خانه / زندگینامه آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا

زندگینامه آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس جمهور آمریکا

زندگینامه آبراهام لینکلن

زندگینامه و بیوگرافی آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا و کسی که قانون ضد برده داری را بنیان نهاد

زندگینامه و بیوگرافی آبراهام لینکلن شانزدهمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا

زندگی نامه آبراهام لینکلن

آبراهام لینکلن پس از جیمز بیوکنن شانزدهمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شد

آبراهام لینکلن در ۱۲ فوریه ۱۸۰۹ ( هم روز با چارلز داروین ) در کلبه ای چوبی در مزرعه سینکینگ اسپرینگ .
به مساحت یک چهارم کیلومتر مربع . به دنیا آمد. پدرش توماس لینکلن و مادرش ننسی هانکز بود
مزرعه ای که لینکلن در آن به دنیا آمد در لین کریک در سه مایلی جنوب هاچ نویل کنتاکی واقع شده است .
در واقع در ناحیه ی جنوب شرق شهرستان ( بخش ) هاردین که در آن زمان مرز به حساب می آمد.
نام لینکلن را از نام پدر بزرگش گرفتند که در حمله سرخ پوستان در سال ۱۷۸۶
پوست از سرش جدا کردند و او را به قتل رساندند.
والدین لینکلن تحصیل نکرده و بی سواد بودند.
آبراهام لینکلن یک خواهر بزرگتر داشت به نام سارا لینکلن که در سال ۱۸۰۵ به دنیا آمد.

او همچنین برادر کوچکی داشت به نام توماس
که در اوان کودکی جان سپرد.
هنگامی که لینکلن مشهور شد . گزارشگران و داستان نویسان در خصوص فقر و ابهامات موجود در تولد او اغراق می کردند.
با این حال . لینکلن از شهروندان مورد احترام و نسبتا توانگر کنتاکی به حساب می آمد.
و در دسامبر سال ۱۸۰۸ در قبال پرداخت ۲۰۰ دلار نقد و اندکی بدهکاری توانست مزرعه سینکینگ اسپرینگ را بخرد.

زادگاه تاریخی ملی آبراهام لینکلن

این مزرعه هم اکنون بخشی از زادگاه تاریخی ملی آبراهام لینکلن است.
والدین آبراهام عضو کلیسای پروتستان بودند
که از کلیسای بزرگ به دلیل رد حمایت از برده داری جدا شده بود.
از همان اوان کودکی لینکلن با احساسات ضد برده داری مواجه بسیار داشت.
با این وجود هرگز به کلیسای پدر و مادرش و یا کلیساهای دیگر نپیوست
و در مقام جوام مذهب را به باد استهزا می گرفت.
سه سال بعد از اینکه خانواده لینکلن ملک را خریدند .

ادعای دیگری مبنی بر مالکیت مزرعه در دادگاه هاروین مطرح شد که آنها را مجبور به تخلیه کرد.
توماس . پدر آبراهام . این پرونده حقوقی را دنبال کرد تا اینکه سرانجام در سال ۱۸۱۵ با شکست مواجه شد.
هزینه ها و مخارج پیگیری پرونده به مشکلات خانواده دامن زد.

در سال ۱۸۱۱ . آنها توانستند چند مایل دورتر . ۱/۰ کیلومتر مربع از یک مزرعه ۹/۰ کیلومتر مربعی واقع در ناب کریک اجاره کنند.
این مزرعه به دلیل اینکه در دره رودخانه رولینگ فورک واقع شده بود . یکی از بهترین و حاصلخیزترین مزارع منطقه به شمار می آمد.
در این زمان . پدر لینکلن یکی از اعضای مورد احترام جامعه و کشاورز و نجار موفقی بود.
لینکلن نخستین خاطره هایش را از این مزرعه به یاد دارد.
در سال ۱۸۱۵ . مدعی دیگری نیز در تلاش برای بیرون کردن خانواده لینکلن از مزرعه ناب کریک

زادگاه تاریخی

( که هم اکنون بخشی از زادگاه ملی تاریخی آبراهام لینکلن به حساب می آید ) برآمد.
توماس . خسته از دادخواهی و عدم امنیت دادگاه های کنتاکی تصمیم گرفت به استان ایندیانا برود چرا که زمین های ایندیانا توسط دولت فدرال مساحی و نقشه برداری شده بود و بنابراین سند مالکیت زمین اعتبار و امنیت بیشتری داشت.

