خانه / مــتن آهنگ تــمومش کن – یاس

مــتن آهنگ تــمومش کن – یاس

جلو آینــه وایســتاد و در حســرت

کــه چــه روزای خوبی بود و از دســت رفــت

کــه چــه گناهی بود کــه ازش ســر زد

کــه دیگــه دور شده بود از مقصد

رفــتن دیگــه هــمــه از دم

تنــهاش گذاشــتن دیگــه اونو رســما

اونی کــه زمانی از هــمــه بوده بــرتــر

حالا با دســتای خودش شده پــرپــر

جوونی کــه پشــتش خــمیده

رنگ از چــهــره ی خشکش پــریده

تازه مصــرف کــرد و نئشــه بود

ولی دوباره دچار رعشــه شد

من یادم نــمیــره روزایی رو کــه اون مادر

چطوری یــه گوشــه می گــرفــت ماتــم

نــمی تونســت بکنــه اینو باور

کــه بچش تو دام یــه نامــرد

بیفــتــه تو جامعــه با ســر

بخوره روی زمینو بگــه واســم

هیچی مــهــم نیســت کــه بــبازم

هــمــه چیــم رفــت بــه باد

دســتــم رفــتــه رو نــبضــه حســت

حالا کــه دیگــه کارتو حــبس جســمــتــه

تو یــه زخــمی صد در صدی

کــه بــه روی خودت حالا یــه ضــربدر زدی

میگن کــه آدمی کــه خواب باشــه

صداش کنی می تونــه ز خواب پا شــه

ولی تو خودتو زدی بــه خواب

شنا بلد نیســتی ولی زدی بــه آب

بدون هــر کس کــه رفــتــه از این مسیــرو

از دســت رفــتــه شده اسیــر

پس هســت بــه نفع تو اینو بدون

هــر چند کــه سخــتــه تو ولی بــتون

بــتون اون نــمی تونــه کــه رو پاهاش وایســه

کسی چــه می دونــه کــه یــه روزی کــه نداره پول دوا

اون تزریق کنــه آمپول هوا

واســه پول دوا مونده یــه راه دیگــه

کــه شســتن شیشــه ماشینا تو تــرافیکــه

تا میــره جلو کــه بکنــه شــروع بــه کار

صاحــبــه ماشینــه میگــه بــرو کنار

مــتنفــر چشــماشو بــهش دوخــت

یاد گذشــتــه افــتاد و دلش سوخــت

از روزای خوبی کــه رفــتن و

حالا دیگــه زیــر خاطــرات بد دفنن

این مــرهــمــه درد اون مــرده

اونو از هــمــه دردا دور کــرده

مــرهــمی کــه اونو نابود کــرد

خیلیا رو روونــه ی تابوت کــرد

اون مــرد حــتی نامزدش

رو با نئشگیــه مواد طاق زده

حالا اونــه کــه تو دل شــبا تک و غــریــبــه

کــه حالا میگــه دیگــه رسیده بــه آخــر راه

من میگــم و اون هی داره میــره

نــمی دونــه کــه جلوش میدان مینــه

نــرو جلو تا بــه تو بگــم من علــتش

کــه تــه این راه مــرگــه با ذلــتــه

تو کسی شدی کــه حالا یــه شــب گــرده

منــتظــری کــه اون روزا بــرگــرده

نــهــههــهه تو رویای نئشگیــت

بــرگــرد تو بــه دوران بچگیــت

گونــه هات دیگــه شده از اشک تو خیس

وقــتی میاد ســراغ تو گشــت پلیس

تو گذشــتــه آب از ســرت

کــه تاثیــر مواد لامصــبــه

وقــتشــه تصــمیــم بگیــره

تــرک کنــه یا زیــر تزریق بــمیــره

بــه خودش گفــت خودتو بساز می تونی

چــرا داری خودتو قصاص می کنی

وقــتشــه دیگــه پاشو بــه قصد کشــت

پس از جاش بلند شد با دســت مشــت

اعــتیادو کنــه مثــه موج ویــران

تا کــه بــرســه بــه روزای اوج ایــران

خواننده رپ مردمی یاس

برچسب ها :