خانه / جملات فلسفی قصار و زیبای آرتور شوپنهاور

جملات فلسفی قصار و زیبای آرتور شوپنهاور

جملات زیبا و فلسفی آرتور شوپنهاور

سخنان و جملات زیبای آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی و یکی از بزرگترین فلاسفه اروپا

سخنان و جملات زیبای آرتور شوپنهاور

سخنان زیبای آرتور شوپنهاور

هر جدایی یک نوع مرگ است و هر ملاقات یک نوع رستاخیز

جملات فلسفی آرتور شوپنهاور

وقایع خوش زندگی مثل درختان سبز و خرمی است

که وقتی که از دور نظاره شان می کنیم خیلی زیبا به نظر می رسند

ولی به مجرد آنکه نزدیکشان شده

و در داخلشان می رویم زیباییشان هم از بین می رود

شما در این موقع نمی توانید بفهمید زیباییش

به کجا رفته آنچه می بینید

چند درخت خواهد بود و بس

همه آرزوها

همه آرزوها از نیاز سرچشمه میگیرد . یعنی کمبودها و رنجها

به فرزندان خود بیاموزند

اولین درسی که والدین باید به فرزندان خود بیاموزند . صداقت است

جملات زیبای آرتور شوپنهاور

افراد پست و فرومایه از خطاهای اشخاص بزرگ لذت فراوان میبرند

مای شرافت

جمال اگرچه مایه شرافت است ولی مقرون به هزاران شر و آفت است

جملات زیبای آرتور شوپنهاور

ما به ندرت درباره آنچه که داریم فکر میکنیم

درحالیکه پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم

گناهان کوچک

اگر با خونسردی گناهان کوچک را مرتکب شدیم

روزی می رسد که بدترین گناهان را هم

بدون خجالت و پشیمانی مرتکب می شویم

جملات قصار آرتور شوپنهاور

زیبایی اگرچه مایه شرافت است . اما

در معرض هزاران شر و آفت

تقلید محض واقعیت

هنرها تنها تقلید محض واقعیت خارجی نیستند

و اگر برخی آثار هنری چنین بودند

در حقیقت در برابر رسالت عالی خود کاذب می نمودند

جملات زیبای آرتور شوپنهاور

مفاهیم سازه های مغزی اند

حال آنکه ایده ها مقدم بر فکر بشری هستند

در حقیقت درک مغزی ما از ایده ها مفهوم را می سازند

لذا مفاهیم را راهی به قلمرو ذاتها نیست

جملات فلسفی آرتور شوپنهاور

وظیفه هنر تجلی ایده هاست

جملات قصار آرتور شوپنهاور

ایده ها الگوهای ازلی ای هستند که

در قلمرو ذاتها یا هستی های حقیقی وجود دارند

که آدمیان تنها هنگامی که خود را از توجه به جزئیات

در اینجا و اکنون ( مکان و زمان )

فارغ سازند وارد آن قلمرو می شوند

جملات فلسفی آرتور شوپنهاور

نگهداری دم ماهی و دل زن از مشکلات است

کسب دانش و شهرت

جمع مال تحصیل کامیابی کسب دانش و شهرت

هیچکدام با تندرستی برابری نمی کند

برای حفظ تندرستی باید از هر چیز

که برای تندرستی مضر است پرهیز کرد

مخصوصا از شهوت روانی

ارزشمندترین میراث

زبان ارزشمندترین میراث یک ملت است

جملات زیبای آرتور شوپنهاور

اگر ما چیزی را می خواهیم

برای آن نیست که دلیلی بر آن پیدا کرده ایم

بلکه چون آن را می خواهیم برایش دلیل پیدا می کنیم

مرد کور نیرومند

اراده از آن مرد کور نیرومندی است که

بر دوش خود مرد شل بینایی را می برد تا او را رهبری کند

جملات زیبای آرتور شوپنهاور

بزرگترین خردمندی آنست که لذت بردن از لحظه حال را بالاترین مقصود زندگی قرار دهیم

زیرا این تنها واقعیت هستی است و جز این همه بازی فکر و اندیشه است

اما می توانیم آن را بزرگترین حماقت خود نیز بخوانیم

چرا که در این حالت لحظه ای کوتاه به وجود می آید و به سرعت یک رؤیا ناپدید می شود

و هرگز ارزش تلاشی جدی را ندارد.

