به تیغم گر کشند دستش نگیرم – سالار عقیلی

سالار عقیلی

بــه تیغم گر کشند دستش نگیرم

وگر تیرم زنند منت پذ یرم

کما ن ابروان راگو بزن تیر

کــه پیش دست وبازویت بمیرم

غم گیتی گرازپا یم برآرد

بجز ساغرکــه باشد دستگیرم

برای آفتاب صبح امید

برای آفتاب صبح امید

کــه دردست شب هجران اسیرم

بفر یادم رس ای پیر خرابات

بیک جرعــه جوانم کن کــه پیرم

برای آفتاب صبح امید

برای آفتاب صبح امید

کــه در دست شب هجران اسیرم

برچسب ها :

همچنین ببینید

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد – سالار عقیلی

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد – سالار عقیلی

در کنج دلم . عشق کسی خانــه ندارد کس جای در این کلبــه ی ویرانــه …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.