خانه / جملات فلسفی قصار و زیبای بتهوون

جملات فلسفی قصار و زیبای بتهوون

لودویگ فان بتهوون

سخنان و جملات زیبای بتهوون – لودویگ فان بتهوون موسیقی دانان برجستهٔ آلمانی

سخنان و جملات زیبای بتهوون

جملات و سخنان فلسفی حکیمانه قصار آموزنده و زیبای لودویگ فان بتهوون

همواره تقوی را به کودکان خود توصیه کنید تنها تقوی عامل خوشبختی است نه پول

جملات زیبای بتهوون

ای انسان ! خود به یاری خود برخیز

جملات زیبای بتهوون

بیشتر از هنرم به دانش خود مدیونم که نگذاشت با خودکشی به زندگی ام خاتمه دهم

سخنان بتهوون

بهترین لحظات زندگی من لحظاتی بود که در خواب گذراندم

جملات فلسفی بتهوون

من برای شادمانی به دنیا نیامده ام آمده ام تا کارهای بزرگ انجام بدهم

سخنان بتهوون

موسیقی مانند کشوری است که روح من در آن حرکت می کند در آنجا هر چیز ، گلهای زیبا می دهد و هیچ علف هرزه ای در آن نمی روید اما تعداد کمی از افراد می فهمند که در هر قطعه از موسیقی چه شوری نهفته است

جملات زیبای بتهوون

هرگاه آسایش ، درازمدت و بی دلیل باشد ، به تنبلی می گراید

بتهــــوون

موسیقی از فکر تراوش می کند و در قلب می نشیند

سخنان بتهوون

من می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم او نمی تواند سر مرا در برابر زندگی خم کند

جملات قصار بتهوون

هنر من باید برای سعادت بیچارگان اختصاص یابد

جملات فلسفی بتهوون

من جز خوبی نشان دیگری که نمودار برتری باشد، نمی شناسم

بتهــــوون

تکامل باید هدف ابتدایی همه ی هنرمندان حقیقی باشد

جملات حکیمانه بتهوون

نمی دانم چه رازی بین هنرمندان حقیقی وجود دارد که هیچ کدام به دنیا روی خوش نشان نمی دهند

جملات حکیمانه بتهوون

هنر و دانش ، برگزیده ترین و بزرگوارترین انسانها را به هم می پیوندد

جملات زیبای بتهوون

هنر هم مانند زندگی فقط آزادی و پیشرفت است

درمان بدبختی

برای درمان بدبختی و دردهای بشر دوایی بهتر از موسیقی وجود ندارد

جملات قصار بتهوون

در جهان، چیزی برتر از محبت نمی بینم

جملات حکیمانه بتهوون

اگر می خواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش زیرا آن شادی که ما به دیگران می دهیم به خود ما بر می گردد

نکات فلسفی بتهوون

زیانی که از بیان حقی متوجه من گردد به مراتب مرا گوارا و دلپذیرتر است تا آنکه پنهان کردن مطلبی ، ضرری به حقی برساند

جملات قصار بتهوون

جملات زیبای لودویگ فان بتهوون

آنچه روزمره است مرا خسته می کند

جملات زیبای لودویگ فان بتهوون

برای هندل یک محفظه مخصوص ، این محفظه باید در هر اشکاف حاشیه ای داشته باشد تا جابه جایی را آسان کند ؛ همچنین برای کتاب های بزرگ و کوچک.

جملات زیبای لودویگ فان بتهوون

موسیقی مکاشفه ای بالاتر از هر فلسفه و حکمتی است. هرکس به آهنگ های من گوش فرادهد ، باید از هر رنج و دردی که دیگران به دوش می کشند رهایی یابد.

جملات قصار بتهوون

تا زمانی که مردم اتریش سوسیس و آبجو دارند ، انقلاب نخواهند کرد.

ازای نصف کره زمین

حتی به ازای نصف کره زمین حاضر نیستم در مقابل هوی و هوس این و آن تسلیم شوم و مسلمأ چیزی را که از وجودم خارج نشده باشد حتمأ نخواهم نوشت.

جملات فلسفی بتهوون

خزان زندگی من فرارسیده ، می خواهم مثل درختان باروری باشم که با یک تکان میوه های لذیذ هم چون باران از آن می ریزد.

جملات زیبای لودویگ فان بتهوون

در عهد ما به روح های قوی احتیاج است تا ارواح ضعیف و خوار را شلاق بزنند

جملات زیبای بتهوون

دوری از مردم شریر دریچه سعادت و نیک بختی است

سازنده جهان

مادر سازنده جهان و تابلوی آفریدگار است

جملات زیبای لودویگ فان بتهوون

من به میان مردم وارد نمی شوم مگر وقتی که احتیاج شدیدی آنرا ایجاد کند ، از این پس هم چو تبعیدشدگان زندگی می کنم

