بهار بهار صدا همون صدا بود – ناصر عبداللهی

ناصر عبداللهی

بــهار بــهار صدا هــمون صدا بود

صدای شاخــه ها و ریشــه ها بود

بــهار بــهار چــه اســم آشنایی

صدات میاد … اما خودت کجایی

وابکنیــم پنجــره ها رو یا نــه

تازه کنیــم خاطــره ها رو یا نــه

بــهار اومد لــباس نو تنــم کــرد

تازه تــر از فصل شکفــتنــم کــرد

بــهار اومد با یــه بغل جوونــه

عید آورد از تو کوچــه تو خونــه

حیاط ما یــه غــربیل

باغچــه ما یــه گلدون

خونــه ما هــمیشــه

منــتظــر یــه مــهــمون

بــهار اومد لــباس نو تنــم کــرد

تازه تــر از فصل شکفــتنــم کــرد

بــهار بــهار یــه مــهــمون قدیــمی

یــه آشنای ساده و صــمیــمی

یــه آشنا کــه مثل قصــه ها بود

خواب و خیال هــمــه بچــه ها بود

آخ … کــه چــه زود قلک عیدیامون

وقــتی شکســت باهاش شکســت دلامون

بــهار اومد بــرفارو نقطــه چین کــرد

خنده بــه دلــمــردگی زمین کــرد

چقد دلــم فصل بــهار و دوســت داشــت

واشدن پنجــره ها رو دوســت داشــت

بــهار اومد پنجــره ها رو وا کــرد

من و با حسی دیگــه آشنا کــرد

یــه حــرف یــه حــرف ‚ حــرفای من کــتاب شد

حیف کــه هــمش سوال بی جواب شد

دروغ نگــم ‚ هنوز دلــم جوون بود

کــه صــبح تا شــب دنــبال آب و نون بود

تکست و متن اهنگ و ترانه ناصر عبداللهی

برچسب ها :

همچنین ببینید

در دیگران میجوییم اما بدان ای دوست – ناصر عبداللهی

در دیگران میجوییم اما بدان ای دوست – ناصر عبداللهی

در دیگــران میجوییــم اما بدان ای دوســت اینسان نــمیابی ز من . حــتی نشان ای …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

9 + 14 =