خانه / سخنان و جملات زیبای آنه فرانک

سخنان و جملات زیبای آنه فرانک

جملات آنه فرانک

سخنان و جملات زیبای آنه فرانک . انلایز ماری آن فرانک

وی یک یهودی آلمانی متولد شهر فرانکفورت بود که پس از مرگش به واسطه چاپ دفترچه خاطرات روزانه اش شهرت جهانی پیدا کرد

سخنان و جملات زیبای آنه فرانک

در اصل نداشتن دوست موجب شد که به فکر نوشتن خاطراتم بیافتم.

جملات زیبای آنه فرانک

تنبلی شاید ظاهر دلربایی داشته باشد. اما تنها کار است که باعث رضایت واقعی انسان می شود.

جملات زیبای آنه فرانک

پدر و مادر فقط می توانند فرزندانشان را نصیحت کنند و راه و روشهای درستی را به آنها نشان دهند. اما در نهایت هر کس شخصیت خودش را شکل می دهد.

سخنان زیبای آنه فرانک

به اعتقاد من در قرن آینده طرز تفکری که بر مبنای آن زن وظیفه دارد بچه دار شود تغییر خواهد کرد

و احترام و ستایش همه زنان جایگزین آن خواهد شد.

جملات زیبای آنه فرانک

لااقل متوجه یک چیز شده ام:انسانها را فقط بعد از یک دعوای واقعی می توان خوب شناخت.

و تنها آنجاست که می توان راجع به اخلاق آنها قضاوت کرد.

سخنان زیبای آنه فرانک

همه ما با هدف شاد بودن زندگی می کنیم ؛ زندگی ما متفاوت و در عین حال یکسان است.

سخنان زیبای آنه فرانک

هیچ کس تا حالا با اهدا کردن فقیر نشده است.

سخنان و جملات زیبای آنه فرانک

از ماه مه ۱۹۴۰ دوران خوشی دیگر به سر رسید. ابتدا جنگ در گرفت سپس همه تسلیم شدند.

و نیروهای آلمانی همه جا را اشغال کردند و از این دوران رنج و محنت ما یهودیان آغاز شد.

جملات زیبای آنه فرانک

مرده ها بیشتر از زنده ها گل دریافت می کنند چون که افسوس قوی تر از قدرشناسی است.

سخنان زیبای آنه فرانک

بعضی از افراد نه تنها از تربیت بچه های خود لذت می برند.

بلکه بطور خاص دوست دارند بچه های دیگران را هم تربیت کنند.

سخنان و جملات زیبای آنه فرانک

شکل گیری نهایی شخصیت هر فرد در دستان خود اوست.

جملات زیبای آنه فرانک

آدم وقتی مخفی زندگی می کند با عجیب ترین مسائل مواجه می شود!

تصور کن چون ما وان نداریم در یک تشت چوبی استحمام می کنیم.

سخنان زیبای آنه فرانک

برای آدمی مثل من نوشتن خاطرات احساس بسیار عجیبی است.

نه تنها تا حالا مطلبی ننوشته ام بلکه به نظرم می رسد که در آینده.

نه من و نه هیچکس دیگر به تفکرات یک بچه مدرسه ای ۱۳ ساله توجهی نخواهد کرد.

ولی این برایم اهمیتی ندارد.

من خیلی دلم می خواهد بنویسم و هر چه دردل دارم را بازگو کنم. صبر کاغذ از انسان بیشتر است.

خاطرات زیبای آنه فرانک

با همکلاسی هایم بسیار خوش می گذرانم.

ولی هیچوقت نمی توانم جز مسائل روز مره با آنها در مورد مسائل دیگردردل کنم و یا به آنها نزدیک شوم.

همین موضوع برایم مشکل ایجاد می کند. … به همین دلیل به دفترچه خاطرات روی آورده ام.

نوشته های زیبای آنه فرانک

قوانین ضد یهود پشت سر هم تصویب می شد و به اجرا در می آمد و آزادی ما را محدود تر می کرد.

یهودیان باید ستاره زرد به لباسشان می دوختند و دوچرخه های خود را تحویل می دادند.

اجازه سوار شدن در اتوبوس و تراموا را نداشتند.