شاید این حادثه بود که به آبراهام انگیزه داد بعدها به دنبال یادگیری نقشه برداری رود و وکیل شود.
در سال ۱۸۱۶ . زمانی که لینکلن ۷ ساله بود همراه با پدر و مادرش به بخش بری ایندیانا نقل مکان کرد.
او بعدها پی برد که این جابجایی بعضا به دلیل برده داری
و نیز به علت مشکلات اقتصادی موجود در کنتاکی صورت گرفته بود.
در سال بعد در سال ۱۸۱۸ که لینکلن ۹ ساله بود مادرش در سن ۳۴ سالگی بر اثر عارضه ای ناشی از شیر جان باخت.

اندک زمانی بعد پدر لینکلن با سارا بوش جانستون ازدواج کرد.
سارا لینکلن را مانند بچه های خودش بزرگ کرد
و سالها بعد در مقایسه لینکلن با پسر واقعی خودش چنین گفت :
هر دو بچه های خوبی بودند.
اما اکنون که دیگر هیچ کدام نیستند باید بگویم که آبراهام بهترین پسری بود که در تمام عمرم دیدم.
در سال ۱۸۳۰ . به دلیل افزایش مشکلات مربوط به زمین و نیز مشکلات اقتصادی در ایندیانا
خانواده آبراهام در زمینی دولتی سکنی گزیدند.

محل این زمین را پدر آبراهام در بخش ماکون ایالت ایلینویز برگزید.
زمستان سال بعد آنقدر سرد و سخت بود که خانواده را تقریبا مجبور به با بازگشت به ایندیانا کرد.
هنگامی که پدر در سال بعد خانواده را به محلی در همان حوالی دوباره جابجا کرد .

آبراهام لینکلن دیگر جوانی ۲۲ ساله و مستقل بود

او دیگر جوانی ۲۲ ساله و مستقل بود
که در امتداد رودخانه سنگامون تا شهرستان سنگامون ایلینویز قایق سواری می کرد.
در اواخر همان سال دنتون آفوت . تاجری در نیورالم . او را به استخدام خود درآورد

و از آن زمان آبراهام با همراهی دوستانش با قایق از طریق رودخانه سنگامون . رودخانه ایلینوی و رودخانه می سی سی پی از نیورالم به نیواورل تر و ایندیانا کالا جابجا می کرد.
گاهی در نیواورلند مزایده و حراج برده ها را می دید که تاثیری نا زدودنی بر باقی عمرش به جا می گذاشت.
اینکه آیا واقعا او در این زمان شاهد خرید و فروش و مزایده برده ها

در کشوری که در آن برده ها حضور چشمگیر داشتند . بوده است یا نه مشخص نیست
اما به هر حال او گاه گداری شاهد چنین اعمال شنیع و ناپسندی بوده است.
تحصیلات رسمی او احتمالا فقط ۱۸ ماه آموزش . ان هم به وسیله معلمان غیر رسمی بوده است.
در واقع او خود آموخته بود
هر کتابی می توانست قرض می گرفت و می خواند
بر انجیل . آثار ویلیام شکسپیر . و تاریخ انگلستان و تاریخ آمریکا کاملا مسلط بود

و خود شیوه ای بسیار ساده برای سخن گفتن برگزید
که حضار را که گوششان به سخنان مطنطن و پر طمطراق عادت کرده بود متحیر می ساخت.
او کشتی گیر بود و در کار با تبر مهارت بسیار داشت.
شکار نمی رفت و ماهیگیری می کرد زیرا دوست نداشت حیوانات را حتی به خاطر غذا بکشد.

