باور نیاید – محمد اصفهانی

محمد اصفهانی

علی را وصف در باور نیاید

زبان هرگز ز وصفش برنیاید

علی با درد ِغربت آشنا بود

علی تنــهاترین مرد ِخدا بود

علی درآستین دستِ خدا داشت

قدم در آستانِ كبریا داشت

علی سوز و گدازی جاودانــه است

علی راز و نیازی عاشقانــه است

دل دریایی اش دریای خون بود

زخون باغ و بــهارش لالــه گون بود

علی را وصف در باور نیاید

زبان هرگز ز وصفش برنیاید

نوای عشق از نای علی بود

اذان ِ سرخ . آوای علـی بــود

علی را قدر . پیغمبر شناسد

كه هركس خویش را بــهتر شناسد

علی را وصف در باور نیاید

زبان هرگز ز وصفش برنیاید

دل ز عشقِ تو دریا شد یا علی

جان ز شوقِ تو شیدا شد یا علی

ما بــه عــهدِ تو پابندیم یا علی

تا بــه مــهرِ تـو پیــونـدیم یا علی

یاعلی . قبلــه عاشقان . یاعلی

علی را وصف در باور نیاید

زبان هرگز ز وصفش برنیاید

برچسب ها :

همچنین ببینید

امشب در سر شوری دارم – محمد اصفهانی

امشب در سر شوری دارم – محمد اصفهانی

امشب در سر شوری دارم امشب در دل نوری دارم باز امشب در اوج آسمانم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.