شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان – سالار عقیلی

سالار عقیلی

شاه شمشاد قدان خسرو شیرین دهنان

کــه بمژگان شکند قلب همــه صف شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

گفت ای چشم و چراغ همــه شیرین سخنان

تا کی از سیم و زرت کیســه تــهی خواهدبود

بنده من شو و برخور ز همــه سیم تنان

کمتر از ذره نــه ای پست مشو مــهر بورز

تا بخلوتگــه خورشید رسی چرخ زنان

بر جــهان تکیــه مکن ور قدحی می داری

شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

دامن دوست بدست آر و ز دشمن بگسل

مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

پیر پیمانــه کش من کــه روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

با صبا در چمن لالــه سحر می گفتم

کــه شــهیدان کــه اند این همــه خونین کفنان

گفت حافظ من و تو محرم این راز نــه ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

برچسب ها :

همچنین ببینید

بیایید کــه جان دل ما رفت – سالار عقیلی

بیایید کــه جان دل ما رفت – سالار عقیلی

بیایید . بیایید کــه جان دل ما رفت بگریید . بگریید کــه آن خنده گشا …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.