آبراهام لینکلن بلند قد و قوی هیکل بود

هر چند که بلند قد و قوی هیکل بود اما وقت زیادی را صرف مطالعه می کرد
و از این رو همسایگان فکر می کردند که او برای فرار از کارهای سخت و طاقت فرسای بدنی مطالعه می کند
لینکلن در سال ۱۸۳۲ در سن ۲۳ سالگی حرفه سیاسی خود را با شرکت در مبارزه انتخاباتی مجمع عمومی ایلینویز
به عنوان یکی از اعضای حزب ویگ ( آمریکا ) . آغاز نمود
بخش عمده خط مشی حزب او ارتقاء کشتیرانی در رودخانه سنگامون بود
با این امید که این کار سبب جذب کشتی های بخار به این رودخانه شود
و از این رهگذر مناطق فقیر در امتداد و در حوالی رودخانه به رونق و نان و نوایی برسند.

او به عنوان کاپیتان در شرکتی در میلیشیای ایلینویز . که در جنگ بلک هاوک ( جنگ شاهین سیاه ) از نیو سالم جدا شده بود
هرچند که او هرگز جنگ و درگیری مشاهده نکرده بود مشغول به کار شد.
پس از اینکه هم قطارانش به او رای دادند او را برگزیدند . آبراهام چنین نوشت :
هیچ موفقیتی در زندگی اش تا این اندازه موجب رضایت خاطر او نشده است.

مغازه کوچکی دایر کرد

برای مدتی در نیوسالم ایالت ایلینویز مغازه کوچکی دایر کرد.
همچنین جواز مشروب فروشی گرفت و به فروش ویسکی پرداخت.
پس از اینکه آبراهام دومین جلد از مجموعه ۴ جلدی سر ویلیام بلک ستن . با عنوان تفسیری از قوانین انگلستان را به دست آورد . قانون را آموخت
و در سال ۱۸۳۷ به شغل وکالت پذیرفته شد.
وی در همان سال به اسپرینگ فیلد در ایالت ایلینویز رفت و نزد استفان لکان کار وکالت را آغاز کرد
خیلی زود آبراهام یکی از موفق ترین و مورد احترام ترین وکلای ایلینویز شد و به سرعت پیشرفت کرد.

لینکلن چهار دوره متوالی که از سال ۱۸۳۴ آغاز شد به عنوان نماینده حزب ویگ از شهرستان سنگامون ایالت ایلینویز در مجلس نمایندگان ایلینویز انجام وظیفه کرد
و به رهبری حزب ویگ در کنگره آمریکا برگزیده شد.
در سال ۱۸۳۷ اولین اعتراض خود را نسبت به برده داری در Illinois House
اعلام کرد و تاکید کرد که این موسسه بر پایه بی عدالتی و سیاست های نادرست پایه ریزی شده است .
در سال ۱۸۳۷ بود که لینکلن صمیمی ترین دوست خود جوشوا فرای اسپید را ملاقات کرد
و از تخت خود به مدت ۴ سال با وی به صورت اشتراکی استفاده کرد
که در آن زمان مسئله ای کاملا طبیعی بود ( دونالد ) .

اگرچه گفتنش کمی سخت است اما وی بهترین و صمیمی ترین دوست لینکلن در تمام طول زندگی اش بود.
( نیکولای و هی ) هنگامی که اسپید در فوریه ۱۸۴۲ ازدواج کرد لینکلن از اسپرینگ فیلد این گونه نوشت :
در مورد هر دویتان احساس حسادت می کنم ؛ آنقدر به هم نزدیک شده اید که مرا فراموش کرده اید.