جملات زیبای بتهوون

موسیقی از فکر تراوش می کند و به قلب می نشیند

جملات زیبای لودویگ فان بتهوون

هنر و دانش برگزیده ترین و بزرگوارترین مردم را به هم مربوط می سازد

جملات زیبای لودویگ فان بتهوون

بتهوون

برچسب ها : ,

یک دیدگاه

  1. لودویگ ون بتهوون

    لودویگ ون بتهوون آهنگساز شهیر آلمانی قرن هیجده و نوزده میلادی نه تنها آثار قابل توجهی در زمینه موسیقی از خود برجای گذاشت که زندگی پر رمز و رازی نیز داشت. به گزارش ایرنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی صدای آلمان ، یکی از رازآلودترین نکات در مورد زندگی لودویگ ون بتهوون تاریخ تولد اوست. مدرک تولد او تنها تاریخ روز غسل تعمید او را ۲۷ دسامبر ۱۷۷۰ در شهر بن اتریش نشان می دهد. وی در کودکی نواختن پیانو ، ویلون و ارگ را آموخت و در هفت سالگی اولین کنسرت خود را اجرا کرد. دوازده ساله بود که قطعاتی با اسامی خنده دار می نوشت مانند ‘آوازی برای نوزاد’ یا ‘مرثیه مرگ سگ’. سگی که در زندگی بتهوون نقش مهمی داشته است اما هویتش نامعلوم است. وی در سال ۱۷۹۲ به شهر وین نقل مکان و تا مرگش در این شهر زندگی کرد. وی در ۲۶ مارس ۱۸۲۷ و در سن ۵۶ سالگی به دلیل نارسایی کبد درگذشت. فرانتس وگلر دوست صمیمی بتهوون می نویسد که در میان کاغذهای شخصی او نامه های عاشقانه ای به یک زن دیده شده که هویت او هرگز معلوم نشده است. باقی مانده غذا و خوراکی ها توی ظرف های نزدیک پیانو او می ماند و گاه در میان کاغذ نت های او دیده می شد. بتهوون که در جوانی آهنگسازی شاد و شوخ بود به میان سالی بداخلاق تبدیل شد. او در نامه ای به یکی از دوستانش ناشنوایی را دلیل تند مزاجی دانسته است. وقتی بعد از مرگ برادرش حضانت فرزند او یعنی کارل را قبول کرد به اندازه ای با این نوجوان خشن برخورد می کرد که او اقدام به خودکشی کرد. دوران موسیقی کلاسیک در وین با بتهوون به پایان رسید ، او آهنگساز انقلابی و آغازگر رمانتیسم در موسیقی بود. وی برای سمفونی شماره ۹ چکامه ای نوشت که پیش از آن هرگز این امر روی نداده بود. وی برای قطعات نمایشی خود نیز مشهور است و به جای داستان های پیرنگ های کوتاه را ترجیح می داد که آسان تر شناخته می شوند همانطور که در سمفونی پنجم وی دیده می شود. بتهوون ۲۴۰ اثر از جمله سمفونی ، کنسرت های پیانو ، قطعات چهارتایی برای سازهای زهی و یک اپرا ساخته است. بتهوون یک کمال گرا بود ، او برای معاصران خود موسیقی نمی نوشت بلکه برای نسل های آینده می نوشت. بارها تا نیمه های شب آنچه را ساخته بود جرح و تعدیل می کرد. بتهوون در سال ۱۸۰۵ برای اولین بار اپرای فیدیلیو را که داستانی از ماجراهای روی داده حین انقلاب فرانسه بود اجرا کرد. در اولین اجرا منتقدان به شدت از وی ایراد گرفتند ، اما بتهوون در سال های بعد بارها این قطعه اپرا را بازنویسی کرد. بتهوون تنها به موسیقی عشق نمی ورزید ، بلکه به فلسفه ، ادبیات و سیاست نیز علاقه داشت. در اولین مراحل کار موسیقی اش او به قهرمان پروری بسیار توجه می کرد ، همچنین به انقلاب فرانسه نیز بسیار علاقه داشت و سمفونی سوم خود را به ناپلئون تقدیم کرد. اما وقتی ناپلئون خود را امپراتور نامید ، از این تصمیم منصرف شد. پیش درآمد سمفونی پنجم وی بسیار مشهور اما تنها از چهار آهنگ تشکیل شده است. با انکه بتهوون ۹ سمفونی نوشته است که از موتزارت ( ۴۱ سمفونی ) بسیار کمتر است ، هر ارکستر قابل احترام و بزرگی در سراسر جهان این سمفونی ها را به عنوان آثار استاندارد اجرا می کند. سمفونی های بتهوون به اندازه ای جامع است و آهنگی شگرف دارد که بسیاری از آهنگسازان بعد از او به سختی توانسته اند از آنها رمزگشایی کنند. مومان نهایی در سمفونی نهم بتهوون از همه مشهورتر است و تاثیر بسیاری بر شاعران آلمانی از جمله فردریش شیلر و شعر سرود شادی وی داشته است. اما بتهوون زمانی این قطعه را به پایان برد که شنوایی خود را تا حد زیادی از دست داده بود. وقتی برای اولین بار این سمفونی را در مارس ۱۸۲۴ اجرا کرد نتوانست صدای تشویق دیوانه وار حضار را بشنود. این سمفونی تا امروز بر موسیقیدانان تاثیر دارد و به عنوان الگوی اصلی ترانه پاپ ‘آوازی از شادی’ در دهه ۱۹۷۰ بود. استاندارد موسیقی هشتاد دقیقه ای برای لوح فشرده اولین بار در سال ۱۹۸۲ مطرح شد و این الگو نیز از اندازه نسبتا هفتاد دقیقه ای این سمفونی برگرفته شده است. بتهوون از اواخر ده بیست زندگی خود به تدریج شنوایی را از دست داد در سن ۴۸ سالگی اصلا نمی شنید اما با مشکل وزوز گوش روبرو بود. بر اساس مطالعات جدید ناشنوایی وی از نوعی حصبه ناشی شد. با وجود این بیماری به آهنگسازی ادامه داد. او از استعداد دانگ مطلق بهره می برد بنابراین می توانست صداها و هارمونی آلات موسیقی را به خوبی در مغزش مجسم کند. در پایان عمر انسانی منزوی و بدخلق بود که محققان زندگی بتهوون معمولا ذکر این سال های زندگی او را ناعادلانه می دانند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

17 + هشت =