حتی با ماشین شخصی خودشان هم نمی توانستند تردد کنند.

سخنان و جملات زیبای آنه فرانک

یهودیان اجازه نداشتند از ساعت هشت شب تا شش صبح از خانه خارج شوند.

ورود یهودیان به تئاترها. سینما ها و یا اماکن تفریحی ممنوع شده بود.

رفتن به استخر. تنیس. هاکی و یا ورزشهای دیگر برای یهودیان قدغن بود.

یهودیان نمی توانستند قایق سواری یا در ملا عام ورزش کنند.

بعد از ساعت هشت شب یهودیان حق نداشتند در حیاط خانه خود یا دوستانشان بنشینند

ما اینچنین زندگی می کردیم و انجام هر کاری برایمان ممنوع شده بود.

سخنان و جملات زیبای آنه فرانک

با اینکه مارگو سرمای شدیدی خورده و مقدار زیادی قرص های کودئین دار به او می دهیم.

به او گفته ایم که شبها حق ندارد سرفه کند.

نوشته های زیبای آنه فرانک

ما حق نداریم از پنجره به بیرون خم شویم و یا از ساختمان خارج شویم.

در طول روز. ما پیوسته مجبوریم روی نوک پا راه برویم و آهسته صحبت کنیم

برای اینکه کسی از افراد انبار نباید صدای ما را بشنود.

سخنان و جملات زیبای آنه فرانک

از اینکه نمی توانم بیرون بروم. خیلی ناراحتم و این را نمی توانم به کسی بگویم.

از تصور اینکه مخفیگاهمان لو برود و همه مان را تیر باران کنند وحشت برم می دارد.

چه چشم انداز هولناکی !

سخنان و جملات آنه فرانک

هیچ چیز من در نظر بزرگترها خوب جلوه نمی کند.

از رفتار و اخلاق و آداب و معاشرت من انتقاد می کنند.

از فرق سر تا نوک پای من وجب به وجب موضوع غیبت و چغلی آنهاست.

هر چند من مطلقا به چنین چیزی عادت ندارم.

یک لحظه نمی توانم تحمل کنم که کسی به من ناسزا بگوید و من جوابش را ندهم.

به آنها خواهم فهماند که آن فرانک بچه نیست.

وقتی به آنها بفهمانم که به جای خرده گرفتن از تربیت من باید آداب و معاشرت خودشان را زیر سوال برد.

آن وقت سر جایشان خواهند نشست.

جملات زیبای آنه فرانک

امروز فقط خبرهای غمگین و ناراحت کننده دارم بسیاری از دوستان یهودی ما دسته دسته را به اسارت برده اند.

گشتاپو با آنها بد رفتاری می کند و آنها را بوسیله واگن های حمل حیوانات به وستربورک اردوگاه مخصوص یهودیان در درنت منتقل کرده است.

وستربورک باید جای طاقت فرسایی باشد.

در آنجا تقریبا هیچ غذایی به مردم نمی دهندو حتی نوشیدنی هم وجود ندارد

چرا که فقط یک ساعت در روزآب دارند و یک توالت و دستشویی برای هزاران نفر در نظر گرفته شده است.

همه پیش هم می خوابند. مردان. زنان وبچه ها. فراراز این اردوگاه تفریبا غیر ممکن است.

خاطرات زیبای آنه فرانک

اگر با یهودیان هلند چنین می کنند. پس بر سر یهودیانی که به مناطق دورافتاده و دور از تمدن می فرستند چه می آورند ؟

ما حدس می زنیم که اغلب آنها را قتل عام می کنند.

رادیو انگلیس صحبت از قتل عام با گاز می کند شاید این سریعترین نوع مرگ باشد.

خاطرات زیبای آنه فرانک

آقای دوسل کلی خبر از دنیای بیرون برایمان آورد.

خبرهایی که مدتهاست از آنها بی اطلاعیم.

خبرهایش ناراحت کننده اند چرا که بسیاری از دوستان ما به محل هولناکی اعزام شد ه اند هر شب ماشینهای سبز و خاکستری ارتش سر می رسند.

زنگ هر در را می زنند و می پرسند آیا در آن خانه یهودی است.

