داری فکرمو تا جنون می کشی که مجبور – حمید عسگری

حمید عسگری

داری فکــرمو تا جنون می کشی کــه مجــبور شدم دور بشــم از هــمــه

کــه هــر عابــری دید گفــت چقد غــم تو چشــمای این آدمــه

چقد دوســت دارم بــرای یــه شــب فــراموشی بگیــرم بــرم تو خواب

چشامو بــبندم بــه رو غصــه هام دیگــه پا نشــم از این تخــت خواب

حــتی تو خواب و خیالــم باز خواب تو و چشاتو میــبینــم

آخــه این چــه عشقیــه هــر لحظــه بخاطــرش صد دفــه میــمیــرم

چقد گــریــه کــردم شــبا بی صدا چشایی کــه عادت بــه گــریــه نداشــت

منو و تنــهایی و این دردی کــه یــه شــب منو بی تو راحــت نذاشــت

دارم مــرگــمو زندگی می کنــم کجای دنیایی بــه دادم بــرس

از اینکــه با فکــر کی آروم میشی هــمــه وجود من شده اســتــرس

حــتی تو خواب و خیالــم باز خواب تو و چشاتو میــبینــم

آخــه این چــه عشقیــه هــر لحظــه بخاطــرش صد دفــه میــمیــرم

حمیــد عسگـــری

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

من که تو دلم بجز تو واسه هیچی جا ندارم – حمید عسگری

من که تو دلم بجز تو واسه هیچی جا ندارم – حمید عسگری

من کــه تو دلــم بجز تو واســه هیچی جا ندارم جای خالیــتو عزیزم کجای دلــم …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × پنج =