تو به من گفتی برو از سرت زیادی ام – چاوشی

محسن چاوشــــی

تو بــه من گفــتی بــرو از ســرت زیادی ام
گفــتی زشــتی . گفــتی وقــتی با منی پیش هــمــه خیلی خجالــت میکشی .
گفــتی کــه دهاتیــم
آتش بــه جگــر زان رخ افــروخــتــه دارم
تو بــه من خندیدی . وقــتی کــه فــهــمیدی
پدرم کارگــره . مادرم تو خونــه نون میپزه و دهاتیــه
بوی عطــر نون مادرم پیچیده . مادر زیــبایــم کی بــهــت خندیده
تو بــه من گفــتی بــرو باشــه میــرم . دل بــه تنــهایی و دلــتنگی میدم
دســتاتو می بوســم . می پــرســتــم بابا
از خودم از دنیا . خیلی خســتــه ام بابا

تکست اهنگ و ترانه محسن چاوشــــی

منبع : chavoshitext.mihanblog.com

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

توخیلی وقته خودتو میخوای بی آبرو کنی – چاوشی

توخیلی وقته خودتو میخوای بی آبرو کنی – چاوشی

توخیلی وقــتــه خودتو میخوای بی آبــرو کنیروتو ازم بگیــری و بــه هــر کی خواســتی روکنیموندن …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.