من از غل و زنجیر میترسم – چاوشی

محسن چاوشــــی

من از غل و زنجیــر میــتــرســم
از آه بی تاثیــر میــتــرســم
از اتفاق ظاهــرا ساده
از اتفاقی کــه نیفــتاده
میخندم و از خنده میــتــرســم
هــر روز از آینده میــتــرســم
زیــر بید بی مجنون میشینــم
زیــر شــر شــر بارون میشینــم
فکــر میکنــم شاید بــرگــردی
با خودم می گــم باید بــرگــردی
خنجــر واســه ی این سینــه کافی نیســت
عاشق کشی رســم تلافی نیســت
ای چشــم . از دیدن خلاصــم کن
از چشــم پوشیدن خلاصــم کن
اینقد گیجــم کــه نــمیدونــم
باید تو رو از چی بــتــرسونــم
زیــر بید بی مجنون میشینــم
زیــر شــر شــر بارون میشینــم
فکــر میکنــم شاید بــرگــردی
با خودم می گــم باید بــرگــردی

تکست اهنگ و ترانه محسن چاوشــــی

منبع : chavoshitext.mihanblog.com

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

توی این خونه پوسیدم خدایا – چاوشی

توی این خونه پوسیدم خدایا – چاوشی

توی این خونــه پوسیدم خدایا . مگــه دیوار اینجا در ندارهچقد باید تحــمل کــرد بی …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

هجده − پنج =