جملات زیبای آرتور شوپنهاور

قطعا شغل . نگرانی و گرفتاری . به وفور در سراسر زندگی همه وجود دارد. اما اگر تمام خواهش ها به محض برانگیخته شدن برآورده شوند . انسانها چگونه در زندگی خود مشغول باشند و وقت خود را بگذرانند ؟ تصور کنید نژاد بشر به مدینه فاضله نقل مکان کند

جایی که هر چیزی خود به خود به ثمر برسد و کبوتران در حین پرواز بیدرنگ کباب شوند

جایی که هرکس فورا محبوب خود را پیدا کند و در حفظ و نگهداری او هیچ مانع و مشکلی نداشته باشد

انسانها از دلزدگی خواهند مرد . یا خود را حلق آویز خواهند کرد

یا شاید با هم بجنگند . یکدیگر را خفه کنند یا بکشند

بنابراین دچار رنج و درد بیشتری از آنچه اکنون طبیعت برای آنها مقرر نموده . خواهند شد.

بیشتر انسان ها

بیشتر انسان ها . هنگامی که در پایان عمر به گذشته می نگرند

در می یابند چقدر عاریتی و ناپایدار زیسته اند

وقتی می بینند آنچه گذاشته اند از دستشان برود بی آنکه قدرش را بدانند یا لذتش را ببرند

همان زندگی شان بوده . شگفت زده خواهند شد

و چنین انسانی فریب خورده از امید . رقصان به سوی بازوان مرگ می رود.

جملات قصار آرتور شوپنهاور

ما باید با حماقت . شکست و شرارت هر انسانی با گذشت بسیار رفتار کنیم

در نظر داشته باشیم که آنچه ما پیش از این در خود داریم به طور ساده شکست ها . حماقت ها و شرارت های خودمان است

زیرا اینها همه شکست های نوع بشر هستند که ما نیز به آن تعلق داریم

و بر این اساس ما شکست های یکسانی داریم که در درون خود دفن کرده ایم

نباید به خاطر این بدی ها که صرفا در همان لحظه خاص در ما پدیدار نشده اند

نسبت به دیگران خشمگین شویم.

جملات زیبای آرتور شوپنهاور

اگر عشق تنها یک ویژگی حقیقی داشته باشد . این است که هرگز نمی ماند ؛ ناپایداری . بخشی از ماهیت شیدایی عشق است

ولی در شتاب بخشیدن به این مرگ احتیاط کنید

در جدال با عشق هم مانند مبارزه با یک اعتقاد مذهبی نیرومند . شما پیروز میدان نخواهید بود

( و به راستی شباهت های فراوانی میان عاشقی و تجربه خلسه مذهبی هست

یکی عشقش را حال و هوای حضور در کلیسای سیستن می نامید

و دیگر حال عشق را وضعیتی آسمانی و زوال ناپذیر می دانست )

صبور باشید . بگذارید این بیمار باشد که نامعقول بودن احساساتش یا وارستگی از شیفتگی به معشوق را کشف کند و به زبان آورد.

جملات فلسفی آرتور شوپنهاور

وحشیان یکدیگر را میدرند و متمدنان یکدیگر را می فریبند ؛ این است چرخه جهان .

آرزوی تجدید حیات آدم

آرزوی تجدید حیات آدمی یک آرزوی ابلهانه است زیرا به وجود آمدن انسان یک اشتباه و یک حادثه غم انگیز است که بهتر است اساسا تجدید نشود.

جملات قصار آرتور شوپنهاور

آن که از انجام عملی پشیمان می شود . دوبرابر بدبخت است و دوبار ضعف از خود نشان داده است.

