خانه / چکیده اشعار شاعران / اشعار زیبای فریبا وفی

اشعار زیبای فریبا وفی

اشعار زیبای فریبا وفی

اشعار زیبای فریبا وفی رمان نویس شاعر و نویسنده داستان کوتاه ایرانی

اشعار زیبای فریبا وفی

اشعار زیبای فریبا وفی

درد جدایی از دوست

از درد جدایی از رحم مادر بیشتر است

بچه نمی فهمد چرا از جای گرم و نرمش پرت شده بیرون

اما ما می فهمیم که تنها شده ایم !

اشعار زیبای فریبا وفی

گفت: چرا همه ش دنبال معنای دیگری هستی

این یک دوستی ساده است

آب دهانم را قورت دادم

“دوستی یک زن و مرد هیچ وقت ساده نیست “

**********

اگر مثل آدم خداحافظی کنی

غصه می خوری اما خیالت راحت است

اما جدایی بدون خداحافظی بد است.خیلی بد !

یک دیدار ناتمام است

ذهن ناچار می شود هی به عقب برگردد

و درست یک ذره مانده به آخر متوقف بشود

انگار بروی به سینما و آخر فیلم را ندیده باشی

**********

حرف که نمیزنم از خودش نمی پرسد

این بنده خدا که لال نبود

چرا یک دفعه این طور شد ؟

راحت تر است فکر کند زن ها

بعضی وقت ها کم حرف میشوند

به خودش زحمت نمیدهد

ببیند توی دل من چه خبر است .

**********

رؤیای من معیوب است

مثل آن بلور ترک برداشته است

که حیفم آمد توی سطل آشغال بریزم

ولی می دانم که دیگر به درد نمی خورد

چرخ فلکی که در آن هستم

نمی تواند مرا جای دوری ببرد

اشعار زیبای فریبا وفی

در حالی که همچنان پشت پرده است

می گوید بدبخت

بدبخت کی ؟ جوجه یا جوجه خور ؟

جوابش برایم اهمیت دارد

بدبخت من که دارم دنیا را از این سوراخ نگاه می کنم

اشعار زیبای فریبا وفی

زن اگر بخواهد شعر را پیدا می کند

حتی اگر شده از سوراخ موش

غش غش میخندید

موش ها را وادار می کند

که برایش بخوانند

خاله محبوب

از شعر کم نداشت

برای همین هم می توانست

روزی صد بار به خودش نگاه کند

**********

من باید مفلوک تر از همه باشم

که وقتی سیر می شوم

سرم را روی شکم کسی که بیش از همه ازش سیرم بگذارم

و به صدای آب کشی توی روده هایش گوش کنم

و تازه. شرمنده ی آن همه سیری باشم

اشعار زیبای فریبا وفی

همچنین بخوانید : جملات زیبای فریبا وفی

برچسب ها :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − 15 =