نامه های بی نام و نشان

( مجموعه آثار لینکلن ( با ویراستاری ) باسلر ) در سال ۱۸۴۲ لینکلن نامه های بی نام و نشانی را در مجله سانگامو منتشر کرد
و جیمز شیلدز حسابرس ارشد ایالتی حزب دموکرات را به سخره گرفت.
وقتی شیلدز فهمید که نامه ها کار لینکلن بوده او را به دوئل دعوت کرد.
لینکلن سلاح خود را یک شمشیر شوالیه با ابعاد بزرگ انتخاب کرد.
لینکلن بلند قد بود و بازوانی قوی داشت که مزیتی مهم محسوب می شد اما در آخرین لحظه دوئل لغو شد.

در سال ۱۸۴۱ لینکلن به کمک ویلیام هرندون که از طرفداران حزب ویگ بود مطالعه حقوق را آغاز کرد.
در سال ۱۸۵۶ هر دو به حزب نو پای جمهوری خواه پیوستند.
پس از مرگ لینکلن هرندون با مراجعه به افرادی که در ایلینویز با وی آشنا بودند
کتاب لینکلن هرندون را منتشر کرد.

مجلس نمایندگان ایالت متحده

در سال ۱۸۴۶ . به عنوان نماینده در مجلس نمایندگان ایالت متحده انتخاب شد
و چون در مجلس تازه وارد بود
شخصیتی برجسته و تاثیرگذار به حساب نمی آمد.
او در مخالفت با جنگ مکزیک و آمریکا داد سخن داد
و علت این جنگ را میل رئیس جمهور جیمز ناکس پولک به کسب افتخار نظامی رنگین کمانی دلکش که در باران خون نقش می بندد دانست

علاوه بر این سخن دانی . آبراهام مستقیما ادعاهای پولک را در خصوص مرز تگزاس مورد انتقاد قرار داد.
او یکی از ۸۲ عضو حزب ویگ بود
که در سال ۱۸۴۸ . ۱۸ دموکرات را در خصوص رای موافق برای اصلاح قطعنامه ای شکست دادند.
این اصلاحیه می بایست در قالب قطعنامه ای معمولی به کمیته ارسال می شد
که در آن از کمیته خواسته شده بود تا این عبارت را اضافه نماید
جنگی غیر ضروری و برخلاف قانون اساسی توسط رئیس جمهور آمریکا آغاز گردید
این اصلاحیه تصویب شد . اما لایحه آن هرگز از جانب کمیته به مجلس بازنگشت
تا در مورد آن رای گیری نهایی صورت گیرد.

او با سخنرانی آتشین خود شهرتش را در کنگره خدشه دار کرد
او اظهار داشت : خدای آسمانها فراموش کرده از ضعیفان و بیگناهان دفاع کند
و به قاتلان و شیطان صفتان پلید اجازه داده تا زنان و مردان و کودکان را قتل عام کنند
و سرزمین عدل و داد را به تباهی کشاند.
دو هفته بعد . بالک معاهده صلحی به کنگره فرستاد.
در واشنگتن هیچکس به لینکلن اهمیت نمی داد.

اما دموکرات ها از سرتاسر منطقه او . که جنگ مقبول افتاده بود
و عده بسیاری برای شرکت در آن داوطلب شده بودند
اعتراض خشمگینانه خود را ابراز داشتند.
در شهرستان مردگان . قطعنامه هایی در حمایت شدید از جنگ و تقبیح حملات چریکها .
تهمت زنندگان به رئیس جمهور و مدافعان کشتار در آلامو به تصویب رسید.

شریک حقوقی لینکلن

شریک حقوقی او . ویلیام هرندون . بوی هشدار داد که این خدشه وارد عمیق تر شده و غیرقابل جبران است.
خود او هم نا امید و دلسرد شده بود و بنابراین تصمیم گرفت در انتخابات مجدد شرکت نکند
در انتخابات پاییز ۱۸۴۸ . او شدیدا برای زادکاری تیلر . ژنرالی موفق که او قبلا اعمال شنیعش را تقبیح کرده بود . به تبلیغ پرداخت.
اعتراضات لینکلن به بالک . دوباره در طی جنگ داخلی ذهن وی را به خود مشغول داشت
دولت تازه کار تیلر به او مقام فرمانداری منطقه دور افتاده ارگون را پیشنهاد کرد.
از آنجا که قبول این سمت به شغلش در ایالت رو به رشد ایلینویز خاتمه می داد .

