دیگر این ابر بهاری جانه باریدن ندارد – چاوشی

متن آهنگ ای دریغا محسن چاوشی و سینا سرلک

محسن چاوشــــی

دیگر این ابر بــهاری جانــه باریدن ندارد این گُلِ خشکیده دیگر ارزشــه چیدن ندارد

این همــه دیوانگی را با کــه گویم با کــه گویم آبرویــه رفتــه ام را در کجا باید بجویم

پیشــه چشمم چون بــه نرمی میخرامی میخرامی در درونم مینشیند شوکرانــه تلخ کامی

نام تو چون قصــه هر شب مینشیند بر لبِ من غصــه ات پایان ندارد در هزار و یک شبِ من

روی بالینم بــه گریــه نیمــه شب سر میگذارم من از تو این دیوانگی را هدیــه دارم هدیــه دارم من

ای نــهالــه سبز تازه فصلِ بی بارم تو کردی تو بی نصیبو بیقرار و زار و بیمارم تو کردی تو

غمــه عشقــه تو مادر زاد دارم نــه از آموزشِ استاد دارم

بدان شادم کــه از یُمنِ غمــه تو خراب آبادِ دل آباد دارم خراب آبادِ دل آباد دارم

ای دریغا ای دریغا از جوانی از جوانی سوختو دودِ هوا شد پیشــه رویم زندگانی

با خودت این نیمــه جان را این دلــه بی آشیان را تا کجاها تا کجاها میکشانی میکشانی

ای نــهالــه سبز تازه فصلِ بی بارم تو کردی تو بی نصیبو بیقرار و زار و بیمارم تو کردی تو

طاقتــه ماندن ندارم آه ای دنیا خداحافط میروم تنــهای تنــها ای گل زیبا خداحافظ

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

جوابم نکن مردم از نا امیدی – چاوشی

جوابم نکن مردم از نا امیدی – چاوشی

جوابــم نکن مــردم از نا امیدیشاید عاشقــم شی خدا روچی دیدیخیال کن جواب منودادی اماعزیزم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.