و اگر جواب مثبت باشد فورا کل خانواده را با خود می برند

اغلب زنگ درهایی را می زنند که می دانند در آنجا می توانند کسی را دستگیر کنند و پاداش بگیرند.

آدم یاد شکار بردگان در گذشته های دور می افتد. دوران اسفبار و تلخی است.

نوشته های زیبای دفتر خاطرات آنه فرانک

اغلب شبها صفوفی از آدمهای بی گناه و شجاع را به همراه بچه های گریانشان می بینم

که بدون توقف بدستور چند تن از این نظامیان. مجبورند به دنبال آنها بروند.

سربازان آنها را می زنند و با آنها بدرفتاری می کنند و آنها از فرط خستگی به زمین می افتند.

هیچ کس نمی تواند از دست آنها بگریزد.

آنها سالخوردگان. کودکان. نوزادان و زنان باردار. بیماران و همه را به سوی مرگ می برند.

خاطرات زیبای آنه فرانک

وقتی به کسانی که به آنها عمیقا علاقه داشتم و حالا در دست پست ترین جلادان هستند.

جلادانی که تاکنون دنیا به خودش ندیده.

فکر می کنم دچار هراس و وحشت می شوم

همه این شکنجه ها به خاطر این است که آنها یهودی اند.

نوشته های زیبای آنه فرانک

در هر ساعتی از شبانه روز یک مشت مردم بیچاره و بی پناه را بزور از خانه شان بیرون می کشند

و فقط اجازه می دهند یک کوله پشتی و کمی پول با خودشان بردارند.

تازه آنرا هم در وسط راه از آنها می گیرند. همه اعضای خانواده را از هم جدا می کنند.

مردان. زنان و بچه ها همه از هم جدا می شوند.

بچه ها از مدرسه به خانه برمی گردند و می ببینند که والدین شان نا پدید شده اند.

جملات زیبای آنه فرانک

راوتر یکی از مقامات بلندپایه آلمان اخیرا در یک سخنرانی گفت

همه یهودیان تا یک ژوئیه باید اراضی تحت اشغال آلمان را ترک کنند.

از اول آوریل تا اول ماه مه. استان اوترشت از یهودیان پاکسازی خواهد شد ( انگار دارد از سوسک صحبت می کند. )

واز یک مه تا یک ژوئن نوبت استانهای شمال و جنوب هلند خواهد رسید.

این افراد نگونبخت را مثل یک گله گاو وگوسفند بیمار و بی صاحب یه کشتارگاههای کثیف منتقل می کنند.

جملات زیبای دفتر خاطرات آنه فرانک

غذا افتضاح است. صبحانه ما شده نان خشک و چیزی شبیه قهوه.

دو هفته است که هر شب شام اسفناج یا کلم پخته داریم.

با سیب زمینی هایی به طول بیست سانت و طعم شیرین که مزه پوسیدگی می دهند.

کسانی که می خواهند لاغر شوند باید بیایند به پستو!

جملات زیبای دفتر خاطرات آنه فرانک

امشب موی مادرم را شستم.

در شرایط فعلی این کار آسان نبود ما مجبوریم از یک مایع تمیزکننده خیلی چسبناک استفاده کنیم

چون دیگر شامپو نداریم و تازه مادرم نمی تواند موهایش را شانه کند چون شانه مان فقط ده دندانه برایش باقی مانده است.

جملات زیبای دفتر خاطرات آنه فرانک

زیبایی پایدار است. حتی در غم و اندوه. اگر بروی دنبال زیبایی بگردی.

هر چه بیشتر خوشبختی را کشف خواهی کرد و تعادل خودت را باز خواهی یافت.

هر کس شاد است دیگران راهم شاد می کند و هر کس که از شجاعت و ایمان برخوردار باشد.

هرگز در بدبختی نخواهد مرد.

نوشته های زیبای دفتر خاطرات آنه فرانک

ما در بیست و هفت ماهی که در اینجا هستیم از چرخه های مختلف غذایی گذشته ایم.

منظورم دورانی است که تنها می توانیم یک نوع غذا و یا سبزیجات بخوریم.

برای مدت طولانی فقط مجبور بودیم آندیو بخوریم. مثلا آندیو با پوره سیب زمینی.

آندیو با سیب زمینی پخته. و غیره. بعد نوبت اسفناج رسید و به ترتیب خیار. گوجه فرنگی و کلم.