این پیشنهاد را نپذیرفت.
لینکلن به اسپرینگ فیلد بازگشت . سیاست را کنار گذاشت و از راه وکالت که مستلزم سفرهای طولانی با اسب از یک شهرستان به شهرستان دیگر بود . به امر معاش پرداخت.

سیستم حمل و نقل رقابتی

در اواسط دهه ۱۸۵۰ لینکلن با دو سیستم حمل و نقل رقابتی رو به رو شد
قایقهای مخصوص رودخانه و راه آهن.
در سال ۱۸۴۹ او ابتکاری در مورد کشتی های بویه دار ( راهنما دار ) را به ثبت رساند
او به عنوان نماینده راه آهن آستن و سن’امون . همراه با یکی از سهامداران شرکت به نام جیمز برت . در مناظره ۱۸۵۱ شرکت کرد.

برت از پرداخت باقی بدهی خود به راه آهن سرباز می زد
و دلیلش هم این بود که راه آهن . جاده ای را که در ابتدا طراحی شده بود تغییر داده بود.
لینکلن چنین استدلال می کرد که از لحاظ قانون . شرکت .
هنگامی که طرح اولیه را می توان بنا به مصلحت و منفعت عموم اصلاح کرد .
ملزم به پایبندی به این طرح اولیه نیست

و اینکه مسیر جدید پیشنهادی آستن و سنگامون نسبت به مسیر قبلی بهتر و کم هزینه تر است.
همچنین شرکت حق دارد آقای برت را به دلیل کوتاهی و تاخیر در پرداخت جریمه کند.
او توانست در این پرونده پیروز شود و در نهایت تصمیم و رای دادگاه عالی ایلینویز در دادگاه های دیگر ایالات متحده اعلام شد

مهارتهای آبراهام لینکلن در مقام وکیل راه آهن

نمونه دیگری از مهارتهای لینکلن در مقام وکیل راه آهن دادخواستی بود
در مورد معافیت از پرداخت مالیات که ایالت به راه آهن مرکزی ایلینویز داده بود.
شهرستان مک لین استدلال می کرد که ایالت حق دادن چنین معافیتی را نداشته .
در ژانویه ۱۸۵۶ . دادگاه عالی ایلینویز رای خود را مبنی بر لغو معافیت مالیاتی اعلام کرد.
در سال ۱۸۵۳ . چهار بساز و بفروش شهری در ۳۰ مایلی شمال پایتخت اسپرینگ فیلد
در ردیف راه آهن سینت یوینر . آستون و شیکاگو بنا نهادند.
این افراد از وی به عنوان وکیل خود و وکیل راه آهن کسب اجازه کردند
تا شهر جدید را به افتخار او نامگذاری کنند.
او موافقت کرد.

این شهر . قبل از اینکه لینک شهرت بین المللی بیابد . نخستین شهری بود که به افتخار او نام گذاری شد.
شاخص ترین پرونده کیفری لینکلن در سال ۱۸۵۸ بود.
در این پرونده او از ویلیام آمستردام که به قتل متهم شده بود دفاع کرد.
علت شهرت این پرونده این است که لینکلن از اخطاریه قضایی در این پرونده استفاده کرد
و در آن زمان استفاده از این کار برای نشان دادن اینکه یکی از شاهدان در جایگاه شهادت دروغ داده است بسیار به ندرت صورت می گرفت.

