دل من عاشق و می سوزونی و به اشکام میخندی – حمید عسگری

حمید عسگری

دل من عاشق و می سوزونی و بــه اشکام میخندی

چــرا منــه ساده فکــر می کــردم کــه بــه عشقــت پا بندی

رو کارات چشــمامو میــبندم

تو رو من چشــم می بندی

بگو مگــه دلــت پیش کی گیــره

بگو واســه کی میــمیـــــری

بگو از من تو انــتقام . چی رو داری میگیــری

چی شده کــه تو از من و عشقــم داری فاصلــه میگیــری

آهای تو کــه یــه روز عشق منی و

یــه روز دیگــه عشق یکی دیگــه

خدا اشکام و دید یــه روزی

خودش تقاص کاراتو میده

پشیــمون میشی یــه روزی کــه دیــره . تو قلــبــم یکی جاتو می گیــره

حمیــد عسگـــری

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

چقدر روی تنت ترکش نشستو رگ های خاک – حمید عسگری

چقدر روی تنت ترکش نشستو رگ های خاک – حمید عسگری

چقدر روی تنــت تــرکش نشســتو رگ های خاک و پــر کــردی با خونــت کــه دســت …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.