جملات فلسفی آرتور شوپنهاور

اراده تنها حقیقتی است که قلب همه چیز است.

حال زندانیان

اسرار شخص . حال زندانیانی را دارند که چون رها شوند . تسلط بر آنها غیرممکن است.

هرگز وقت ندارند

اشخاصی که هرگز وقت ندارند . آنهایی هستند که کمتر کار می کنند.

سخنان زیبای آرتور شوپنهاور

آنکه برای ابلهان می نویسد همواره مخاطب بسیار می یابد .

جملات زیبای آرتور شوپنهاور

انسان باید مانند اقلیت فکر کند و مثل اکثریت سخن گوید.

سخنان زیبای آرتور شوپنهاور

انسان کامل . کسی است که زندگانی خود را به دست خود بسازد.

سخنان و جملات زیبای آرتور شوپنهاور

همچنین بخوانید : جملات فردریش نیچه

برچسب ها : ,

یک دیدگاه

  1. آرتور شوپنهاور ، نامی ترین بدبین عصر خویش بود. شوپهناور در ۲۲ فوریه ۱۷۸۸ در دانتزیگ متولد شد. پدر او بازرگانی بود که به مهارت و مزاج گرم و طبع مستقل و عشق به آزادی معروف بود. هنگامی که آرتور پنج ساله بود ، پدرش از دانتزیگ به هامبورگ مهاجرت کرد زیرا دانتزیگ به جهت افتادن به دست پروس در سال ۱۷۹۳ استقلال خود را از دست داده بود. بدین ترتیب شوپنهاور جوان میان تجارت و داد و ستد بزرگ شد و با آنکه این کار را با همه ی تشویق و تحریک پدر ترک گفت ، اثرات آن در وی باقی ماند که عبارت بود از رفتاری نسبتا خشن و ذهنی واقع بین و معرفتی به احوال دنیا و مردم ؛ همین امر وی را در نقطه ی مقابل فیلسوفان رسمی آکادمیک که مورد نفرت او بودند قرار داد. هفده ساله بود که پدر او ظاهراً خودکشی کرد و مرگ پدر ضربه ای بر او وارد ساخت. مادر او ، زنی باهوش بود و یکی از معروف ترین قصه نویسان روزگار خود گردید ولی وی با بی بند و باری هایش نتوانست جای پدر را بگیرد. این زن در قید و بند همسر خود نبود و پس از مرگ او آزادانه به عشق ورزی برخاست و به “وایمار که در آن هنگام مناسبت ترین شهر برای این طرز زندگی بود رهسپار شد. آرتور شوپنهاور همچون “هملت بر ضد ازدواج مجدد مادرش قیام کرد. این نزاع با مادر موجب گردید که وی فلسفه خود را با عقایدی نیمه حقیقی دربارۀ زنان شکل دهد. یکی از نامه های او به مادرش ، وضع روابط آنها را روشن می سازد: « تو ستوه آور و ملال انگیز هستی و زندگی با تو خیلی سخت است ؛ خودخواهی تو تمام صفات نیک تو را تحت الشعاع قرار داده است و تمام این صفات بی فایده است زیرا تو نمی توانی از عیب جویی دیگران خودداری کنی. » به همین جهت از هم جدا شدند و شوپنهاور گاهی مانند یک مهمان به خانه ی مادرش می رفت. نهایاتا “گوته رابطه ی مادر و فرزند را تیره تر کرد زیرا به مادر خبر داد که فرزندش مردی مشهور خواهد شد ؛ مادر نیز طاقت وجود دو نابغه از یک خانواده را نداشت. بالاخره روزی نزاع به اوج خود رسید و مادر رقیب و فرزند خود را از پله ها پایین انداخت و آرتور رو به مادرش گفت: “آیندگان ، مادر را فقط از راه فرزند خواهند شناخت . و همین نزاع باعث شد تا ۲۴ سال و تا زمانی که مادر در قید حیات بود ، هرگز سراغی از او نگیرد. و مادر نهایتا درحال جنون مرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × یک =