زلف رها در بادت آخر داد بر بادم – ناصر عبداللهی

ناصر عبداللهی

زلف رها در بادت آخــر داد بــر بادم

لایق نــبودم بندگی را کــردی آزادم

بــردم شکایــت از تو پیش مســتی چشــمــت

لــب وا نکــرد اما صدای ســرمــه بنیادم

در هــر کجا باشی فــراموشــت نخواهــم کــرد

گفــتی و در آغوش چشــمــت بــردی از یادم

خواهد شنید آخــر تو میگفــتی دلا دیدی

پشــت در بی اعــتنایی ماند فــریادم

یک روز چون زنجیــر بــر پای من افــتادی

یک عــمــر هــمچون سایــه بــر پای تو افــتادم

زلف رها در بادت آخــر داد بــر بادم

لایق نــبودم بندگی را کــردی آزادم

بــردم شکایــت از تو پیش مســتی چشــمــت

لــب وا نکــرد اما صدای ســرمــه بنیادم

تکست و متن اهنگ و ترانه ناصر عبداللهی

برچسب ها :

همچنین ببینید

بهار بهار صدا همون صدا بود – ناصر عبداللهی

بهار بهار صدا همون صدا بود – ناصر عبداللهی

بــهار بــهار صدا هــمون صدا بود صدای شاخــه ها و ریشــه ها بود بــهار بــهار …

کامنت لطفا نظـــر خود را درباره این صفحه در بخش کـــامــنت بیان کنید کامنت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.