افسانه عشق و جنون رفته ز خاطر تاکنون

متن آهنگ افسانه عشق و جنون

افسانه عشق و جنون رفته ز خاطر تاکنون

متن اهنگ افسانه عشق و جنون رفته ز خاطر تاکنون داریوش اقبالی

افسانه عشق و جنون رفته ز خاطر تاکنون

آن تک سوار قصه ها با اسب خود شد واژگون

بس عهدها بشکسته شد دیگر خدا هم خسته شد

در کارزار زندگی بازوی مردان بسته شد

ای چرخ افسونت چه شد ؟

الوند و سیحونت چه شد ؟

بر تنب كوچك تا ارس کاوه فریدونت چه شد ؟

صفرا طلایه دار كو ؟ آن نقطه پرگار كو ؟

در شهر آزادی . دری .

بر قامت دیوار كو ؟

شهنامه خانی دیر شد سیمرغ در زنجیر شد

آرش . كماندار زمان آماج زخم تیر شد

فریادها بر باد شد فریاد زیر آب شد

ارابه سردار عشق افسانه ای در خواب شد

متن آهنگ افسانه عشق و جنون رفته ز خاطر تاکنون

برچسب ها :

همچنین ببینید

یاران منشینید خموش ایران در سایه ی دار است

یاران منشینید خموش ایران در سایه ی دار است

متن آهنگ یاران یاران منشینید خموش از داریوش اقبالی یاران یاران منشینید خموش ایران در …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهارده + 7 =