جملات زیبای دفتر خاطرات آنه فرانک

واقعا خوردن کلم پخته هر روز ظهر و شب چیز جالبی نیست

ولی وقتی آدم گرسنه است به هر چیزی راضی می شود.

نوشته های زیبای دفتر خاطرات آنه فرانک

نمی خواهم مثل اکثر افراد بیهوده زندگی کرده باشم.

می خواهم مفید واقع شوم. می خواهم به همه شادی اعطا کنم. حتی کسانی که مرا نمی شناسند.

می خواهم حتی پس از مرگ به زندگی ادامه دهم

برای همین از خدا تشکر می کنم که این موهبت را به من داده که می توانم از آن استفاده کنم

تا خودم را پرورش دهم و هر آنچه در درون دارم را ابراز کنم.

نوشته های زیبای دفتر خاطرات آنه فرانک

وقتی می نویسم از همه قید و بندها آزاد می شوم. غم می رود و امید باز می گردد

ولی سوال اصلی این است که آیا قادر به نوشتن کتاب و مطلب مهم و بزرگی خواهم شد ؟

آیا روزنامه نگار و یا نویسنده خواهم شد ؟ امیدوارم چنین شود.

خیلی دلم می خواهد چون با نوشتن می توانم همه چیز را ثبت کنم. افکارم. آرمان هایم و رویاهایم .

برگرفته از دفتر خاطرات آنه فرانک

من باور ندارم که جنگ را فقط سیاستمداران و سرمایه داران به وجود آورده اند.

به هیچوجه. آدمهای عادی به همان میزان مقصرند و اگر نه مدتها پیش علیه جنگ شورش می کردند!

انسان ها نیاز به تخریب و ویرانی دارند. میل به نابودی. به کشتار و به انهدام در بشر وجود دارد

و تا زمانیکه بشریت دستخوش یک دگردیسی نشود. جنگها ادامه خواهند یافت

و هر آنچه با دقت و زحمت بنا شده.

کاشته شده وپیشرفت کرده نابود خواهد شد تا دوباره از نو ساخته شود!

برگرفته از دفتر خاطرات آنه فرانک

بالاخره پایان این درد و غم فرا خواهد رسید.

خدا هرگز قوم ما را رها نکرده است.

طی قرون متمادی یهودیان همیشه رنج کشیده اند اما باقی مانده اند و قرنها رنج و درد آنها را قویتر کرده است.

آنها که سست عنصرند سقوط می کنند و آنها که مستحکم هستند ماندگار خواهند بودوشکست نخواهند خورد.

برگرفته از دفتر خاطرات آنه فرانک

به ما می گویند که داریم برای آزادی. حقیقت و عدالت می جنگیم

اما هنوز جنگ تمام نشده اختلافات شروع شده و یهودیان به عنوان موجودات پست تر دیده می شوند

آه که چقدر دردناک است. چقدر اسفناک است که برای هزارمین بار صحت این گفته قدیمی به اثبات می رسد

وقتی یک مسیحی خلاف می کند فقط خودش مسئول است. اما وقتی یک یهودی خلاف می کند تمام یهودیان مسئولند. “

برگرفته از دفتر خاطرات آنه فرانک

اگر انسانها هر شب قبل از خواب همه اعمال روزانه شان را مرور می کردند و خوب یا بد آنرا می سنجیدند.

زندگی چه خوب و منزه می شد. در این صورت هر کس بطور خودکارتلاش می کرد هر روز بهتر شود

و پس از مدتی بی شک پیشرفتهای زیادی حاصل می شد.

برگرفته از دفتر خاطرات درد آور آنه فرانک

صدای رعدی را می شنوم که روزی ما را هم به کام نابودی خواهد کشید.

درد و رنج میلیونها نفر را حس می کنم.

و به رغم همه اینها. وقتی به آسمان نگاه می کنم دچار این احساس می شوم که همه چیز درست خواهد شد.

این قساوت و بیرحمی به پایان خواهد رسید و بار دیگر صلح و آرامش برقرار خواهد شد.

جملات زیبای بزرگان

سخنان و جملات زیبای آنه فرانک

برچسب ها : ,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده − پنج =