پس از اینکه شاهد اظهارات خود را مبنی بر اینکه در نور ماه شاهد جنایت بوده
و در زاویه ای قرار داشته که نمی توانسته آنقدر نور داشته باشد که بتوان چیزی را به وضوح دید. بر اساس این مدرک آرمسترانگ تبرئه شد.
در طی ۲۳ سال حرفه وکالت . آبراهام ۵۱۰۰ پرونده فقط در ایالت ایلینویز داشت.
پرونده های او که روزی یک مورد افزایش یافته بودند
بیشتر با تنظیم حکم به پایان می رسید .
اما برخی نیز بسیار پیچیده بودند.
آبراهام و شرکایش بیش از ۴۴۰۰ بار در دادگاه عالی ایالت ایلینویز حاضر شدند

آبراهام لینکلن که بود ؟ – خلاصه وار

آبراهام لینکلن پسر یک کفاش بود پدر آبراهام لینکلن کفش های افراد مهم سیاسی را تعمیر و یا تمیز می کرد
آبراهام پس از سالها تلاش و شکست در سال ۱۸۶۱ به عنوان رئیس جمهور برگزیده شد
اولین سخنرانی او در مجلس سنای بدین صورت گذشت :
نمایندگان مجلس از اینکه لینکلن رئیس جمهور شده بود ناراضی بودند .
چرا که او از یک خانواده فقیر و فاقد سطح اجتماعی بالا بود
زمانی که آبراهام لینکلن برای سخنرانی پشت تریبون قرار گرفت قبل از آنکه لب باز کند و سخنی بگوید
یکی از نمایندگان مخالف با عصبانیت و بی ادبی تمام از سوی جایگاه خود فریاد زد

آبراهام ! حالا که بطور شانسی رئیس جمهور شده ای فراموش نکن که می دانیم تو یک بچه کفاش بیشتر نیستی
مسلما هر فردی در جایگاه آبراهام لینکلن قرار داشت با این نماینده گستاخ که او را اینگونه مورد خطاب قرار داده برخورد می کرد
اما آبراهام لینکلن این چنین نکرد
او لبخندی زد و سخنرانی خود را اینطور شروع کرد :
من از آقای نماینده بسیار بسیار ممنونم که در چنین روزی مرا به یاد پدرم انداخت .

چه روز خوبی و چه یادآوری خوبی!
من زندگی و جایگاهم را مدیون زحمات پدرم هستم .
آقایان نماینده بنده در اینجا اعلام می کنم که بنده مانند پدرم ماهر نیستم .
با این حال از دستان هنرمند او چیزهایی آموخته ام .
پس اگر کسی از شما تمایل به تعمیر کفش خود داشت با کمال میل حاضر به تعمیر کفشش خواهم بود!

فرمان لغو برده داری

یکی از اقدامات مهم و تاثیر گذار آبراهام لینکلن خاتمه بخشیدن به تاریخ برده داری در ایالات متحده آمریکا بود
آبراهام لینکلن رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا فرمان لغو برده داری را صادر کرد
گرچه مدتها زمان لازم بود تا این قانون بصورت واقعی محقق گردد

نحوه ترور آبراهام لینکلن

آبراهام لینکلن بدون محافظ اصلی اش در هیل لمون تئاتر فورد شرکت کرد .
در همان حالی که تنها محافظ او مشغول قدم زدن بود ؛
و آبراهام لینکلن در جای خود در اتاقکی در بالکن نشسته بود .
جان ویلکس بوث وارد شد و در پشت اتاقک خود را مخفی کرد
و منتظر خنده دار ترین صحنه تئاتر ماند
به این امید که صدای خنده مانع شنیده شده صدای شلیک گلوله شود
وقتی صدای خنده حاضرین در تئاتر بلند شد

جان ویلکس بوث وارد اتاقک رئیس جمهور شد
و گلوله ای بر سر او شلیک کرد .
گلوله از کنار گوش چپ آبراهام لینکلن وارد شد و در پشت کره چشم راستش قرار گرفت

آبراهام لینکلن

منبع : fa.wikipedia.org

برچسب ها : ,

همچنین ببینید

زندگینامه بنجامین هریسون بیست و سومین رییس جمهور آمریکا

زندگینامه بنجامین هریسون بیست و سومین رییس جمهور آمریکا

زندگینامه بنجامین هریسون زندگینامه و بیوگرافی بنجامین هریسون بیست و سومین رییس جمهوری ایالات متحده …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

10 − هشت =