در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد – سالار عقیلی

سالار عقیلی

در کنج دلم . عشق کسی خانــه ندارد

کس جای در این کلبــه ی ویرانــه ندارد

دل را بــه کف هر کــه نــهم . باز پس آرد

کس تاب نگــهداری دیوانــه ندارد

در انجمن عقل فروشان ننــهم پای

دیوانــه سر صحبت فرزانــه ندارد

دیوانــه سر صحبت فرزانــه ندارد

تا چند کنی قصــه ز اسکندر و دارا

ده روزه ی عمر این همــه افسانــه ندارد

ده روزه ی عمر این همــه افسانــه ندارد

از شاه و گدا هر کــه در این می کده ره یافت

جز خون دل خویش بــه پیمانــه ندارد

جز خون دل خویش بــه پیمانــه ندارد

برچسب ها :

همچنین ببینید

بیا که نوبت صلحست و آشتی و عنایت – سالار عقیلی

بیا که نوبت صلحست و آشتی و عنایت – سالار عقیلی

بیا کــه نوبت صلحست و آشتی و عنایت بــه شرط آن کــه نگوییم از آن …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.